
در هیچ جنگی زنان وکودکان را آماج تیرها نمی کنند اسرائیلیها از حیوان هم بدترنداز کفار،ازمشرکین،
اما تاوان این جنایات برای اسرائیل ودوستانشان سنگین خواهد بود وبسیار هم سنگین

به نظر شما کسی که با بوش به مستی و پایکوبی مشغول است
می تواند حامی مظلوم باشد


روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین
می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین
پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین
بسکه محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین
رخت و تاراج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین
سروران، پرانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین
سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین
او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین
دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین
سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین
آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین
بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین
ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین
دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین
شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین
«عدل در آتش بیداد»
قدس در آتش بیداد چرا می سوزد
قدس تنها نه،قداست همه جا می سوزد
درجهانی که به پا آتش مظلوم کشی است
هرکه فریاد کند مظلمه را، می سوزد
هیچ کس نیست بپرسد که چرا روی زمین
هرکه نامی برد از حق وخدا می سوزد
سازمان های جهانی همه در بهت وسکوت
وجهانی زآتش آشوب وبلا می سوزد
در زمانی که حقوق بشر آفت زده است
خرمن عاطفه در قحط وفا می سوزد
قبله ی اول وامروزه ی اسلام عزیز
قدس در فتنه جدا،کعبه جدا می سوزد
همه جا کرب وبلا را تب قدسی دگر است
که درآن نسخه ی مظلومی ما می سوزد
غرب را فلسفه این است که درنظم نوین
هرکه خواهد شود از سلطه رها ، می سوزد
هیچ گفتند که در آتش صهیون پلید
این همه کودک معصوم چرا می سوزد؟
از شب قتل علی تجربه شد که این که هنوز
عدل در آتش بیدا وجفا می سوزد
سوختن سدّ ره وصل نگردد که به شمع
تا که پروانه شود کا مروا، می سوزد
سوخت آنگونه که درکرب وبلا خیمه ی عشق ،
هرکجا خیمه ی عشق است به پا می سوزد
زآتش خشم ، در این برهه ی بیداری خلق
دشمن،آنگونه که اوراست سزا،می سوزد
ملت زنده ی ماراکه امید بشراست
سینه از داغ امام وشهدا می سوزد
محمد مو حدیان(امید)
