دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود.
موضوع درس درباره ی خدا بود.استاد پرسید:آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟
کسی پاسخی نداد.
استاد دوباره پرسید:
آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟
دوباره کسی جوابی نداد
استاد برای سومین بار پرسید:
آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟
برای سومین بار هم کسی پاسخی نداد
استاد با قاطعیت گفت:"پس خدا وجود ندارد."
یکی از دانشجوهاکه به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود اجازه خواست تا صحبت کند.
استاد پذیرفت.
دانشجو از جایش برخاست و از همکلاسیهایش پرسید:
آیادر این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟
همه سکوت کردند
"آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟
همچنان کسی چیزی نگفت.
آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟
وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد داشجو نتیجه گیری کرد
که استادشان مغز ندارد.![]()
![]()
![]()
![]()
مراکشت چشم انتظاری مسافر
بیا با شکوهی که داری مسافر
ببین مانده یک مشت زانوی لرزان
در این سوی امیدواری مسافر
ببین خشک شد خون مردان دریا
وشد باددر باد جاری مسافر
ببین سالیانی است پیوسته اینجا
سیاه است از سوگواری مسافر
ببین با چه عجزی صمیمی صدایم
تورا خوانده امشب به یاری مسافر
به خاطر بیاور که داریم تنها
تورا از خدا یادگاری مسافر
بیا تا که بارانی از چشمایت
زمین را کند آبیاری مسافر
بیا تا پس از قرنها خشکسالی
بیاید هوایی بهاری مسافر
خدا رابگو وقت باز آمدن شد
چه می شد که می گفتی«آری»مسافر
شعراز بریده یک روزنامه از آقای علیرضا سپاهی لائیی
میلادنورمبارک باد
http://www.tebyan.net/Archive/SpecialOccasions/Religious/Year1383/2004/12/23/21538.html
این لینک دانلود مداحی تولد آقاست
عجم تافت چو خورشید ولایت ز عرب
پرچم کشور ما یافت از او زیب و طراز
مغتنم مقدم مهمان گرامی شمرید
که ولی نعمت ما آمده از راه دراز
------------------------------------------
ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس
خاموش کن صدا را ، نقاره می زند طوس
آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان ؟
جانی دوباره بردار ، با ما بیا به پابوس
آن جا که خادمینش ، از روی زائرینش
گرد سفر بگیرند ، با بال ناز طاووس
در پیش گنبد او ، خورشید آسمان ها
نوری ندارد انگار ، چیزی شبیه فانوس
بسم الله
یک خاطره از روز پنج شنبه۱۶/۸/۸۷که خیلی منو ناراحت کرد می خواستیم توی تولد آقامون
شاد باشیم مثل اینکه شادی به ما نیامده،روز پنج شنبه نوبت دکتر داشتم یک جایی دولتی بودرفتم
موقعی که می خواستم برم دارو بگیرم، چیزی دیدم که خیلی سوختم
جوانی با سیمای مذهبی وخیلی لاغرومریض احوال همراه بامادرش
ادامه مطلب...

پیچید چو نی نوای تو در بند بندمان
یا ثامن الائمه رها کن زبندمان
خورشید با جمال جمیلت جمیل نیست
بر درگه جلال تو گردون جلیل نیست
جایی که همرکاب تو غیر از " خلیل" نیست
دیگر مجال پر زدن جبرئیل نیست
وقتی به محضر تو شرفیاب می شوم
از شرم شعله می کشم و آب می شوم
کوثر پیاله زشراب طهور توست
طور شهود پرتو فاش ظهور توست
سینای جلوه شاهد نور حضور توست
خورشید هم از آینه داران نور توست
چشمم که محو حسن ملیح تو می شود
اشکم دخیل بند ضریح تو می شود
خواهی بخوان به پیشم و خواهی جواب کن
یا لطف کن به حال دلم یا عتاب کن
یا بیش از این خراب غمت را خراب کن
ما مرا ز زمره یاران حساب کن
مپسند بار خواهش ما را به ذمه ات
سوگند می دهم به جواد الائمه ات
آن زایرم که آمده با دست خالی ام
رحمی به دل شکستگی و خسته حالی ام
بال و پری ببخش به بی دست و بالی ام
کز شاعران حضرت مولی الموالی ام
پرواز را زخاطر خود بریده ایم ما
هر چند زنده ایم ولی مرده ایم ما
هر جا که می رویم خیال تو می کنیم
در باغ گل خیال مجال تو می کنیم
صدها غزل نثار غزال تو می کنیم
با این بهانه یاد وصال تو می کنیم
تا لطف خویش بیشتر از پیش کرده ای
ما را کبوتر حرم خویش کرده ای
محمد علی مجاهدی
