تبليغاتX
عاشقان مهدی



 

من جای موسوی بودم اول توبه می کردم بعد هم از خدا مرگ زود هنگام می خواستم

 

پنجره زیباست اگر بگذارند
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم
عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

شهید زنده است. سیمای خوزستان چندی پیش در اردوی راهیان نور در طلائیه با دختری مصاحبه کرد. دختر در آن بیابان کیکی آورده بود و کنارش روی خاک نشسته بود.
خبرنگار پرسید: خانم برای چی کیک اینجا آوردی؟
گفت: آمده ام تولدم را توی طلائیه کنار شهدا جشن بگیرم.
خبرنگار با خوشحالی پرسید: خوب به سلامتی چند ساله شدید؟
دختر جواب داد: امروز یک ساله شدم.
خبرنگار که از روی تعجب صدایش آرام تر شده بود پرسید: یعنی چی؟
دختر گفت: من یک عمر زیر بار گناه مرده بودم. پارسال همین روزها ما را آوردن طلائیه شهدا مرا زنده کردند. اومدم جشن تولد یک سالگیم را بگیرم.

شهید زنده است و از ما بیشتر درگیر مسائل سیاسی و فرهنگیست. امروز که وزارت تعطیل است. صداوسیما تعطیل است. حوزه ها و دانشگاه ها معلوم نیست چه می کنند. تبلیغات و هنر و سینما و مجمع تعطیل است. امروز که همه مغازه هایشان را بسته اند و با فیش حقوقی و جوجه کبابشان گردو می شکنند. امروز است که یک پلاک یک شهید هزار هزار دل می برد از جوان ها. شما نمی خواهد دغدغه ما جوان ها را داشته باشید. به دلسوزی شما نیازی نداریم. شمایی که بنز و بی ام و و پژو را به امید قرض حسنه! ما تبلیغ می کنید. شمایی که کباب دنده و برنج ۱.۵ سانتیمتری تبلیغ می کنید در جامعه زیر خط فقر. جامعه ای که مردمش به جای گوشت با بادمجان سر می کند آن هم گهگاه. ایکاش بچه های آسمان و آواز گنجشک ها کارگردان تبلیغات شما بود ایکاش. شمایی که ناز و غمزه بازیگران و مجریانتان از پیرمرد 90 ساله هم هوش و حواس می برد چه رسد به جوان مجردی که قرار است شما ارشادش کنید. شمایی که تکنو و ساسی و رپتان را خوراک صبح و شام کودک مسلمان ایرانی کرده اید. پارادوکسی شده لهو و آوازه خوانی و فقیر کشی با مسابقات پیامکی مطهری پارادوکسی ساحرانه. لطفاً شما از عدالت و مهرورزی نگویید. صفحه نمایش شما بسیار LCD است. خیلی نازکتر از ادعای عدالت طلبی. ما نیازی به کار فرهنگی شما نداریم حتی از کار ضد فرهنگی شما هم هراسی نداریم برای خودمان. برای خودتان بیمناکیم. پشت ما گرم است. ما شهدایی داریم که حرف ما را می فهمند. خاکی داریم در آن گوشه ایران که برای ما جشن تولد می گیرد هر سال چه جشنی!

شهدا چه سعادتی داشتند. مرد راه بودند. آنها به قافله رسیدند. ما هم می رسیم. به همراهی شهدا ما هم به کاروان خواهیم رسید. آی شهدا یه کم فقط یه کم از شما دلگیریم. چرا؟ چرا شما و رفقایتان اجازه دادید امامتان جام زهر بنوشد؟ مگر امامتان نگفته بود جنگ جنگ تا رفع فتنه از کل عالم؟ مگر امامتان نگفته بود که اگر پول نداشتید تا تجهیزات و سنگر مهیا کنید گوشت که دارید این بدن ها را سنگر کنید؟ پس چه شد؟ چرا جام زهر؟ شما که از امام حسن سلام الله علیه با خیر بودید و از امام حسین سلام الله علیه. پس چه شد؟ می دانم. می دانم که شما هم از ما دلگیرید. می دانم که می خواهید بگویید شما چرا؟ ما دیگر عذری نداریم. زمان ما بود که مجلسیان می خواستند جام زهر دیگری به اماممان بدهند. زمان ما بود که ابطالگران می خواستند جام زهر دیگری سرو کنند. اما ما ایستادیم و تا آخر هم خواهیم ایستاد. زمان مجلس ششم اگر چه بعضی کم سن بودیم یا حواسمان نبود اما کمی بعد با رأیهایمان جبران کردیم. اجازه ندادیم جام زهر به دستان دوباره وارد مجلس و دولت شوند.

ای شهدا عرصه امروز ما عرصه دیروز شماست. می بینید؟ می بینید که حلقه های محاصره هر روز تنگ و تنگتر می شود؟ بوزینگان را می بینید بر منابر پیامبر سلام الله علیه در سرزمین وحی؟ گمان کرده بودیم منظور از بوزینه که در اخبار آمده تنها همین سلفی های وهابی زمان ما هستند اما ظاهراً همان بوزینه دُم دار هم مصداق خبر بوده. حیوانات را در منزل وحی رها کردند. بوزینگانِ با دم در صحرا و بی دم در آل سعود. می بینید که چطور چشمه های اسلام را یکی یکی محصور می کنند؟ احمد متوسلیان کجاست تا تانک های صهیونیستی را در لبنان نه بلکه در وادی السلام و صحرای کربلا ببیند؟ او کجا و ما کجا. احمد کاظمی هم که آسوده شد. دوران کجاست؟ چمران کجاست تا ببیند واپسگرایان می گویند ما را چه به فلسطین و لبنان تا خودمان بدبخت و بیچاره داریم!؟ می بینید چطور قاعده بازی را عوض می کنند؟ انگار که در این عالم نیستند و این همه دشمنی را نمی بینند.البته مردود شدند. مردود شدن هم همان و سقوطشان همان. شعبده بازان و ابطالگران عصر ظهور خود را باطل کردند. گمان کرده اند انقلاب 57 را هم برج نشینان و بنز رانان به پا کردند. ساعت تکبیرشان با مسافران و جومونگ تنظیم می شود و بیچاره سطل های زباله. کاریکاتورشان از انقلاب 57 را فقط خودشان باور کرده اند. خدای انقلاب ۵۷ و طبس و کربلای ۵ هنوز زنده است.

آی شهدا ما را رها نکنید. می دانیم که ادامه راه شما یعنی اینکه ابتدا باید به آنجایی که شما رسیده اید برسیم. اگر به آنجا نرسیم که ادامه راه شما معنی ندارد. ما به آنهایی که شما را مرده می پندارند کاری نداریم. آنها مسئله ما نیستند. آنهایی که مزار شما را قبرستان می نامند از کلکچال تا بهشت زهرا. آنها طرف حساب ما نیستند. ما را از پس نفس خودمان برآرید که بدجوری گرفتارش شده ایم. از دست این نفس به کجا شکایت کنیم؟ شما کاری کنید. نزد خدا آبرومندید. نزد صاحبمان آبرومندید. شما دعایی کنید. حلقه بسته گناه-توبه-گناه-توبه خسته کرده ما را. زشت است و اسباب شرمندگی که در عصر ظهور هنوز درگیر نفس باشیم آن هم اماره. شما را به خدا و امامتان ما را فقط یک آرزومند بی خاصیت نپسندید. آرزوی برپایی مُلک مهدی سلام الله علیه را تنها یک خیال برای ما نپسندید. ما را بر تحقق آن یاری کنید. بعد از 1140 سال امروز ما ماندیم و شما و اماممان.

بنا بر این است که جوان ایرانی علم را اگر در ستاره ثریا هم باشد به زمین بکشاند. بنا بر این است که جوان ایرانی در برپایی دولت کریمه یار خودنمایی کند. دستی هم از ما بگیرید. ما گله ای نداریم اگر بی لیاقتیم. اگر توشه ای نداریم که دولت یار را ببینیم اگر دستانمان آنقدر خالیست که باید جایمان را در عصر ظهور به کس دیگری بدهیم اگر آنقدر غافلیم که حتی در ایام میلاد هم نمی توانیم منتظر باشیم اگر آنقدر جاهل شده ایم که تنها دل به ختم قرآن های میلیونی خوش کرده ایم و کار دیگری در کنارش نمی کنیم اگر آنقدر رو سیاه شده ایم که قرار است بدون شناخت امام زمانمان از دنیا برویم. با همه اینها به دل های خود مطمئنیم. مطمئنیم که هیچ کدام از این زشتی ها را از روی رغبت انجام نمی دهیم. غفلت است و وسوسه. در دل های ما امیدی هم هست. آرزوهایی هم هست. ما همه این نقص ها را می پذیریم و بدون توقعات آن چنانی از این عالم خواهیم رفت. در روز حساب هم منتظر حساب نخواهیم ماند. با سری به زیر افکنده و با پاهای خود به سمت عذاب خواهیم رفت. ای شهدا اگر چنین شد تنها یک آرزو داریم. شما از خدا بخواهید که اگر منزلمان در عذاب بود در عذاب اعمالمان لااقل در آن حول و احوال یاد اربابمان را از ذهن هایمان پاک نکند. گفته اند یکی از عذاب های قیامت فراموشیست. یعنی انسان به طور مطلق فراموش می کند در دنیا خدایی و پیامبری و امامی داشته. اگر بنا نیست به قافله عاشورا برسیم در دنیا، لااقل اجازه دهند با یاد امام عاشورا در عذاب اعمالمان ابدی شویم. آی شهدا ما گله ای نداریم. حتی اگر همه اینها که گفتیم واقع شود باز هم راضی و شاکریم. همین که یاد شما در فکر ماست. همین که یاد امام حسین و حضرت عباسِ شما در دل ماست برایمان کافیست.

شهر و روستای ما کوی و برزن ما آذین شده است. چراغانی و شربت و شیرینی و جشن و قافله و میهمانی و کودکان و نامه و کوفه و شمشیر و ... بگذریم. ای شهدا تبریک ما را بپذیرید شما هم تبریکی به ما بگویید چه زیباست تبریک شما اگر شهادت باشد برای ما. ما را هم در قهقهه مستانه خود سهیم کنید.
دیگر غمی نیست به جز سرکشی نفس. دیگر غمی نیست تا ... تا تا ابد از میخ در خون می چکد...

لاف عشق و گله از یار زهی لاف خلاف       عشقبازانِ چنین مستحق هجرانند

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388;ساعت 13:59;  توسط عاشق مهدی;  | 

زمانه‌ی عجیبیه.
یادمه از کوچکی هر وقت شخصی را با لباس مقدس روحانیت که همان لباس پیامبر(ص) است می‌دیدم، ناخودآگاه احساسی مملو از احترام و معنویت به سراغم می‌آمد و فکر می‌کردم که هرکه در این لباس است... .
اما هرچه بزرگتر شدم و آدم‌های دور و برم را بیشتر دیدم و شناختم، فهمیدم که همیشه هم این‌گونه نیست و هستند کسانی که در لباس پیامبر، تیشه به ریشه دین محمدی می‌زنند!
کاری هم به امروز و دیروز ندارد، از زمان رحلت حضرت رسول(ص) تا به امروز افراد زیادی در لباس دین به اسلام ضربه زده‌اند. از
ابوموسی اشعری‌ها و ماجرای حکمیت بگیر، تا دوران معاصر و منتظری‌ها و اشکوری‌ها و... و امروز صانعی و کروبی!
و وقاحت کلامشان به جایی رسیده که بعضی‌شان با یدک کشیدن عنوان آیت الله و مرجعیت شیعه! دیروز از قاتلین و منحرفین حمایت می‌کردند و از قائم مقامی رهبری عزل می‌شوند [شیخ ساده لوح منتظری] و امروز زبان به فحش و تهمت و دروغ باز می‌کنند! و مسلمانی را تهمت حرامزاده‌گی می‌زنند [شیخ یوسف صانعی].
البته از تعاملات و قرابت سیاسی و فکری صانعی با برخی افراد معلوم الحال مانند
میر حسین موسوی [که در همین سخنرانی نیز به آن اشاره کرده است] چیزی جز این نیز انتظار نیست! با این تفاوت که اگر این حرف از زبان موسوی یا هر شخص دیگری زده می‌شد، زیاد باعث تعجب نبود، ولی شنیدن آن از زبان یک آیت الله! و مرجع تقلید...
و وقتی خود من با دفتر آن مرجع!!! تماس گرفتم و اعتراض کردم و توضیح خواستم، باران توجیهات و فرافکنی‌ها بود که باریدن گرفت. شنیدن صحبت‌های یکی از اعضای دفتر صانعی در رابطه با این موضوع، دارای نکات مهمی است که توصیه می‌کنم حتماً گوش کنید.
همچنین وظیفه شرعی و اخلاقی حکم می کند که همگی با تماس تلفنی با دفتر شیخ یوسف صانعی یا ارسال ایمیل و پیامک، نسبت به این اقدام هتاکانه واکنش نشان داده و در راستای فرضیه امر به معروف و نهی از منکر اقدام کنیم.
- آدرس و تلفن‌های دفتر یوسف صانعی در شهرهای مختلف.
+
- ارسال پیامک به شماره 30007960 مربوط به دفتر صانعی.
همچنین از مراجع تقلید، علما و دیگر روحانیون معزز و مکرم انتظار می‌رود تا نسبت به این موضوع بی‌تفاوت نباشند.

و در پایان یادمان نرود که: "ادب مرد، به ز دولت اوست"!!!

دانلود فایل‌های مرتبط:
.: دانلود فایل صوتی تماس تلفنی سایت بچه‌های قلم با دفتر یوسف صانعی در تهران و پاسخ مضحک یکی از اعضای دفتر.
  
کیفیت خوب - کیفیت معمولی.
.: فیلم و فایل صوتی اهانت شیخ یوسف صانعی به محمود احمدی نژاد.
   فیلم:
سرور1سرور2  / صوت
.: متن کامل سخنان موهن شیخ یوسف صانعی در تخریب دولت و اهانت به احمدی نژاد. +

مطالبی از همین دست:
.: حرامزاده و یک سوال ساد‌ی ساده‌ی ساده از سبزها!
+
.: بيانيه شماره 3 جمعی از طلاب و فضلای قم در معرفی عوامل فتنه. +
.: شیخ یوسف صانعی، امام جماعت مسجد ضرار. +
.: یک دلیل ساده برای نقض مرجعیت صانعی. +
.: نگاهی به توضیحات دفتر صانعی درباره توهین به احمدی نژاد. +

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388;ساعت 10:49;  توسط عاشق مهدی;  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388;ساعت 13:51;  توسط عاشق مهدی;  | 

صدوق عليه الرحمه در كتاب من لا يحضره الفقيه آورده «و كان رسول الله صلى الله عليه و آله اذا اهل هلال شهر رمضان استقبل القبلة و رفع يديه و قال: «اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام، و العافية المجللة و الرزق الواسع، و دفع الاسقام، اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا، و تسلمه منا و سلمنا فيه‏» (1)

رسول الله(صلى الله عليه و آل) هنگامى كه رويت هلال رمضان مى‏فرمود، رو به قبله مى‏نمود و دستهاى مباركش را بلند مى‏كرد.و مى‏گفت: پروردگارا اين ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتى و اسلام، و تندرستى شايان تشكر، و روزى فراخ، و بر طرف ساختن دردها و ناملايمات، بار پروردگارا روزى كن ما را روزه و قيام براى عبادت، و تلاوت قرآن در اين ماه، و او را براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در اين ماه سالم و تندرست فرما.

پى‏نوشت:

1- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 100.

روزه، درمان بيمارهاى روح و جسم صفحه 13

سيد حسين موسوى راد لاهيجى

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388;ساعت 13:49;  توسط عاشق مهدی;  | 

راه یکی بیش نیست !

انسان در گزینش راه زندگى خویش مختار است و پیش از آنكه در فضاى دین اسلام قرار گیرد، اجبارى در انتخاب دین ندارد. علامه طباطبایى در ذیل آیه «لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ» بر این نكته تأكید مى نماید كه چون واقعیت اسلام در سایه قرآن و كلمات پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله واضح و هویدا شده، احتیاجى ندارد كه مردم را به پذیرفتن اسلام اجبار و اكراه كرد. چنانکه در ادامه آیه می‌فرماید: «قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ» و در واقع این فراز، علت جمله «لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ» است؛ یعنى چون راه راست از گمراهى آشكار شده است، دیگر جاى اجبار و اكراه نیست1.

در آیه‌اى دیگر خداوند بر عدم تحمیلى بودن دین، چنین تاكید مى فرماید: «وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ

فَلْیَكْفُرْ ؛ حق از پروردگارتان ـ رسیده ـ است. پس هر كه بخواهد، بگرود و هر كه بخواهد انكار كند»2.

لازم به ذکر است که اجبار در پذیرش دین با حكمت آزمایش بندگان مخالف است و خداوند، رسولش را از اجبار مردم براى ایمان به خدا بازداشته و فرموده است: «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لآمَنَ مَنْ فِی الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِیعاً أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النّاسَ حَتّى یَكُونُوا مُؤْمِنِینَ ؛ اگر پروردگارت مى خواست، قطعاً هر كه در زمین است ایمان مى آورد. پس آیا تو مردم را ناگزیر مى‌كنى كه بگروند؟! ».

بنابراین عقیده قابل تحمیل نیست و نمى توان در حیطه عقیده كسى را جبر و اكراه نمود. گذشته از این باید توجه داشت که عقاید جزو درونیاتی و امور قلبی است که هیچ کس بجز خود فرد به آن دسترسی ندارد و اصلا اجبار در آن بی معناست . و هرگز  با اجبار نمی توان کسی را به چیزی معتقد کرد هرچند در ظاهر به آن اعتراف کند.

چرا باید حتما اسلام را انتخاب کرد؟

دین حق و بلکه راه راست در هر زمانى همواره یكى بیش نیست و بر همه كس لازم است با شناسایى كامل، آن را پیروى كند. از نگاه قرآن دین صحیح، دین اسلام بوده و انتخاب آن برای رستگاری ضرورت دارد.

قرآن كریم مى فرماید: «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الإسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ»3 هر كه جز دین اسلام دین دیگرى گزیند، هرگز از وى پذیرفته نشود و در آخرت، اهل نجات نخواهد بود.

زیبایی وهنر،تبیان ،جوادی آملی ،دین

استاد مطهرى ضمن أاكید بر این نكته، چنین مى نویسد: «درست است كه در دین، اكراه و اجبارى نیست ولى این سخن به این معنا نیست كه دین خدا در هر زمانى متعدد است و ما حق داریم هر كه را كه بخواهیم انتخاب كنیم، چنین نیست. در هر زمانى یك دین حق وجود دارد و بس. هر زمان پیغمبر صاحب شریعتى از طرف خدا آمده ـ و ـ مردم موظف بوده‌اند كه از راهنمایى او استفاده كنند و قوانین و احكام خود را چه در عبادات و چه در غیر عبادات از او فرا گیرند تا نوبت به حضرت خاتم الانبیا رسیده است. در این زمان اگر كسى بخواهد به سوى خدا راهى بجوید باید از دستورات دین او راهنمایى بجوید. قرآن كریم مى فرماید: وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الإسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ، و هر كس غیر از اسلام دینى بجوید هرگز از او پذیرفته نشود و او در جهان دیگر از جمله زیانكاران خواهد بود».4

تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه - حسین عسگری
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388;ساعت 14:18;  توسط عاشق مهدی;  | 

جدیدترین رفتار ضداسلامی ایتالیا با کارگران مسلمان؛
دولت ایتالیا در جدیدترین اقدام ضداسلامی خود اعلام کرده که کارگران مسلمان در این کشور، باید در طول ماه مبارک رمضان ناهار بخورند و آب بنوشند.

به گزارش شیعه آنلاین، دولت ایتالیا با هدف توجیه این رفتار ضداسلامی خود اعلام کرده که علت صدور چنین دستوری این است که کارگران ضعیف نشوند و توان کار کردن را داشته باشند.

در همین راستا کمیته صلح در شهر "مانتوفا" در شمال ایتالیا به کشاورزان مسلمان اعلام کرد، کارگرانی که به این دستور دولت عمل نکنند، ابتدا به طور مؤقت و به مدت چند روز اخراج می‌شوند و اگر یکبار دیگر این کار را تکرار کنند، به صورت همیشگی از کار اخراج خواهند شد. البته این قانون فقط شامل کشاورزان مسلمان نیست بلکه دیگر کارگران مسلمان نیز باید به آن عمل کنند.

این کمیته در ادامه افزود: این قانون در سال 2008 میلادی توسط پارلمان ایتالیا صادر شد، اما از امسال به طور جدی قابل اجرا خواهد بود.

گفتنی است در حال حاضر حدود یک میلیون مسلمان در ایتالیا وحود دارد که هزاران تن از آنان ایتالیایی الأصل هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388;ساعت 13:7;  توسط عاشق مهدی;  | 

غریزه غریزه جنسی در میان نیاز های دیگر جسمانی از حساسیت خاصی برخوردار است و برای ارضای مناسب و صحیح آن باید از راه های منطقی(ازدواج) بهره جست . و اینک سعی داریم  به نکات دیگری در این باب بپردازیم.

 به هنگام فراهم نبودن شرایط 

 نه تنها از ارضاء ناصحیح اجتناب كنید بلكه از تمامی عوامل تشدید كنندة آن نیاز بپرهیزید : خداوند نسبت به نوع برخورد با این نیاز هشدار تكان دهنده ای می دهد . ((لا تقربوا الّزنا انّه كان فاحشه و ساء سبیلاً)) (اسراء /32) ((به زنا نزدیك نشوید كه عملی بسیار زشت و راهی بسیار بد است)) برای اینكه بیشتر به مفاهیم و پیام این آیه پی ببریم لازم است كه دربارة كلمات ((لا تقربوا)) ، ((فاحشه)) و ((ساء سبیلا)) توضیح بیشتری داده شود .

نكتة اول در ((لا تقربو الزنا)) است یعنی نزدیك زنا نشوید : این نزدیك نشدن تفاوت معنایی زیادی با انجام ندادن آن كار دارد و حوزة مفهومی و مصداقی بیشتری را شامل می شود : خداوند طبق این آیه از تمامی اعمال ، رفتار و گفتاری كه به نوعی ممكن است باعث نزدیك شدن به آن عمل شود نهی می كند ، بنابراین این نهی ، تنها نهی از آن عمل نیست بلكه نهی از تمامی مقدمات آن عمل و تمامی رفتارها و كردارهایی است كه ممكن است باعث نزدیك شدن به آن عمل شود.

 این نهی ، تنها نهی از آن عمل نیست بلكه نهی از تمامی مقدمات آن عمل و تمامی رفتارها و كردارهایی است كه ممكن است باعث نزدیك شدن به آن عمل شود

از اینرو برخی دختران و پسران كه حریمها را رعایت نمی كنند ، حرمت حجب و حیا را پاس نمی دارند ، در روابطشان ، خوش آمدنها جای ضرورتها را گرفته است به پرتگاهی نزدیك می شوند كه هر لحظه امكان سقوط در آن است و در سراشیبی گام برمی دارند كه ایستادن و توقف در آن كار مشكلی است و خصلت و جاذبه های نفسانی روابط غیر ضروری بین دختر و پسر به گونه ای است كه اگر دچار نشدن و آلوده نشدن به این نوع روابط نیاز به اراده دارد ، اما در صورت دچار شدن ، جدا شدن و رها شدن از آن، نیاز به اراده ای بسیار افزونتر دارد چرا كه این گونه روابط برای هوی و هوسهای انسان ، بسیار خوشایند است و مقابله با آن ارادة بسیار مستحكم تری را طلب می كند .

طبق بیان این آیه ، تنها تحریم روابط نا مشروع مدنظر نیست بلكه تحریم همة اعمالی است كه ممكن است به این عمل منتهی شود و با این دیدگاه ، تمامی روابط ، صحبت ها و نگاههای غیر ضروری در حوزی این نهی و این تحریم قرار می گیرد و از اینروست كه نگاه به نامحرم حرام گشته است چرا كه زنای چشم قلمداد شده است و همینطور برخی رفتار و گفتارها همین حكم رادارند، و یكی ازعلل این گونه تحریمها این است كه نیاز جنسی با تمام نیازهای انسان یك فرق مهم دارد و آن خفتگی این نیاز و تحریك پذیری بسیار این نیاز است ، یعنی اگر عوامل بیدار كنندة این غریزه در وجود انسان بوجود نیاید به تبع آن ، این نیاز نیز حالت خفتگی خود را حفظ می كند و از عوامل بسیار مهمی كه در بیدار شدن و تحریك كردن این نیاز بسیار مؤثر است همین نگاههای آلوده ، صحبتهای عشوه گرانه ، صحنه های شهوت انگیز و روابط غیر ضروری است .

و اما نكته دوم ایة مدّنظر این است كه خداوند زنا را عملی بسیار زشت و راهی بسیار بد می داند و خداوند خواسته است با بكار بردن این كلمات و توصیفات ، نهایت قبح این عمل را گوشزد كند . خداوند نسبت به هر موضوعی تا جایی كه امكان آن باشد ، تشریح می كند اما وقتی یك مطلب ، دیگر از حد توصیف و تشریح گذشت  تعبیرات را  در ظاهر بسیار ساده اما معنایی بسیار عمیق به کار می برد و جا دارد كه انسان فقط فكر كند . مثلاً درباره قیامت و جهان بعد از مرگ و بهشت و جهنم ، "آخرت" را به کار می برد . به معنای فارسی "یك چیز دیگر". یعنی خداوند می فرماید با همة آن چیزی كه شما تصور كنید فرق دارد و در مخیله تان نمی گنجد .  یكی از آن تعبیرات دربارة زناست كه آنرا عملی بسیار زشت و راهی بسیار بد معرفی كرده است .

اگر دچار نشدن و آلوده نشدن به این نوع روابط نیاز به اراده دارد ، اما در صورت دچار شدن ، جدا شدن و رها شدن از آن، نیاز به اراده ای بسیار افزونتر دارد

و هیچ وجه آن توجیه عقلی و منطقی ندارد ، عملی است كه حرمت شكنی ها ی حیوان گونه در آن موج می زند. دربارة ((سوء)) گفته اند كه منظور عملی است كه پلیدی و بدی آن ماندگار است و سریع و به راحتی از بین نمی رود. و  سایة زشتش همیشه در ذهن و فكر افراد و در زندگیشان وجود دارد . روابط نامشروع باعث از بین رفتن حیا كه گفته اند اساس حیات قلب است و احساس هر خوبی است می شود و هرگاه حیا از بین برود تمام خیر و خوبی نیز از بین می رود و نتیجتاً عظمت و كبریائی خداوند در وجودی كه همواره مرتكب گناه می شود رفته رفته محو می شود .  

پاکان روزگار!  اجازه ندهید کرامت و ارزش وجودی شما که در مقام خلیفه اللهی عطا شده در آلودگی گناه محو شود و در توفان غرایز صیقل جانتان زنگار به خود بگیرد. 

مدرسه علمیه نرجس- با تغییر  و تلخیص

تنظیم : کهتری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388;ساعت 9:49;  توسط عاشق مهدی;  | 

مهدي باوري در سخنان نايب الحجه(2)

امروز دنیاى استکبار روى نقاط قوت ملت‌ها متمرکز شده، تا آنها را از بین ببرد. البته یک جاهایى موفق مى‌شوند، یک جاهایى هم موفق نمى‌شوند.

1- تسلیم ناپذیری

امروز دنیاى استکبار روى نقاط قوت ملت‌ها متمرکز شده، تا آنها را از بین ببرد. البته یک جاهایى موفق مى‌شوند، یک جاهایى هم موفق نمى‌شوند. از جمله جاهایى که به حول و قوه الهى موفق نشدند و موفق نخواهند شد، ملت ایران است. بحمداللَّه در منبر سازمان ملل و در مقابل چشم سران کشورهاى جهان، رئیس جمهور محترم ما حرف دل ملت ایران را بیان کرد. استحکام و متانت و قوت بیان و قوت مواضع در آن تریبون جهانى، به نیابت از ملت ایران، در مقابل چشم همه دنیا به‌دست آمد. این، معنایش چیست؟ این، معنایش این است که ملت ایران تسلیم تهدید و زور و فشار نخواهد شد؛ این، معنایش این است که ملت ایران با فشارهاى بیست‌وهفت ساله از اول انقلاب تا کنون، نه فقط ضعیف نشده، نه فقط اراده او متزلزل نشده، بلکه امروز قوى‌تر از گذشته شده است و با اراده راسخ براى پیشبرد اهداف و آرمان‌هاى متعالى خود - که مصالح ملى در آنهاست - همچنان مستحکم ایستاده است.

اتکا به خداى متعال و اعتقاد به نگاه رئوفانه و پدرانه حضرت بقیةاللَّه (ارواحنافداه) به ملت، این تأثیر بزرگ را در زندگى ما و در رفتار ما دارد که ما را با قوت قلب در مقابل امواج گوناگون وادار به استقامت مى‌کند.

 نمى‌توانند ملت ایران را شکست بدهند. به توفیق الهى، مسؤولان کشور، دولتمردان مؤمن و صبور، با پیگیرى و تلاش باید بتوانند یکى پس از دیگرى مشکلات این ملت را حل کنند؛ باید بتوانند سطح علمى و عملى این کشور را آن‌چنان بالا ببرند که به‌کلى طمع دشمنان از این ملت و از این کشور قطع بشود.(بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نیمه‌ شعبان 29/6/1384)

2- در جستجوی عدالت

دشمنان ما بدانند که ملت ایران به برکت تعلیمات دینى، همچنان که در طول این راه از تهدید دشمن نترسیده است، امروز هم از تهدید و اشتلم آنان نمى‌هراسد. قدرتمندان، دنیا را پر از ظلم مى‌خواهند. گرچه به زبان نمى‌آورند؛ اما عملشان گواه آن است. ظلم مى‌کنند، براى این‌که منافع خودشان را تأمین کنند. ما با ظلم و قلدرى مخالفیم. ما براى استقرار قسط و عدل قیام و تلاش کرده‌ایم و باز هم این ملت در همین راه تلاش خواهد کرد. حرکتى که براى قسط و عدل است بر حرکتى که در مقابل قسط و عدل ایستاده است، پیروز خواهد شد. در این، شکى نیست.

دنیا به سمت عدل و قسط حرکت مى‌کند و معناى امام زمان و انتظار فرج همین است. انتظار فرج یعنى این‌که در سرنوشت بشریت، یک فرج بزرگ هست و ما به سمت آن فرج پیش مى‌رویم. از چه بترسیم؟ چرا بترسیم؟ چرا تردید کنیم؟

چرا اطمینان خودمان را از دست بدهیم؟ دستورات اسلام، چراغ راهنماى ماست. (بیانات در دیدار مهمانان خارجى دهه فجر و قشرهاى مختلف مردم در روز نیمه شعبان 18/11/1371)

شما برادران و خواهران توجه دارید که برجسته‌ترین شعار مهدویت عبارت است از عدالت. مثلا در دعاى ندبه وقتى شروع به بیان و شمارش صفات آن بزرگوار مى‌کنیم، بعد از نسبت او به پدران بزرگوار و خاندان مطهرش، اولین جمله‌اى که ذکر مى‌کنیم، این است: «این المعد لقطع دابر الظلمه، این المنتظر لاقامة الأمت و العوج، این المرتجى لأزالة الجور و العدوان»؛ یعنى دل بشریت مى‌تپد تا آن نجاتبخش بیاید و ستم را ریشه‌کن کند؛ بناى ظلم را - که در تاریخ بشر، از زمانهاى گذشته همواره وجود داشته و امروز هم با شدت وجود دارد - ویران کند و ستمگران را سر جاى خود بنشاند. این اولین درخواست منتظران مهدى موعود از ظهور آن بزرگوار است. یا در زیارت آل یاسین وقتى خصوصیات آن بزرگوار را ذکر مى‌کنید، یکى از برجسته‌ترین آنها این است که «الذى یملأ الارض عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما».انتظار این است که او همه عالم - نه یک نقطه - را سرشار از عدالت کند و قسط را در همه جا مستقر نماید. در روایاتى هم که درباره آن بزرگوار هست، همین معنا وجود دارد. بنابراین انتظار منتظران مهدى موعود، در درجه اول، انتظار استقرار عدالت است.( بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلاى تهران 30/7/1381)

3- عدالت فراگیر در پرتو جهاد

...درس دیگرى که اعتقاد به مهدویت و جشنهاى نیمه شعبان باید به ما بدهد، این است: عدالتى که ما در انتظار آن هستیم - عدالت حضرت مهدى علیه‌السلام که مربوط به سطح جهان است - با موعظه و نصیحت به دست نمى‌آید؛ یعنى مهدى موعود ملتها نمى‌آید ستمگران عالم را نصیحت کند که ظلم و زیاده‌طلبى و سلطه‌گرى و استثمار نکنند. با زبان نصیحت، عدالت در هیچ نقطه عالم مستقر نمى‌شود.

استقرار عدالت، چه در سطح جهانى - آن طور که آن وارث انبیا انجام خواهد داد - و چه در همه بخشهاى دنیا، احتیاج به این دارد که مردمان عادل و انسانهاى صالح و عدالت‌طلب، قدرت را در دست داشته باشند و با زبان قدرت با زورگویان حرف بزنند. با کسانى که سرمست قدرت ظالمانه هستند، نمى‌شود با زبان نصیحت حرف زد؛ با آنها باید با زبان اقتدار صحبت کرد

. آغاز دعوت پیغمبران الهى با زبان نصیحت است؛ اما بعد از آن‌که توانستند طرفداران خود را گرد آورند و تجهیز کنند، آن‌گاه با دشمنان توحید و دشمنان بشریت، با زبان قدرت حرف مى‌زدند. .( بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلاى تهران 30/7/1381)

4- سرباز امام زمان (عج)

...درس دیگر اعتقاد به مهدویت و جشنهاى نیمه شعبان براى من و شما این است که هر چند اعتقاد به حضرت مهدى ارواحنافداه یک آرمان والاست و در آن هیچ شکى نیست؛

اما نباید مسأله را فقط به جنبه آرمانى آن ختم کرد - یعنى به عنوان یک آرزو در دل، یا حداکثر در زبان، یا به صورت جشن - نه، این آرمانى است که باید به دنبال آن عمل بیاید. انتظارى که از آن سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست؛

 انتظار به معناى این است که ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم. سربازى امام زمان، کار آسانى نیست. سربازى منجى بزرگى که مى‌خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللى مبارزه کند، احتیاج به خودسازى و آگاهى و روشن‌بینى دارد. عده‌اى این اعتقاد را وسیله‌اى براى تخدیر خود یا دیگران قرار مى‌دهند؛ این غلط است. ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌اى نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شویم. شنیده‌اید، در گذشته کسانى که منتظر بودند، سلاح خود را همیشه همراه داشتند. این یک عمل نمادین است و بدین معناست که انسان از لحاظ علمى و فکرى و عملى باید خود را بسازد و در میدانهاى فعالیت و مبارزه، آماده به کار باشد.( بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلاى تهران 30/7/1381)

5- ایستادگی، باعث فرج

اگر سختیها را تحمل کردید، خداى متعال درهاى فرج را خواهد گشود. اگر مجاهدت در راه خدا را بر جسم و نفس خودتان هموار کردید، خداى متعال روشنایى فرج را به شما نشان خواهد داد و درهاى فرج را به روى شما باز خواهد کرد: «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب». خداى متعال به برکت مجاهدت و به شرط ایستادگى، بیرون از دایره محاسبه معمولى عقول بشرى، درها را باز و راهها را هموار مى‌کند.(بیانات در دیدار ایثارگران، در سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامى 29/5/1376)

منبع: "پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای"

تنظیم برای تبیان:مجید نقدی گروه حوزه علمیه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388;ساعت 14:30;  توسط عاشق مهدی;  | 

مرگ یک دختر جوان ترکیه ای که پزشکان به دلیل حجاب مادرش درمان او را نپذیرفتند
صدای شیعه :درچارچوب جنگی که موسسات روشنفکرانه بر ضد حجاب برپا کرده اند، در یکی از بیمارستانهای آنکارا دختر جوانی به دلیل سرباز زدن پزشکان از درمان او بخاطر حجاب مادرش، جان سپرد.
«اینور تزگان» سی ساله شش ساعت تمام بدون ارائه هیچ نوع کمک اولیه ای از جانب پزشکان در بیمارستان دانشکده پزشکی شهر آنکار بود؛ این پزشکان با اظهار این مطلب که حجاب مادرش به او اجازه ورود به بیمارستان را نمی دهد، معالجه وی را نپذیرفتند.
به گزارش صدای شیعه ،حجاب در کشور ترکیه -که دارای اکثریت مسلمان است- از قضایای حساس و دشوار است که در عین حال که طبق آمار نظرسنجی ها، اکثریت این کشور، کاهش ممنوعیت پوشیدن حجاب در دانشگاه ها و موسسات دولتی را تایید می نمایند، روشنفکران برجسته ترکیه آن را یکی از اسباب اصلی تهدید امنیت کشور می دانند و علی رغم عدم مخالفت اکثریت احزاب سیاسی ترکیه با مساله حجاب، آنها از ترس مواجهه با این روشنفکران، جرات دفاع آشکار از این موضوع را ندارند.
اما پیرامون ماجرای «اینور تزگان»، تعدادی از جمعیت های حقوق بشر در ترکیه با خانواده دختر جوان اعلان همبستگی کرده و «جمعیت مظلوم-در» و «جمعیت حقوق بیماران» پزشکان و مدیریت بیمارستان دانشکده طب آنکارا را متهم به قتل عمد، تبعیض و سوء استفاده از مقام نموده اند و جامعه و جوامع حقوقی و حتی افراد غیر محجبه با او همدردی کرده اند.
 علیرغم جنگ رسمی دولت ترکیه با حجاب و تنگی عرصه زندگی برای زنان محجبه مخصوصا در آموزش و کار، حجاب در ترکیه بسیار گسترده بوده و طبق آمار غیر رسمی 70% از زنان ترکیه با حجاب هستند.
درتمام دنیا ظاهراپزشکان سوگندماه سقراط را می خوانند و به ان قسم یاد می کنند ولی در ترکیه به خود اجازه دادند به این سوگند نامه عمل نشودجایی تاسف بخاطر این همه رذالت دارد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388;ساعت 13:12;  توسط عاشق مهدی;  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388;ساعت 13:26;  توسط عاشق مهدی;  | 

میلادت مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388;ساعت 13:20;  توسط عاشق مهدی;  | 

  العجل یوسف زهرا Play Download
  كه امشب جلوه گر شد جمال مصلح كل Play Download
  امیر ملك دلبری آمد Play Download
  مهر احمدی مه محمدی عزیز فاطمه خوش آمدی Play Download
  ذكر امن یجیب سرود هر فرشته Play Download
  میلاد گل نرگس Play Download
  آقام آقام ای گل نرگس Play Download
  دلم اگه مجنون Play Download
  بارون رحمت الهی برگرد Play Download

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388;ساعت 13:17;  توسط عاشق مهدی;  | 

 مهدی ای حجّت دوازدهم     مرتضی را وصی یازدهم

مهدی ای هادم بنای نفاق     شیعه تا چند مبتلای فراق

مهدی ای شور عشقت اندر دل    عاشقان را غم تو شد مشکل

مهدی ای جسم شیعیان را جان  ای تو بر جان جمله چون جانان

از جمله لقب امام زمان(ع)«بقیةالله»است.در علت نامیده شدن آن حضرت به این لقب دیدگاه های مختلفی مطرح شده است.به عنوان مثال گفته اند این تعبیر یک لغت جامع وکاملی است که بیان کننده شخصیت و عظمت حضرت مهدی(ع)است چرا که آن حضرت وارث آدم و یادگار کسی است که مورد سجده ملائکه واقع شده و همه موجودات در برابر او سر تسلیم فورود آورده تقدیسش نمودند و باز در علت نامیده شدن آن حضرت به این لقب،نقل شده است که چون آن حضرت قیام کننده،به کعبه تکیه داده و ائلین آیه ای که به زبان جاری خواهد ساخت این است:«اگر مومن باشید،بقیةالله برای شما بهتر از هر چیز دیگری است» سوره ی هود،آیه ی 86

آنگاه خواهد فرمود:منم بقیة الله و حجت الهی و خلیفه او برای شما و از این به بعد هر کس که به آن حضرت سلام کند از عبارت«السلامُ علیکَ یا بقیةاللهِ من ارضه»استفاده می کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388;ساعت 13:14;  توسط عاشق مهدی;  | 

 مهدی ای خوب تر زِ هر   خوبی     ای که بر هر دلی تو محبوبی

مهدی ای یاد تو به دل مسکین         مهـر تـو شـرط صـحـت آئـین

مهدی ای در  جهان  بقیه  حق        عالمی ر ا  تو رهبر مطلق

مهدی ای صاحب   لوای ظفر      راحتی  بخش هر  دل مضطر

مهدی ای مظهر  عدالت  و داد        هادم کاخهای ظلم و فساد

از جمله لقبهای حضرت مهدی(ع)«المنقم»است.درباره ی علت نامیده شدن آن حضرت با این لقب بیان شده است که حضرت رسول اکرم(ص)فرمودند:از جمله اوصاف مهدی آل محمد(ص)این است که از ستمگران انتقام مظلومان را خواهد گرفت.علاوه بر این خود امام عصر(عج)به احمد بن اسحاقچنین می نویسد:من از دشمنان خداوند انتقام خواهم گرفت .به جهت وجود این گونه از روایات یکی از القابی که با آن، حضرت مهدی(عج)در بین مردم شناخته شد،منتقم است

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388;ساعت 13:12;  توسط عاشق مهدی;  | 

خستگان عشق را ایام درمان خواهد آمد   غم مخور آخر طبیب دردمندان خواهد آمد

آنقدر از کردگار خویشتن امیدوارم      که شفابخش دل امیدواران خواهد آمد

دردمندان،مستمندان،بی پناهان را بگوئید   مصلح عالم پناه بی پناهان خواهد آمد

صبر کن یا فاطمه ای بانوی پهلو شکسته   قائمت با شیشه دارو و درمان خواهد آمد

                            

مهدی ای ختم اوصیاء کرام    وارث پاک انبیاء عظام

مهدی ای آسمان دین را ماه     حجـت ذات لایـزال اله

مهدی ای نور دیده ی عشاق    به حقیقت یگانه ی آفاق

مهدی ای سرو بوستان حُسن   از وجود تو چشم ما روشن

یکی دیگر از اسامی مشهور آن امام که تقریبا در تمام ادیان آسمانی به آن معروف است،«موعود»می باشد امام سجاد(ع)در تفسیر آیه ی(وَما تُوعدون)علت این نامگذاری را جنین بیان می فرمایند :مقصود قیام قائم ال محمد(ص)است که وعده ی ظهور به همه ی پیامران و امت های گذشته داده است.

بنا بر این،در زیارت آن حضرت آمده است:سلام بر آن مهدی که خداوند وعده داده است که بوسیله ی او در بین مردم وحدت و یکپارچگی ایجاد کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388;ساعت 13:3;  توسط عاشق مهدی;  | 

 چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۸ خبرنامه

خبرنامه دانشجويان ايران: تاكيد مجدد محمود احمدي نژاد بر حفظ رحيم مشايي در كابينه خود، بار ديگر اميد هاي به وجود آمده در ميان دانشجويان و آحاد مردمي كه نسبت به اين تصميم اعتراض داشتند را به يأس تبديل كرد.

در فاصله چند ساعت از سخنراني اعجاب آور رئيس جمهور در مراسم توديع و معارفه رئيس سازمان گردشگري، يكي از خوانندگان «خبرنامه دانشجويان ايران» به نام آقاي «امير حسين ناطقي» مطلبي رنج نامه گون تحت عنوان «غربت "ولايت" پايان ندارد» براي ما ارسال كرده است.
اين مطلب را بدون دخل و تصرف بخوانيد:
مثل امروز است كه امام حسين (ع) ديگر براي هميشه مدينه را ترك مي كند و چند ماه ديگر در اوج مظلوميت با  عاشورايش اسلام را براي ابد تضمين مي كند.
ماجراي غم بار كربلاي حسين بن علي (ع) اما انگار مانند يك داستان جاودانه هر لحظه در حال وقوع است و حسين آن در حال تقديم تمام هستي اش!(كل يوم عاشورا و كل أرض كربلا)
فرقي ندارد كه ماجرا از تشنگي در كربلا آب بخورد يا از نفهمي عده اي مدرن! كه البته رداي اسلام ناب هم بر تن دارند.
برخي در اين ميان تصور غلط به خود راه داده اند و فكر مي كنند اين همه سينه چاك، در ايام انتخابات براي چشم و ابروي اين ها آمده اند درميدان و فحش خوردند و البته حرص!
آقاي دكتر احمدي نژاد انگار تاريخ را فراموش كرده اند و برج بلند مرتبه ي قدرت حالي به حالي اش كرده است كه حالا در مقابل امر ولايت قد علم مي كند.
چه كسي است كه نداند 25 ميليون راي، 22 خرداد به عشق ولي زمان، حضرت آيت الله خامنه اي(حفظ الله) به ايشان تقديم شد نه آنكه امر بر ايشان مشتبه شود و ... .
احمدي ن‍ژاد به خاطر بياورد شعار مردمان آفتاب سوخته اي را كه ساعت ها در گرما و سرما از وي در سراسر ايران استقبال مي كردند، همان هايي كه ورد زبانشان شعار «مالك اشتر علي، به شهر ما خوش آمدي» بود، من اميدوارم ايشان چند دقيقه از فكر جناب مشايي بيرون بيايند تا اين مسائل را خاطر بياورند. چرا كه بيراه سروده نشد كه «با علي در بدر بودن شرط نيست/ اي برادر نهروان در پيش روست»
اما برگرديم به بحث اوليه، طبق حديث معصوم(ع) هر روز عاشورا است و همه جا كربلا؛ احمدي ن‍ژاد هم از شواهد و قرائن پيداست كه رفوزه عاشوراي امروز بود.
براي ولايت دلم آتش گرفته كه هميشه تنها است.
خدايا لحظه اي ما را از ولي خود جدا نكن و حضرت امام خامنه اي را در پناه خود حفظ كن.

آمين.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388;ساعت 14:17;  توسط عاشق مهدی;  |