http://www.bachehayeghalam.ir/linkdump/011854.php
سبزها واسلامشان
روزقدس وروزه خواری سبزها
بسيجي ها همه مديون عشقند
خدا! مردان حق مجنون عشقند
خراساني ترين سيد نخور غم
بسيجي ها حواريون عشقند...
ما موسايي كنون بر نيل داريم
براي ابرهه سجيل داريم
يقين از چلچراغ اشك شب هاش
به محراب دعا قنديل داريم...
اي صبر بصير و كوه ايمان
اي مرهم محرم دل و جان
اي محو خدا و دين و قرآن
فرمانبري از من، از تو فرمان...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
در ره عشق جگر دار تر از صد مردیم.
هر زمان بوی خمینی به سر افتد ما را ..
دور سيدعلي خامنه اي مي گرديم
من عاشـق آن رهبــر نورا نـی خـویشم آن دلبــر وارستــه عـرفـانــی خـویشم
عمـری است غمیـنم ز پریشانـی آن یار هـر چنـد که محزون ز پریشانی خویشم
در دام بـلایت شـده ام سخـت گرفتـار امـواج بـلای دل طوفــانــی خـویشم
چون نقـش نگـارین تو بر دیـده در افتــد گمگشتــۀ این دیـدۀ بـارانــی خـویشم
زان لحظه که مجنون شدم از زلف سیاهت در کوهم و در دشـت و بیـابانی خـویشم
از شـوق وصال تو چه ویرانـه شد این دل چندی است که شاد ازدل ویرانی خویشم
یک لحظه پشیمان نشدم از غم آن دوست عمری است که مشغول نگهبانی خـویشم
دل کنـده ام از عـالـم دنیــایـی و لیکـن دلـبستــۀ آن یـار خـراسـانـی خـویشم
تـوفیـق زیـارت بـه جمـالـش نـدهنــدم این غــم به که گویم غم پنهانی خـویشم
زان روز که در بنـد نگـاه تـو اسیـرم افسـردۀ دیـدارم و زنـدانــی خـویشم
سرباز و نگهبـانـم و هم حامـی جـان از جـمهـوری اسـلامـی ایـرانـــی خـویشم
من گـرچـه در ایـن دایـره شاعـر نیـم امـا تضمیـن گـر شعریش به نـادانـی خـویشم
» خطبهی اول: حجم: 100 مگابایت [لینك دانلود مستقیم]، 38 دقیقه، فرمت: wmv
» خطبهی دوم: حجم: 117 مگابایت [لینك دانلود مستقیم]، 45 دقیقه، فرمت: wmv
عاشقان مهدی بدانند آنان که جمکران را قبله آمال خویش می دانند بدانند آنان که منتظر ظهور قائم آل محمد(ص) بدانند
سید علی خامنه ای علمدار عصر ظهور مولاست وتخطی با کلام رهبر عزیزمان دهن کجی به امام زمان کرده اند .
دلیل این کلام؟
از نامه ای امام زمان به شیخ مفید
ای شیخ اگر شیعیان ما در قلبهایشان اتحاد بود و با هم متحد بودند دیدار ما برآنان اینقدر به تاخیر نمی افتاد
سخنان رهبری اتحاد جامعه اسلامی لازم است سفارش به اتحاد و وحدت وجلو گیری ار تفرقه افکنی وجلو گیری از نفوذ بیگانه
مَتَى نَصْرُ اللَّهِ؟ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ
آیا ظهور نزدیک است؟
چه خوشست بوی عشق از نفس نیازمندان دل از انتظار خونین دهن از امید خندان
بنا بر نص صریح قرآن کریم، هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) بر آن شد که برای ملاقات و مناجات با پروردگار خویش آهنگ کوه طور نماید، قوم خویش(بنی اسراییل ) را فراخواند و آنان را وعده کرد که تا پایان سی روز آینده به سوی ایشان باز خواهد گشت و آنگاه که خداوند متعال ده روز دیگر بر آن سی روز افزود عده ای از بنی اسرائیل گفتند موسی (علیه السلام) خلف وعده کرده و این مسأله زمینه ساز فتنه سامری و گوساله پرستی قوم یهود گردید. (الأعراف/142)
با توجه به پیامها و عبرتهای موجود در آیه یاد شده باید گفت یکی از آفتها و آسیبهایی که می تواند به منزله یک تهدید برای نهضت انسان ساز و امید آفرین مهدویت به شمار رود مسأله "توقیت" یا تعیین وقت واقعه ظهور است.
به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد. چه آنکه وقتی گفته می شود ظهور در فلان زمان مشخص حتما واقع خواهد شد ولی در زمان وعده شده ظهور تحقق نپذیرد آنگاه فرد منتظر افزون بر اینکه ممکن است ایمان خویش را نسبت به اصل ظهور منجی از دست دهد سرشکسته، مأیوس و ناامید نیز خواهد شد. از سوی دیگر چنانچه گفته شود ظهور تا فلان زمان خاص به وقوع نخواهد پیوست آنگاه فرد منتظر به خیال اینکه هنوز تا زمان ظهور فرصت کافی در اختیار دارد تلاش خویش را برای دستیابی به آمادگی لازم برای واقعه ظهور فروخواهد گذاشت.
بدینسان می توان گفت کارکرد حقیقی انتظار در عصر غیبت در گرو عدم تعیین وقت خاص برای واقعه ظهور می باشد.
از همین روست که در کثیری از روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام، ادعای تعیین وقت ظهور برابر با "کذب" خوانده شده و شیعیان مأمور به تکذیب این مدعیان گردیده اند. چنانکه در توقیع مبارک امام زمان علیه السلام به "اسحاق بن یعقوب" آمده است:
"... و اما ظهور الفرج فإنه إلی الله تعالی ذکره و کذب الوقّاتون"(3)
(و اما آشکار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالی است و وقت گزاران دروغزنانی بیش نیستند)
البته نهی از "توقیت" نباید منجر به این شود که شیعیان و منتظران، امر ظهور را پدیده ای دور از دسترس و مستقل از اراده خویش،که در آینده ای محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پیوست، بیانگارند. بلکه باید با حفظ روحیه نشاط و امید، همواره ظهور را در چند قدمی خویش ببینند و این همان چیزی است که در برخی مجامع روایی و پاره ای از متون دینی بدان تصریح شده است چنانکه در دعای "عهد" آمده است:
"... اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا"(4)
(پروردگارا! با حضور ولی و دوست خود اندوه را از دلهای این امت بزدای ودر ظهور وی شتاب کن (هرچند) دیگران ظهور حضرتش را دور می انگارند و لی ما آن را نزدیک می بینیم)
بنا بر آنچه گذشت گفتنی است این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند. (این نقل قول را از زبان آیت الله ناصری از اینجا دریافت کنید).
راقم این سطور از یک سو در امین و ثقه بودن این علمای فرزانه ذره ای تردید ندارد. از سویی دیگر ظاهر این سخن ممکن است با پاره ای از احادیث منقول از اهل بیت علیهم السلام(روایتهایی که با عنوان "توقیت" شهرت یافتهاند(5)) سازگار نیفتد بنابراین دیدگاه معقول و روی آورد منطقی در قبال مساله یاد شده چیست؟
به عقیده ما نمی توان و نباید از سر شتابزدگی و با اخذ موضع عجولانه، شأن و منزلت برخی از سرمایه ها و ذخیره های علمی و معنوی این کشور را زیر سوال برده آنها را در عداد وقت گزاران امر ظهور و مصادیقی برای این گونه روایتها به شمار آورد بلکه می بایست آنجا که سخنی چنین تامل برانگیز( آنهم به نقل از عالمی فرهیخته و دانشمند که خود بیش و پیش از ما بر اینگونه روایات اطلاع و اشراف کامل دارد) مطرح می شود تمام سعی و دقت خویش را در فهم صحیح مراد و مقصود گوینده به کار بندیم.
و اما رهیافت معقول و پاسخ به سوال مزبور در گرو تقدیم چند مقدمه است:
یکم:
همانگونه که غیبت بر دو گونه است: غبیت صغری و غیبت کبری؛ ظهور نیز بر دو گونه است: ظهور اصغر و ظهور اکبر.
منظور از ظهور اکبر همان فرج حقیقی و تحقق حکومت عدالت محور آخرین حجت خدا در دوران آخر الزمان است اما مراد از ظهور اصغر، تحقق پاره ای از نشانه های آخر الزمان نظیر رویدادهای اجتماعی همانند قیامها و جنگها، وبرخی حوادث طبیعی همچون زلزله، سیلابها، خسوف و کسوف غیر عادی، و نیز برخی نشانه های خاص می باشد که در برخی کتب مانند کتاب"عصر ظهور" تألیف عالم فرزانه آیت الله کوران به تفصیل تبیین و بررسی شده است.
دوم:
وقوع برخی از نشانه های یاد شده حتمی است بدین معنا که تا این نشانه ها تحقق نپذیرد ظهور واقع نخواهد شد. برخی نشانه ها نیز محتمل الوقوعند.
سوم:
هر یک از نشانه های یاد شده به تنهایی در حکم معدّات (6) و به منزله علت ناقصه (7) برای تحقق ظهور اکبر انگاشته می شوند اما اراده و فعل انسانها به عنوان جزء اخیر علت تامه (8)در تحقق ظهور اکبر نقشی سرنوشت ساز و تعیین کننده دارد لذا در شماری از روایات، یکی از وظایف خطیر منتظران در عصر غیبت دعا و استغاثه به محضر ربوبی به منظور تعجیل در امر فرج معرفی شده است؛ و حضرت حجت علیه السلام خود راز گشایش این مسأله را به ما آموخته اند آنجا که درتوقیع صادر شده از ناحیه حضرتش می فرمایند:
"... و اکثرو الدعا لتعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم" (9)
(... تا می توانید برای تعجیل در فرج دعا کنید چرا که فرج شما همان است.)
پخش اذان برای اولین بار در آلمان

برای اولین بار در كشور آلمان صدای اذان از مناره مسجدی واقع در شهر هامبورگ پخش شد.
به گزارش فارس به نقل از رسانههای تركیه، به دنبال مونتاژ مناره فولادین مسجد "سانكت جرج " شهر هامبورگ آلمان با طرح های شش ضلعی سبز رنگ، برای اولین بار در تاریخ آلمان صدای اذان از این مناره پخش و در آسمان این كشور طنینانداز شد.
بر اساس این گزارش، شهروندان مسلمان ساكن این شهر از طنین صدای اذان بسیار هیجان زده و خوشحال شدند.
در آلمان پخش صدای اذان از مناره های مساجد ممنوع بوده و تا به امروز اجازه چنین كاری به مسلمانان ساكن این كشور داده نشده است.
در پی درخواست های مكرر مسلمانان از دولت آلمان، روز گذشته این ممنوعیت لغو و برای اولین بار صدای اذان در آسمان این كشور اروپایی طنینانداز شد.

ز لیلی من شنیدم یا علی گفت به مجنون چون رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز میکرد به گوش غنچه کم کم یه علی گفت
چمن در ریزش باران رحمت دعا میکرد و او هم یا علی گفت
یقین پروردگار آفرینش به موجودات عالم یا علی گفت
مگر خیبر ز جایش کنده می شد یقین آنجا علی هم یا علی گفت
به هر کس در جهان آفرینش حوادث شد مجسم یا علی گفتخدا تا روح در آدم دمیده ز جا برخاست آدم یا علی گفت
نمی شد زنده جان آدم هرگز یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
پیمبر در شب معراج برخاست به عشق قرب اعظم یه علی گفت
به فرقش کی اثر میکرد شمشیر گمانم ابن ملجم یا علی گفت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یاعلی درویش و صوفی نیستم فاش میگویم که کوفی نیستم
یاعلی لعل عقیقی جز تو نیست هیچ درویشی حقیقی جز تو نیست
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یا علی جان پشت دینت را شکستند از ریا
داغ مهر و ذکر تسبیح و نماز اغنیا
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| بی علی اصل عبادت باطل است |
|
بی علی هر كس بمیرد جاهل است |
|
بی علی تقوی گلی بی رنگ و بوست |
|
بـنـد گی هـمچون نماز بی وضو ست |
میلاد با سعادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) برتمام شیعیان مبارک باد
خداوند احترام و محبت اهلبيت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را واجب ساخته و مردم را به مراعات آن مكلف نموده است. و شكى نيست كه فرزندان فاطمه، فرزندان پيامبر و اهلبيت او محسوب مىگردند. (1)
لذا پيامبر گرامى اسلام در مورد احترام اين عزيزان مىفرمايند:
انا شافع يوم القيامة لاربعة اصناف: رجل نصر ذريتى و رجل بذل ماله لذريتى عند الضيق، و رجل احب ذريتى باللسان والقلب، و رجل سعى فى حوائج ذريتى.(2)
من در پيشگاه خدا به چهار دسته شفاعت خواهم كرد:
1- به كسانى كه فرزندانم را به هر نحوى كمك كنند.
2- به اشخاصى كه در مقام نياز به كمك مالى آنان بشتابند.
3- افرادى كه با دل و زبان فرزندانم را دوست بدارند.
4- مردانى كه در رفع حاجت آنان تلاش نمايند. و در يك حديث ديگر كه شبيه اين روايت است، در بند اول آن مىفرمايند: «كسانى كه به فرزندان من بعد از من احترام كنند.» (المكرم لذريتى من بعدى...) (3)
اين حديثها مىرساند كه احترام فرزندان فاطمه عليهاالسلام باعث خشنودى و رضايت خاطر رسول خدا گرديده و در نتيجه شفاعت آن حضرت را به دنبال خواهد داشت و بالعكس ظلم و ستم و هرگونه بىاحترامى به آنان، موجب خشم خدا و پيامبر و سرانجام گرفتارى به قهر خدا خواهد گرديد.
چنانچه در حديثى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پس از شمردن كيفر ستمگران زهرا آنگاه، در مورد ستم به فرزندان و شيعيان آن حضرت مىفرمايند:
... ويل لمن يظلم ذريتها و شيعتها. (4)
واى از كيفر شديد كسانى كه به فرزندان و شيعيان فاطمه عليهاالسلام ستم كنند.»
و بالاخره در يك فرازى از سخنان آن حضرت در اين باره آمده است:
ان فاطمة احصنت فرجها فحرمها اللَّه و ذريتها على النار. (5)
فاطمه عليهاالسلام خود را از گناه و آلودگى مصون داشت و متقابلا خداوند نيز او و فرزندانش را بر آتش جهنم حرام ساخت.
اين حديث ضمن اينكه اشعار دارد كه قوانين الهى و كيفر و پاداش اخروى بر مبناى عمل استوار است و فاطمهى زهرا از طريق مصونيت و عصمت به كمالات عاليه رسيده است، در عين حال احترام خداوندى بر فرزندان فاطمه عليهاالسلام را نيز در بر دارد.
|
در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزد و در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان قديم (ارض موعود) وارد مى كند.
چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.
البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرايى تصويرى صهيونيستى اين سريال است. اگر نقشه چوسان قديم كه روى پوست ترسيم شده را ديده باشيد فقط كافيست نقشه فرضى ارض موعود صهيونيست ها (نيل تا فرات) را قبلاً ديده باشيد تا از اين شباهت بى اندازه به شگفت آييد. در پس زمينه سكانس هاى مختلف اين سريال با ستاره شش گوش يا تصاوير متعدد پرچم هايى داراى نقش خورشيد كه نماد ارض موعود صهيونيست هاست، مواجه مى شويد.
نقش «كابالا» يا عرفان و سنت شفاهى يهود و پيشگويى هايشان در اين سريال غوغا مى كند. گويا قرار نيست هيچ تصميمى بدون اذن پيشگوهاى زن اين سريال انجام گيرد. لابد آنها هم حداقل يك «نوستراداموس» يا «ربى يهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و ديگر كاباليست هاى يهودى لازم دارند تا برايشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پيشگويى كنند و از آينده روشن قومشان بگويند. تاكيد بسيار بر مساله پيشگويى، پرده از نيتى شوم و شيطانى بر مى دارد كه آن چيز جز نامگذارى دهه دوم قرن بيست و يكم به نام دهه كابالا نيست.
آنچه در اين سريال و ديگر فعاليت هاى فرهنگى - رسانه اى يهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پياده شدن مفاهيم دلخواهشان است. همان گونه كه فيلم ها، سريال ها و آوازه خوانى هاى سبك متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنيسم كه همان Satanism يا شيطان پرستى بود، آماده كرد.
جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهى است و حتى همچون پيامبران بنى اسراييل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بر دشمنان بسيار خود از امپراتورى چينى ها (هان) پيروز مى شود.
نقش زنان در اين سريال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را به ياد پيامبران زن هفتگانه يهود يا حداقل ديگرانى چون ريوقا، ساره، يائل و ... مى اندازد. شخصيت بانو «سوسانو» بسيار شبيه «دبورا» پيامبر زن يهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطيم از مجموعه عهد عتيق بر سربازان سيسرا پيروز مى گردد يا اقدامات تجارى وى «گراسيا ناسى» زن تاجر معروف يهودى و عامل اصلى نفوذ يهوديان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سويا (همسرجومونگ) نيز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عاليه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را ياد داستان «هدسه» كه بنابر فيلم صهيونيستى «يك شب با پادشاه» به زور از خانه عمويش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشايار شاه درآمد، مى اندازد.
در بررسى شخصيت هاى زن اين سريال، از هدسه كه با نفوذ در دربار ايران، مقدمات قتل ۷۷۰۰۰ ايرانى را فراهم كرد، بگذريم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتيق آمده است)، به ياد «ركسلانه» يا «خرم سلطان» يهودى مى افتيم كه با نفوذ در دربار سليمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل وليعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سليم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ايران و عثمانى شد. در ديالوگ هاى اين سريال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمين مادرى و تاريخى، كوچ و ... به چشم مى خورد كه همگى يادآور فرازهايى از تورات است.
جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشير فولادى، بمب هاى آتشزا و ... عليه دشمنان خود استفاده كند تا جايى كه بيننده، اين برترى تسليحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند كه حاصل هوشمندى و تخصص كارگزاران اوست.
دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چينى ها يا همان «هان» است كه سربازهايش با پرى كه روى كلاهخودهايشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نيستند. منطقى هم به نظر مى رسد. بايد در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چينى هاى كمونيست در مقابل ايالات متحده كه ۸۰ درصد ثروتش در اختيار جمعيت حداكثر ۶ درصدى يهوديان است، ايستاد. يكى از اين راه ها، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد آمريكا و اسراييل در حياط خلوت چين است.
توجه بيش از حد اين سريال به مقوله تجارت، بى شك براى يهوديان زرپرست، زيبنده تر است تا شينتويست ها و مائويست هاى روح گراى شرق آسيا، شايد هم صهيونيست نمى تواند قبول كند كه پيروان مكتب كمونيسم (چين) امروز اينگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.
لابد كره هم به عنوان هم پيمان ايالات متحده و اسراييل با توجه بيش از حد به مقوله تجارت در اين افسانه تازه ساز (!) به دنبال ايجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازير كردن هر چه بيشتر توليدات خود در كشورهاى هدف (مانند ايران) است؛ چرا كه مناسبات اقتصادى ۱۲ ميليارد دلارى بين ايران و كره و نيز داشتن مقام سوم صادرات به ايران، چشم طمع چشم بادامى هاى كره اى را هر چه بيشتر به سوى اين مرز پرگهر جلب كرده است.
اين در حالى است كه نوادگان جومونگ بارها در مجامع بين المللى همداستان با آمريكا و اسراييل، فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ما را محكوم كرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا بايد بازارمان را در اختيار كشورى بگذاريم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته اين تنها گزاره اقتصادى - تجارى اين مجموعه نيست بلكه موارد ديگرى همچون نقش شركت گوگل در القاى تبليغات غير مستقيم نيز در اين سريال مشهود است.
آنجا كه قرار است امپراتورى نو بنياد جومونگ «گوگورى يو» نام گيرد، بيننده را به ياد تبليغات و شايعات گسترده مبنى بر تاسيس كشورى به نام گوگورى يو يا گوگ لند در جزيره اى G شكل «لوگوى اصلى شركت گوگل» در اقيانوس آرام از سوى مديران گوگل مى اندازد.
البته شايد سخت باشد اگر بگويم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى است يا اينكه نرم افزار google earth هيچگاه آنگونه كه پايگاه اتمى نطنز را به وضوح مشخص كرده پايگاه اتمى ديموناى اسراييل را به دلايل امنيتى تصوير نكرده است. نمى دانم شايد اين هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو و جومونگ باشد!
البته با تمام تلاش و زبردستى كه نويسندگان و دست اندركاران كره اى- اسراييلى اين مجموعه به خرج داده اند، هيچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصيت ها و كاراكترهاى اين سريال مانند «مگول»، «يا گاك» و «ماگاك» را كه از ديدگاه ترمينولوژى يا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «ياجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا كه همواره در پشت اين اسامى قتل و غارت، خونريزى و توحش نهفته است. البته بد نيست بدانند كه مردمان اين سرزمين همان صاحبان فرهنگى هستند كه از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسير اين ذوالقرنين يا كوروش ايرانى بود كه اسلاف و اجداد آنها يعنى ياجوج و ماجوج را از اين سرزمين بيرون راند. به هر حال اگر يكى از قسمت هاى اين سريال را از دست داديد، چندان نگران نباشيد چون صدا و سيما آن را سه بار برايتان پخش خواهد كرد!
برای روزنوشت سایت، مطلبی آماده کرده بودم با عنوان "قوه قضائیه، در مسیر امتحانی بزرگ" و قرار بود امشب به جای این مطلبی که درحال خواندنش هستید منتشر کنم، اما وقتی خبر خروج مهدی هاشمی رفسنجانی از کشور و رفتنش به انگلیس را شنیدم، در تیتر و مطالبم تغییراتی ایجاد کردم.
در آنچه قرار بود منتشر کنم نوشته بودم:
"... همانطور که قبلاً هم گفته بودم، جای برخی از افراد و شخصیتها، در جایگاه متهم در دادگاه رسیدگی به وقایع پساز انتخابات خالیست.
همان کسانی که متهمین حاضر در دادگاه، بارها و بارها از آنها به عنوان مسببین و پشتیبانان مالی و تدارکاتی این اغتشاشات نام بردهاند و خواستار بازخواست از آنان بودهاند [همچنین این و این].
ببین کار به کجا کشیده که حتی این افراد، که بازیخورده و نردبان آنها بودهاند نیز، خواستار محاکمه حامیان و گردانندگان اصلی این وقایع هستند..."
نماینده دانشجویان جامعه اسلامی در محضر رهبر معزز انقلاب چه زیبا گفت:
"اما امروز در میان زندانیان شاهد حضور دانشجویانی نیز هستیم که سالهای پیش در چنین جلساتی حضور مییافتند و نظرات خود را با رهبر معظم انقلاب در میان میگذاشتند. در میان این زندانیان، بسیاری نامشان مهدی است، بسیاری از آنها فاطمه نام دارند، نام برخی هم یاسر و فائزه است اما چه سود که پدران آنها از به اصطلاح دانه درشت ها نیستند تا پس از مدت کوتاهی دستگیری دوباره آزاد شوند."
بر طبق اخبار موجود، یکی از متهمین اصلی و از سردستههای تدارکاتچی فکری و مالی اغتشاشات پساز انتخابات، به لطف آقازاده بودن، فعلاً کشور را ترک کرده و به سرزمین دوست و برادر بعضی از رجال تاریخ ایران، یعنی انگلیس تشریف فرما شدهاند!
البته سابقه انگلوفیلها در تاریخ معاصر ایران قصه درازی دارد که جای بحثش نیست، اما آنچه مشخص است برخی از آقازادهها و منورالفکران اخیر نیز از همان قماشند و لااقل تنفس در هوای مه آلود لندن را به استنشاق هوای بالای شهر تهران و حتی ویلاهای شمالشان ترجیح میدهند!
آقایان قوه قضائیهای!
از آن میترسم که فردا صبح از خواب بیدار شوم و بشنوم که میر حسین موسوی و اعوان و انصار سبز مخملینش! در استودیوی BBC بزلهگویی میکنند
http://www.bachehayeghalam.ir/linkdump/011763.php
الان ده سالی میشه بنده عضو دفتر نظارت شورای نگهبان هستم بخدای محمد قسم هرگز کاغذی را غیررضای خدا جابجا نکردیم حتی سالی که خاتمی رای آورد ما بچه های شورای نگهبان اگر تقلب بلد بودیم اینکاررو می کردیم یادم میاد اون سال بچه های دفتر نظارت فقط گفتند :خدایا ممکلت اسلامیمان ازشرفساد حفظ کن.من هرگز آقای موسوی رو بخاطر تهمت نمی بخشم ما درکوچه وبرزن به امانت داری معروفیم نه فقط در مورد انتخابات ُبلکه هرگز در امانت خیانت نیاموختیم
http://www.bachehayeghalam.ir/linkdump/011766.php
آقاي خاتمي در بهمن 87 ميگويد: "اگر در اين انتخابات احمدينژاد سقوط كند، عملاً رهبري حذف ميشود، اگر به هر قيمتي و به هر شكلي اصلاحات دوباره به قوه اجرايي بازگردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي ميشود و با شكست اصولگرايان بايد قدرت رهبري را مهار كرد. "
آقاي ابطحي در رابطه با هدف اصلاحات ميگويد: "هدف اصلاحات حذف عنوان ولايت فقيه و رهبري ديني و تغيير حاكميت انقلابي و ديني به حاكميت عرفي و سكولار است. "
http://www.bachehayeghalam.ir/linkdump/011762.php
خداوند انسانهای حق بین ومومن را مورد رحمت خویش قرا دهد امین
سخنان روح الاميني در حضور رهبر انقلاب
آنکه نام یکی از آقازاده ها (مهدی هاشمی رفسنجانی)به گزارش رجانیوز، در جریان چهارمین دادگاه متهمان به کودتای مخملی، حمزه کرمی یکی از متهمان بازداشت شده، که در دولت قبل در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت مشغول به کار بوده و در جریان انتخابات اخیر نیز از عوامل گرداننده سایت جمهوريت متعلق به مهدي هاشمی بوده است، در بخشی از اعترافات خود به تخلفات گسترده مهدی هاشمی رفسنجانی در انتخابات سال 1384 و استفاده وی از بیت المال به نفع پدرش برای پیروزی در برابر رقبا اشاره کرد. اين اظهارات نه تنها موجب آشفتگي مهدی هاشمی شده بلکه وی را بر آن داشت تا با ارسال نامه ای به رئیس سازمان صداوسیما با استناد به مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام وقتي براي پاسخگويي وي مقرر شد.
کرمی در اظهاراتش به حضور خود در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت به مدیرعاملی مهدی هاشمی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نهم اشاره می کند و قصد اکبر هاشمی رفسنجانی برای کاندیداتوری در این انتخابات را مورد توجه قرار می دهد. وي پس از افشای اینکه مهدی هاشمی از بودجه سازمان بهینه سازی مصرف سوخت به نفع پدر در این انتخابات بهره برداری کرده، می گوید: "به هر حال آقاي مهدي هاشمي رفسنجاني اعتقاد داشت انتخابات در ايران با پول بيتالمال انجام مي شود و اعتقاد به مصرف از هزينه شخصي و پول شخصي براي انتخابات نداشت، ما بارها با وي صحبت كرده بوديم كه استفاده از بيتالمال براي انتخابات جرم است و مجازات دارد ولي نمي پذيرفت."
کرمی در ادامه به جعل سند در سازمان مذکور توسط مهدی هاشمی توضیح داده و می گوید: "بهعنوان مثال، شركت نشر ذره 500 ميليون تومان پوستر مربوط به آقاي هاشمي را چاپ كرد اما پولش را از سازمان بهينه سازي گرفت، به اين صورت كه آقاي مهدي هاشمي با توافق نشر ذره فاكتوري صوري صادر كرد، مبني بر چاپ 200 هزار نسخه از كتاب 5 جلدي كودك يعني يك ميليون جلد كتاب و اين فاكتور صوري بهعنوان سند اصلي تلقي شد و پولش را از سازمان بهينه سازي پرداخت نمودم و در اختيار نشر ذره قرار گرفت در حالي كه فقط تعداد 25 هزار از اين كتاب چاپ شد."
با اين حال، مهدی هاشمی در نامه خود سعی کرده تا با استناد به قوانین، انتشار نام خود در رسانه ها را محکوم کند، این در حالی است که جلسه دادگاه علنی بوده و انعکاس اخبار آن نیز از رسانه ها بلامانع است.
هاشمی در نامه خود آورده است: "ضمن درخواست وقت پاسخگویی طبق مصوبه اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، مطالبی جهت اعلام در اولین برنامه صداوسیما ارسال میگردد."
وی در این نامه آورده است: "اینجانب مهدی هاشمی هرگز اعتقادی به هزینه تبلیغات انتخاباتی از محل بودجه بیتالمال نداشتهام و اظهارات آقای کرمی کذب محض است."
با اين حال، اگر اظهارات هاشمی مبنی بر کذب بودن اعترافات کرمی و عدم صرف هزینه های انتخاباتی پدر از محل بیت المال صحت دارد، بهتر است مهدی هاشمی در دادگاه حاضر شده و در آنجا پاسخگوی شبهات وارده باشد نه در صدا و سیما.
مهدی هاشمی در حالی در نامه خود هزینه از محل بودجه سازمان بهینه سازی مصرف سوخت را که یک سازمان دولتی است، محال می داند که در انتخابات اخیر، دانشگاه آزاد هزینه های زيادي براي میرحسین موسوی کرد، نکته ای که در اعترافات دادگاه چهارم نیز به آن اشاره شده بود.
فرزند هاشمي در در ادامه نامه خود به ضرغامی، دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان را "دادگاه فرمایشی" خوانده و با وارد ساختن اتهام به شهردار وقت (احمدی نژاد) قصد رفع اتهام از خود را دارد، ولی گویا مهدی هاشمی فساد در شهرداری زمان کرباسچی در زمان ریاست جمهوری پدرش را فراموش کرده است.
نکته جالبتر در نامه مملو از عصبانیت مهدی هاشمی رفسنجانی آنجایی است که وی برگزاری دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان کودتای مخملی را درست پس از آن دانسته که خانواده اکبر هاشمی رفسنجانی از دکتر احمدی نژاد به قوه قضائیه شکایت کرده است.
همچنين پس از بیان این اعترافات، بسیاری از فعالان سیاسی در واکنش به این اعترافات خواستار بازداشت مهدی هاشمی شده اند.
در اين زمينه، حميدرضا ترقي عضو شوراي مركزي حزب مؤتلفه گفت: با توجه به اتهاماتي كه از سوي ديگر متهمان كودتاي مخملي عليه مهدي هاشمي رفسنجاني مطرح شده است، قاضي ميتواند وي را به دادگاه احضار كند.
ترقي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه برخي ها معتقدند كه بايد مهدي هاشمي به دليل ادعاي برخي از متهمان مبني بر دست داشتن و هدايت كردن اغتشاشات اخير محاكمه شود، نظر شما در اين خصوص چيست، بيان داشت: قانون بر اساس عدالت اجازه تبعيض به هيچكس را نميدهد و با توجه به اتهاماتي كه از سوي ديگر متهمان كودتاي مخملي عليه مهدي هاشمي رفسنجاني مطرح شده، بر اين اساس قاضي ميتواند وي را به دادگاه احضار كند.
همچنین محمد تقي رهبر رئيس فراكسيون روحانيون مجلس شوراي اسلامي نیز در واکنش به تخلفات مهدی هاشمی تأکید کرد: كساني كه آزاد هستند، چه آقازادهها و چه كانديداهايي كه نام آنها توسط بازداشتشدگان به عنوان سران آشوب برده ميشود، بايد در پيشگاه قانون حاضر شوند.
موسی غضنفرآبادی عضو کمیسیون قضایی مجلس نیز با تأکید بر اینکه نظام با کسی تعارف ندارد و همه در برابر قانون مساوی هستند، گفت: نباید گفته شود چون مهدی هاشمی فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است، پس بنا به مصلحت نباید محاکمه شود.
وی افزود: قبلاً هم این سخنان و اخباری مبنی بر دخالتهای مهدی هاشمی در آشوبها مطرح شده بود که با توجه اعترافات دیروز متهمان، نباید به سادگی از کنار آن گذشت و باید به طور جدی این موضوع مورد تحقیق و بررسی قرار بگیرد.
حسن الله وردينژاد دبير کل حزب اسلامي رفاه ايران نیز که با ایرنا گفتوگو می کرد، خواستار حضور مهدی هاشمی پای میز مذاکرده شد و گفت: متأسفانه در بحث شرکت "استات اويل" و "شرکت توتال" نيز مهدي هاشمي بايد پاسخگو باشد.
وي گفت: امروز به دستگاه امنيتي و قضايي هشدار مي دهيم که عدالت نبايد فقط مخصوص فقرا باشد، هر کس که به مملکت خيانت کرده، خواه فرزند بزرگان باشد و يا نباشد، بايد در دستگاه عدل محاکمه شود.
وي اظهار داشت: امروز متهمان مي گويند شبنامه ها توسط مهدي هاشمي پخش مي شده و او نقش اصلي در آشوب ها داشته است.
خاندان شهادت۶۰نفرشهیددر خانواده حکیم
خانواده حکیم در میان بیوت مراجع تقلید تاریخ شیعه از ویژگی منحصر به فردی برخوردار بوده است
خانواده حکیم در میان بیوت مراجع تقلید تاریخ شیعه از ویژگی منحصر به فردی برخوردار بوده است. علاوه بر تأثیرگذاری بی نظیر این بیت در تاریخ سیاسی معاصر عراق، بیش از 60 نفر از علما، فضلا و دیگر چهره های فعال این خاندان قربانی خشونت کور رژیم بعثی صدام شده و به روش های گوناگونی شکنجه و جان باخته بودند. بیش از 60 شهید این خاندان، بیت حکیم را به بیت محبوب و مقبول میلیون ها شیعه عراقی بدل کرده و قدرت کم نظیری به آن بخشیده است.
اصالت این خاندان به پزشک اصفهانی دربار شاع عباس صفوی بارمی گردد که در جریان سفر مقتدرترین پادشاه سلسله صفویه به عتبات عالیات به درخواست اهالی نجف در آن دیار ماندگار شد و حکیم عراقی ها شد. از نسل این حکیم باشی شاه عباس، علما و مراجع تقلید بزرگی برخاستند که نامدارترین آنها آیت الله العظمی سید محسن طباطبایی حکیم بود. وی که پس از درگذشت آیت الله العظمی بروجردی در ایران، حدود یک دهه به یکی از مراجع تقلید بزرگ شیعه بدل شده بود، سد محکمی در برابر افزون خواهی های حزب بعث شد و محدودیت ها و سختی های فراوانی را به جان خرید.
اما پس از درگذشت وی بود که سختگیری ها بر فرزندان و خاندان وی شدت گرفت و به جدال خونینی بدل شد. فرزندان این مرجع فقید به سازماندهی اعتراضات مردمی علیه استبداد بعثی ها پرداخته و امید میلیون ها شیعه عراقی شدند. آنها یکی از پس دیگری زندانی، شکنجه و کشته می شدند و نام خاندان حکیم به سمبل مقاومت مظلومانه عراقی ها بدل شده بود. از میان ده پسر آیت الله حکیم، هفت نفر از آنها به دست صدام شهید شدند که برخی از آنها از مجتهدین نجف شمرده می شدند.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تجاوز صدام به کشورمان، باقی مانده این خاندان به ایران مهاجرت کرده و مقیم تهران شدند تا رهبری مبارزه مسلحانه و سیاسی علیه صدام را از ایران ادامه دهند. آیت الله سید محمد باقر حکیم به همراه آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی در امتداد فعالیت حزبی پیشین خود در حزب الدعوة الاسلامیة، مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق را تأسیس کرده و شاخه نظامی آن را نیز به نام سپاه بدر برای جنگ علیه حکومت صدام راهی جبهه های جنگ ایران علیه عراق کردند.
پس از استعفای آیت الله هاشمی شاهرودی از ریاست مجلس و استقرار دائمی وی در حوزه علمیه قم، سید محمد باقر حکیم از سخنگویی مجلس به ریاست آن ارتقا یافت و برادرش عبدالعزیز نیز مرد شماره 2 این حزب سیاسی ، نظامی شد. عبدالعزیز حکیم در طی دو دهه اقامت اجباری در ایران، توانست به چهره اصلی دیپلماتیک حزب بدل شده و راه را برای زعامت دینی برادرش هموار کند. وی به نمایندگی از برادر در مذاکرات متعدد با مقامات سیاسی غرب حاضر می شد و نقش مهمی در سقوط دولت صدام ایفا کرد.
با فروپاشی حکومت حزب بعث در فروردین 1382 اعضای مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق نیز به تدریج به کشورشان بازگشته و عهده دار امور سیاسی و امنیتی شدند. آیت الله محمد باقر حکیم نیز که به اذعان بیل کلینتون رییس جمهور اسبق آمریکا رهبر معنوی میلیون ها عراقی بود، چند هفته پس از آزادی عراق در میان استقبال عظیم مردمی به نجف بازگشت و امام جمعه نجف شد. او که نقش مهمی در تعدیل مواضع تندروانه برخی گروه های شیعیان عراقی علیه قوای متفقین ایفا می کرد، به تدریج نشان داد که ترجیح می دهد به یکی از رهبران مذهبی شیعه در عراق بدل شود و امور سیاسی و حزبی را به برادر کوچکش عبدالعزیز واگذارد.
اما تروریست های وابسته به حزب بعث به او مهلت ندادند و شهریور شش سال پیش با انفجار انتحاری یک خودرو پس از برگزاری نماز جمعه اول ماه رجب در حرم امام علی(ع)، آیت الله حکیم در کنار ده ها نفر دیگر به شهادت رسید.
در شش سال گذشته اگرچه آیت الله محمد سعید حکیم یکی از علمای خاندان حکیم در کنار آیت الله العظمی سیستانی به عنوان یکی از مراجع اربعه نجف شناخته می شد، اما نقش پررنگ سید عبدالعزیز که جانشین برادر شده بود، خاندان حکیم را همچنان به عنوان گروه مؤثر در سیاست ورزی عراق حفظ کرد.
علاوه بر آنکه ریاست دوره ای شورای انتقالی حکومت عراق مدتی به عبدالعزیز حکیم واگذار شده بود، نیروهای وفادار به وی توانستند اکثریت قابل توجهی در پارلمان و دولت عراق به دست گیرند. روابط نزدیک وی با مراجع نجف سبب شده بود که نفوذ وی از دیگر شخصیت ها و گروه های دیگری شیعه همچون مقتدا صدر و حزب الدعوة بیشتر باشد.
حزب او دو سال پیش کلمه «انقلاب» را از نام خود برداشت و به مجلس اعلای اسلامی عراق تغییر نام داد. با این حال ابتلای عبدالعزیز حکیم به بیماری سرطان ریه از سه سال پیش روند نقش آفرینی این خاندان را با چالش های جدی مواجه کرده است. اگرچه حجة الاسلام سید عمار حکیم فرزند ارشد
در سه سال گذشته به تدریج توانسته نقش محوری پدر را به عهده گیرد، اما هنوز معلوم نیست که آیا کاریزمای بیت حکیم همچنان در ساختار سیاسی عراق اثر خواهد داشت یا از قدرت آن کاسته خواهد شد؟
حسن رضایی گروه حوزه علمیه
خدايا، به خون شهداي راستين، به اخلاص و فداکاري سربازان گمنام و به ايمان پاک رهبر عاليقدر انقلاب تو را سوگند مي دهيم که تا آخرين قطره خون خود براي پيروزي نهايي انقلاب مقدس ايران مبارزه مي کنيم: و از تو اي خداي بزرگ مي خواهيم که به ما فرصت دهي که حيات و هستي خويش را در راه رسالت محمدي فدا کنيم. خدايا، اين مشعل فروزان انقلاب را که بر عهده ما گذاشته اي منور کن. خدايا، به ما برکت دادي و رهبري عاليقدر و پاک به ما هديه کردي تا در ميان طوفان ها، کشتي شکسته ما را هدايت کند. پروردگارا، آن چنان ما را جذب کن که جز به تو نينديشيم و جز تو را نخواهيم و جز تو به سوي کسي نرويم و همه خودخواهي ها و خودبيني ها را در مذبحه بارگاه تو قرباني کنيم. پروردگارا، تو بر ملت ما رحمت کردي و چنين انقلاب مقدسي را به ما ارزاني داشتي، تو ما را شايسته پاسباني اين نعمت کن. شهید مصطفی چمران
بیش از دو ماه از انتخابات دهم ریاست جمهوری گذشت.
انتخاباتی که اوج و شکوه مردمسالاری دینی را به نمایش گذاشت و دموکراسی غربی را به چالش کشید و همین بود که خیلیها آن را تاب نیاوردند و خواسته و برخیها ناخواسته درگیر حوادثی شدند که درسهای فراوانی برای سیاسیون و نخبگان و مردم داشت.
این روزها شاهد برگزاری دادگاه برخی متهمین حوادث پساز انتخابات هستیم.
حوادثی که دلایل بروز آن را میتوان به صورت خلاصه اینگونه بیان کرد:
- عدم پایبندی میرحسین موسوی به قانون و زیرپا گذاشتن تمامی اصول قانونی در ارتباط با موضوع انتخابات، با وجود اینکه شعار قانون و قانونگرایی از کلیدواژههای تکراری او در نشستها و میتینگهای تبلیغاتیاش بود.
- عدم ولایتپذیری موسوی، با وجود دیدار با مقام معظم رهبری و خود رأیی او.
- عدم آشنایی کاندیدای مغلوب از فضای سیاسی و جو حاکم بر جامعه.
- تمسک و توجه به گزارشات اطرافیان غرضورز، در ارائه گزارشات انتخاباتی و عدم توجه به واقعیات موجود کشور.
- قدرتپرستی و ریاستطلبی برخی جریانها و احزاب سیاسی هوادار کاندیدای شکست خورده در انتخابات.
- نامهپراکنی و صدور بیانیههای تحریکآمیز و به بازی گرفتن احساسات بخشی از جامعه و سوء استفاده از آنها و به خصوص قشر جوان.
- به خیابان کشاندن معترضین و حضور در تجمعات غیرقانونی.
- تمسک و رجوع به رسانههای بیگانه مانند BBC ، VOA و... توسط موسوی و اطرافیانش.
- حمایت از آشوبطلبان و دفاع از عمل مجرمانه آنان.
- حمله به قوهی قضائیه در رابطه با محاکمه عوامل طراح و حمایت کنندهی میانی و میدانی آشوبها و اغتشاشات اخیر.
- و صدها دلیل بزرگ و کوچک دیگر.
آقای موسوی؛ چرا کاری کردی که باعث شادی و زیادهخواهی دشمنان و غم و اندوه و احساس ضعف دوستداران اسلام و انقلاب و کشور و ملت شد؟!؟
آقای موسوی!؛
اگر این روزها کمتر از تقلب و کمیتهی صیانت از آراء و... حرف میزنی و کاسه داغتر از آش شدهای، برای تطهیر و دفاع از متهمین و مجرمین دخیل و درگیر در اغتشاشات، مجرمین و متهمینی که خود به اعمال غیر قانونی و ساختارشکن خود اعتراف کردهاند؛ باید بدانی که ما یادمان نرفته و هنوز منتظر ارائه دلایل و مدارک، برای اثبات ادعای تقلب 11 میلیونی! در انتخابات دهم ریاست جمهوری هستیم که اگر نتوانی اثبات کنی، باید تو را هم با لباس زندان در جایگاه متهم ردیف اول در دادگاه ببینیم وگرنه به عدالت دستگاه قضایی شک خواهیم کرد!
برادر مجاهد دیروز و [...] امروز!
در دادگاه و از زبان برخی از متهمین به اغتشاش که از جوانان همین مرز و بوم هستند، شنیدم که تو را مسئول قرار گرفتنشان در جایگاه متهم و مجرم میدانند.
تویی که با تهمت و دروغ بستن به نتایج و دستاندرکاران اجرایی انتخابات، که از شریفترین اقشار جامعه ما و اکثراً از فرهنگیان محترم بودند، به یک انتحار اخلاقی - سیاسی دستزدی و احساسات پاک برخی از جوانان حقجو و حقطلب را به بازی گرفتی و زمینهای را فراهم کردی برای حضور منافقین و سلطنتطلبان و به خاک و خون کشیده شدن تعدادی از هموطنانمان.
و تو آقای میر حسین، امروز رسماً از حاکمیت خارج شدهای.
ای مرد قانون و قانونمداری!
یادت نرود؛ چون ما یادمان نمیرود که چه گفتی و چه کردی.
یادت نرود که به خاطر خودخواهی و شهوت قدرت و بیتدبیری و نابخردی تو خون چه کسانی به زمین ریخت.
یادت نرود که شعار قانونگراییات را خودت زیر پا له کردی و از اعتبار انداختی.
یادت نرود که مثل عروسک خیمهشببازی، بازیچه دست دوستان مغرض یا نادان شدی.
یادت نرود که اقتدار ملی و بینالمللی این کشور را به بازی گرفتی و به چالش کشیدی.
و یادت نرود که...
منتظر روزی هستم که تو را و دیگر متهمین اصلی این اغتشاشات را در دادگاه ببینم و پاسخهایتان را بشنوم، همانطور که پاسخها و شرمندگیهای ابطحی و عطریانفر را دیدم و شنیدم!
و انسانهای ضعیف النفس، چه زود خود و عملکردشان را منکر میشوند!!!
در تازه ترین اقدام، یکی از سفرای کشورهای اروپایی چندی پیش با دعوت از حدود 100 نفر از هنرمندان ایرانی اقدام به برگزاری جشنی مبتذل در خانه خود کرده است.
بنابراین گزارش، سفیر این کشور که به مانند سفارت انگلیس نقش گسترده ای در آشوبهای اخیر تهران داشته، در حاشیه این جشن ضمن بیان سخنانی با اشاره به نزدیکی فرهنگ و هنر مردم کشورش با ایرانیان، خواستار همکاری نزدیک با هنرمندان ایرانی شده است.
بنابراین گزارش، این جشن که در خیابان نوفل لوشاتوی تهران برگزار شد تا ساعت 4 صبح ادامه داشته و حاضرین در آن ضمن مصرف مشروبات الکلی به رقص و حرکات مبتذل در حضور آقای سفیر پرداختند.
در بین شرکت کنندگان، برخی چهره های مشهور سینما و تلویزیون که سابقه حضور در فیلمها و سریالهای طنز را دارند حضور داشتند.
طبق اخبار تائید نشده کلوتیلد ریس، تبعه فرانسوی که در حوادث اخیر بازداشت شده بود نیز در این برنامه حضور داشته است.
گفتنی است استفاده از محبوبیت چهره های مشهور سینما و تلویزیون، و ترویج و تبلیغ مقاصد خود از طریق آنها، همواره ابزاری برای گروه ها و جریانات سیاسی بویژه در کشورهای جهان سوم بوده است.
رجا نیوز
پيتر شوت (Peter Schütt) شاعر و گزارش گر متولد ۱۹۳۹ آلمان، سال ۱۹۶۷ با درجه ي دكتراي فلسفه از دانشگاه فارغ التحصيل شد. وي از بنيان گذاران حزب كمونيست آلمان است. تمام آثار او در خدمت ايدئولوژي كمونيسم بوده، به گونه اي كه برخي رسانه هاي آلماني، او را «شاعر درباري» حزب مي خواندند.
به نوشته سايت «زمانه»، او در سال ۱۹۸۸ از حزب بيرون آمد و با نوشتن كتاب و مقاله هاي انتقادي، از گذشته اش فاصله گرفت. در سال ۱۹۸۷ با زني ايراني ازدواج كرد و در سال ۱۹۹۰ به دين اسلام و مذهب شيعه گرويد و در سال ۱۹۹۶ به حج رفت.
شوت در مقاله اي در روزنامه دي ولت روز دهم سپتامبر، علت مسلمان شدن اش را نوشته است. به علت طولاني بودن متن مقاله در زبان آلماني، ترجمه ي كوتاه شده ي آن را كه شامل رئوس گفته هاي او در مقاله ي ياد شده است، در زير مي خوانيد:
جذابيت اسلام در دوران كودكي و جواني من
من نه مسلمان زاده ام و نه به طور ناگهاني با اسلام مواجه شده ام. بيش از نيمي از عمرم را در جستجوي ديني واقعي بوده ام. فقط يك بار در زندگي دينم را عوض كرده ام. در ۱۹ سالگي براي اين كه از تنگناي لوتري خانه ي پدري فراركنم، كاتوليك شدم و ۳۰ سال بعد، اعتقادم به اسلام را اعلام كردم.
اسلام از دوران كودكي برايم جذابيت داشت. در سال هاي پس از جنگ، منطقه ي ما در اشغال نيروهاي انگليسي بود. در روستاي ما شش سرباز هندي مسلمان با عمامه، نماينده ي اين قدرت بودند. آن ها در رستوران روستا اسكان داده شدند و ما بچه ها را به طرز غريبي جلب مي كردند. به ما خرما و انجير مي دادند و وقتي مراسم عبادي به جا مي آوردند، اجازه مي دادند كه تماشاي شان كنيم. به اين ترتيب مراسم عبادي اسلامي خيلي زود در ذهنم حك شد.
كارستن نيبور، كه گوته او را «نخستين حاجي آلماني» خوانده است، ۲۰۰ سال پيش به كشورهاي عربي سفر و به عنوان نخستين آلماني، توصيف دقيقي از اماكن مقدس در مكه و مدينه منتشر كرده بود. در كليسايي كه نزديك روستاي ما قرار داشت، بخش هايي از اين گزارش موجود بود كه پاسخي شد به قلب جوان و كنجكاو من و نخستين جهت دهنده ي سفر دروني ام.
در دروان تحصيلات دانشگاهي هم با اسلام تماس پيداكردم. تز دكترايم را درباره ي نمايش نامه هاي عصر باروك نوشته ي آندره آس گريفوس نوشته ام. يكي از اين نمايش نامه ها «كاتاريناي گرجستاني» است و نيمي از آن، در اصفهان مي گذرد. طرف مقابل كاتارينا، شاه عباس است. او مي كوشد با حيله و وعده و وعيد، كاتارينا را به حرمسرايش بكشاند. آثار گريفيوس بهانه اي شد تا به طور اساسي به هنر و فرهنگ شرق اسلامي بپردازم.
از زندگي در خوابگاه دانشجويي بين المللي در هامبورگ بهره ها ي روشنفكرانه و معنوي بسيار برده ام. چهار سال، ديوار به ديوار دانشجويان ايراني، مصري و نيجريه اي بودم. شب و روز با هم بحث مي كرديم؛ آن هم نه فقط درباره ي مسايل عقيدتي. در كتابخانه ي خوابگاه به طور منظم با مسيحي ها، يهودي ها و مسلمانان بحث هاي ديني داشتيم. آن وقت ها اسلام براي من در وحله ي اول تئوري رهايي بخش خلق هاي جهان سوم بود.
هميشه اين را به سكوت برگزار مي كنند كه آمدن شاه در بهار ۱۹۶۷ به آلمان نه تنها محرك اصلي جنبش دانشجويي بود، بلكه محرك نخستين مناقشات روشنفكري درباره ي اسلام در آلمان نيز شد. در برنامه هايي كه بهمن نيرومند، تقريباْ در تمام دانشگاه ها راه مي انداخت، هميشه اين مسأله مورد بحث بود كه آيا انقلاب يا اسلام، ايران و ديگر كشورهاي در حال توسعه را از فقر رهايي مي بخشد يا نه.
اشتباهات گذشته
پس از پايان يافتن جنبش دانشجويي به حزب كمونيست آلمان پيوستم كه طرفدار مسكو بود. به عنوان عضو حزب و هيأت اجرايي آن، مرتكب اين اشتباه شده بودم كه اسلام و سوسياليسم مثل دو روي يك سكه متعلق به يكديگرند: سوسياليسم راه عدالت روي زمين را نشان مي دهد و اسلام راه عدالت الهي را. مهمان مفتي تاشكند، بالاترين نماينده ي اسلام در اتحاد جماهير شوروي بودم. با جان و دل به آموزش هاي والاي او درباره ي علم اخلاق اسلامي گوش مي دادم و نمي خواستم باوركنم كه او كارش را به سفارش «كا.گ.ب» انجام مي دهد.
در كتابم «به سوي سيبري» توصيف كردم كه اسلام و كمونيسم چگونه در آسياي ميانه كه تحت سلطه ي اتحاد شوروي بودند، يكديگر را به نحو احسن تكميل مي كنند. در كنفرانسي در انستيتوي شرق شناسي هامبورگ درباره ي خاورميانه، براي اولين بار با «آنه ماريه شيمل» آشنا شدم. مدتي طولاني به جلد كتابم كه داس و چكش روي آن مي درخشيد، نگاه كرد و بعد گفت: «لطفاْ چكش را برداريد. مي ماند فقط داس، كه آن هم تبديل به هلال ماه مي شود و راه به اسلام را به شما نشان خواهد داد.» اين پيشنهاد را با جان و دل پذيرفتم و از آن پس هميشه از او چاره جويي مي كردم. كتاب هايش در مورد اسلام براي من راه گشا شد.
سال ۱۹۸۷ به عنوان كسي كه در جستجوي اسلام است، به ايران دعوت شدم. تأثير اين سفر روي من مخرب بود. چند سالي ديگر نياز داشتم تا بتوانم در سال ۱۹۹۱ به طور قطعي مسلمان بشوم.
تجزيه و تحليل دقيق دين
مركز اسلامي هامبورگ از همان روزهاي اول انقلاب اسلامي، حتي قبل از عضويت رسمي در گروه، نقطه عزيمت مهمي براي من شده بود.
امروز بيش از يك و نيم دهه است كه عضو انجمن مسلمانان آلماني زبان هستم كه سال ۱۹۶۷ توسط مهدي رضوي تأسيس شد. جمعي هستيم كه بعدازظهر شنبه ها دور هم جمع مي شويم. به كسي براي عوض كردن مذهب فشار نمي آوريم. بلكه برعكس، آن هايي كه سر راهمان سبز مي شوند و فوراْ دين شان را عوض مي كنند، از نظر ما مشكوك اند. تجربه نشان مي دهد كه ماندگار نيستند. اين ها چيز زيادي از اسلام و قرآن نمي دانند و اغلب تصورشان كاملا غلط است.
رضوي در سال ۱۹۶۷ تفسير سوره ي اول را شروع كرد و حليمه كرآوزن كه دو سال پيش جانشين اش شد، حالا به سوره ي ۴۱ رسيده است. مسلمان شدن، روي كاغذ كار سختي نيست. فقط بايد در برابر شاهد، شهادت بدهي. اما يك روزه نمي شود مسلمان واقعي شد. براي اين كه با جان و دل مسلماني تسليم اراداه الهي بشوي، به چيزي بيشتر از حرف خالي نياز داري.
اين نه عشق است برادر كه پشيماني ماست
وين نه عهداست كه تاييد مسلماني ماست
داغ يك عمرگناه است كه پنهان كرديم
سجده بردوست كه نه سجده به شيطان كرديم
هي گنه كرده وگفتيم خدا ميبخشد
عذر آورده وگفتيم خدا ميبخشد
بخششي هست ولي قهروعذابي هم هست
هاي مردم به خداروز حسابي هم هست
نكنيم اين همه بد درحق مولانكنيم
كوفيان هرچه كه كردندبيا مانكنيم
يادمان رفته كه ماحق رسالت داريم؟
يادمان رفته كه ميراث شهادت داريم؟
اي برادر گنه ماست علي گرتنهاست
واگرفاطمه اين بنت مطهرتنهاست
گنه ماست حرم صحن جنون ميگردد
ودل ضامن آهو همه خون ميگردد
همه تقصير من وتوست برادربرخيز
شيعه يعني كه من وتو تو دلاور برخيز
هركه درعين بلا شيعه بماند مرد است
هر كه يك موي بلغزد به علي نامرد است
مردم اين خواب حرام است همه برخيزيد
جاده پيداست به جان شهدا برخيزيد
مابه خون خواهي اولادعلي آمده ايم
چهارده قرن گذشته است ولي آمده ايم
حرف اين است و ولاقوه الا بالله
هركه مرد است قدم رنجه كند بسم الله
"عدالت" از اصول بنیادین و شرایط اولیه یک مرجع تقلید به حساب می آید. در فقه شیعه نیز در تعریف عدالت "عدم ارتکاب گناه کبیره و عدم اصرار بر گناه صغیره" آمده است.

با این اوصاف حرامزاده خواندن رییس جمهور قانونی یک کشور که مشروعیت خود را از رهبری نظام و مقبولیت خود را مدیون بیست و چهار میلیون و ششصد و هفت هزار ایرانی است چه مبنای حقوقی، قانونی، عرفی یا شرعی می تواند داشته باشد؟
اگر صانعی نتواند اتهام خود را ثابت کند که قطعا نمی تواند جدای از واجب شدن اجرای حد شرعی بر او، از عدالت و به تبع آن بسیاری موارد دیگر از جمله مرجعیت خودخوانده اش ساقط نیست؟
آقای صانعی هیچ گاه یک مرجع تقلید نبود. هم به خاطر آنکه جامعه مدرسین مرجعیت وی را تا به امروز تایید نکرده است، هم به خاطر آنکه فتاوای شاذش به همراه فتاوای حسینعلی منتظری سالهاست خبر اول رسانه های ضد اسلامی است و هم به خاطر آنکه برخی فتاوای "ضد" اسلامی اش به خصوص در بحث ارث مرد و زن و ... هر عقل سلیمی را به برای قضاوت به مسیر درست رهنمون خواهد ساخت، اما این مورد آخر اوج ایمان عملی آقای صانعی را به حق الناس نشان داد. همانی که خداوند سوگند یاد می کند از هرچه بگذرد حتی حق الله، از آن نخواهد گذشت مگر به رضایت صاحب آن حق.
اگرچه دفتر ایشان در اقدامی ناشیانه این خبر را کذب اعلام کرده و ارتباط این جمله وی را با نسبت دادن به رییس جمهور اشتباه خوانده اما مشاهده فیلم این سخنرانی صداقت دفتر ایشان را هم بیش از پیش نمایان می سازد! (دانلود فیلم)
ای کاش آقای صانعی نگاهی به موضع گیری های دهه ۶۰ خود داشت و واقعا دقت می کرد تفاوت این ره تا به آن ره از کجا تا به کجاست.
بزرگی حرف خوبی می زد:
خدایا! "لحظه ای" و کمتر از آن، ما را به خودمان وامگذار
خبرگزاری رسا ـ مقام معظم رهبری با اشاره به توصیه قرآن به وحدت و اعتصام به حبل الله خاطرنشان کردند: دلهایی که پیام مهم قرآن را درک کردهاند، بخاطر اغراض و مسائل شخصی وحدت عظیم ملی را برهم نمیزنند.
در این محفل معنوی و انس با قرآن، که بیش از سه ساعت و نیم به طول انجامید، گروههای جمع خوانی نیز به تلاوت آیاتی از قرآن، مدایح نبوی و ابتهال پرداختند.
بنابر این گزارش، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این جلسه معنوی و پر فیض «با اشاره به ارتقای کیفیت تلاوت قرآن در کشور»، توجه به لحن، تجوید، نحوه اداء و قرائت آیات متناسب با مفاهیم و مضامین را مقدمه ی امر مهم دیگری یعنی انس جامعه با قرآن دانستند و خاطرنشان کردند: هنگامی که انسان با قرآن مأنوس می شود، سخن قرآن را در زمینه مسائل گوناگون زندگی و جامعه می خواهد و می شنود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اینکه خشوع در برابر آیات قرآن، زمینه ساز هدایت قرآنی است، افزودند: وقتی آیات شریفه قرآن به عنوان الهام الهی بر دل نازل می شود، جذب و هضم دل می شود و قلب و دل متناسب با آیات الهی تحول پیدا می کند.
پایان خبر - خبرگزاری رسا



