تبليغاتX
عاشقان مهدی




دلا تا باغ سنگي، در تو فروردين نخواهد شد
به روز مرگ، شعرت، سورة ياسين نخواهد شد

فريبت مي‌دهند اين فصل‌ها، تقويم‌ها گل‌ها
از اسفند شما پيداست، فروردين نخواهد شد!

مگر در جستجوي ربّناي تازه‌اي باشيم
وگرنه صد دعا زين دست، يك نفرين نخواهد شد


مترسانيدمان از مرگ، ما پيغمبر مرگيم
خدا با ما كه دلتنگيم، سرسنگين نخواهد شد


به مشتاقان آن شمشير سرخ شعله‌ور در باد،
بگو تا انتظار اين است، اسبي زين نخواهد شد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388;ساعت 11:59;  توسط عاشق مهدی;  | 

اگر دشمنان از سرهای ما کوه بسازند فرزندان ما هرگز در کتابها نخواهند خواند که ما رهبرخود سید علی خامنه ای را تنها گذاشتیم

تزول الجبال و لا تزل عض على ناجذك اعرالله جمجمتك تد فى الارض قدمك و اعلم ان النصر من عندالله

اگر كوه ها از جا كنده شوند تو استوار باش دندان ها را بر هم بفشار كاسه سرت را به خدا عاريت ده پاى بر زمين ميخكوب كن و بدان كه پيروزى از سوى خداست.


( هنگامى كه پرچم سپاه را در جنگ با اصحاب جمل به فرزند خود محمدبن حنفيه دادند)
( نهج البلاغه / خطبه ۱۱)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388;ساعت 10:25;  توسط عاشق مهدی;  | 

لباس ياس برتن کرد زهرا
کنار دست او بنشست مولا
محمدخطبه خواند زهرا بلي گفت،
غلط گفتم بلي نه "ياعلي" گفت.
*سالروز اين پيوند آسماني مبارک*

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73064&categoryID=5058

از این سایت می توانید مولودی ازدواج حضرت زهرا(س) و مولا را دانلود کنید

انشالله همه دخترهای وپسرهای شیعه ومحبین اهل بیت سلام الله در همه عالم خوشبخت  شوند به کوری چشم دشمنان شیعه

گوستاو لوبون :
غربیان در طول 500 سال، جز کتاب ها و تالیفات ملت مسلمان عرب چیزی در دست نداشته اند .

و همین اعراب مسلمان بوده اند که شالوده ی تمدن را در ریشه های زندگی و علم و اخلاق اروپائیان ریخته اند .
...
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388;ساعت 8:40;  توسط عاشق مهدی;  | 

بسمه تعالی

دوستان عزیزم می بینم از شهادت شیعیان یمن گریه های خونبار می کنند

بخدای محمد قسم این مرد همان است که امام جعفر صادق(علیه  السلام)فرمود:هرکس خبر مرگ عبدالله را به من بدهد من مژده ظهور مهدی رو به او می دهم.

این همان امیر عبدالله فاسد وملعون احادیث است این همان است که وهابیت را علم کرد این همان است که بودجه به یاران عبدالوهاب می دهد تا حرم ائمه اطهارما را بمب گذاری کنند.

این همان است که آشکارا با بوش شراب خورد وبه رقص پرداخت.

به نظر شما این مرد می تواند خادم حرمین شریفین باشد بودجه های کلانی که به اسراییل می دهد ووام های بی حدش به اسراییل نشانه چیست؟

این همان است که با سید یمانی به جنگ می پردازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388;ساعت 8:27;  توسط عاشق مهدی;  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388;ساعت 11:21;  توسط عاشق مهدی;  | 

شهادت امام جواد علیه السلام را تسلیت می گوییم

 

  
زندگی پر برکت امام جواد علیه السلام در سن 25 سالگی با مسموم شدن توسط نقشه و دستور معتصم حاکم ستمگر عباسی و دخالت مستقیم همسر آن حضرت ((ام فضل (زینب)|ام فضل)) دختر مأمون پایان یافت و در تاریخ 220 هجری قمری به شهادت رسید وقایعی چند در شهادت آن حضرت ثبت تاریخ است :


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388;ساعت 11:19;  توسط عاشق مهدی; 

ایران، رتبه اول در اعتیاد

زنگ خطر به صدا در آمده است

اعتیاد

دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل یک ماه پیش در گزارشی ایران را اصلیترین مصرف‌کننده مواد مخدر دنیا معرفی کرد و از آن زمان تاکنون هیچیک از مقام‌های ایرانی نسبت به رد این گزارش واکنشی از خود نشان نداده‌اند.

به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به مدت زمان انتشار این گزارش تاکنون و همچنین دیدار قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر با آنتونیو ماریو کاستا مدیر اجرایی دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در وین و عدم واکنش یا تکذیب وی و دیگر مسئولان ستاد در این رابطه، می توان اعداد و ارقام اعلام شده از سوی سازمان ملل را صحیح دانست.

در این گزارش قاره اروپا مشتری 19درصد موادمخدر تولیده شده در جهان اعلام شده است و ایران و روسیه هر کدام سهم  15درصدی مصرف را در این بازار دارند، علاوه بر این چین 12درصد، هند 7درصد و در پاکستان، آفریقا و آمریکا هرکدام 6درصد موادمخدر جهان مصرف می‌شود.

در بخشی از گزارش انتشار یافته تاکید شده است : " این میزان مصرف مواد مخدر، ایران را به یکی از کشورهایی که با جدی ترین مشکل اعتیاد در جهان رو به رو هستند بدل کرده است."

قاره اروپا مشتری 19درصد و ایران و روسیه هر کدام سهم  15درصدی مصرف را در بازار مواد مخدر دارند. با احتساب جمعیت 500 میلیونی اروپا و 280 میلیونی روسیه، ایران رتبه اول سرانه مصرف را به دست می آورد.

این در حالی است که همه کشورهایی که در کنار ایران در صدر جدول مصرف مواد مخدر قرار گرفته اند به لحاظ جمعیتی تفاوتهای چشمگیری با کشور 70 میلیونی ما دارند، به گونه ای که اروپا بیش از 500 میلیون نفر جمعیت دارد و روسیه نیز در حدود 280 میلیون نفر، چین و هند نیز که با جمعیتهای بالای یک میلیارد نفرشان از این لحاظ سرآمدهای کره خاکی هستند، حتی پاکستان ، آفریقا و آمریکا که در این رده بندی رتبه های پایینتری نسبت به ایران دارند نیز جمعیتهای به مراتب بیشتری نسبت به کشور ما دارند.

با این وجود باید از همه متولیان امر و مسئولان پرسید؛ دولت ، نیروهای امنیتی، دانشگاهها و دستگاههایی مانند ستاد مبارزه با مواد مخدر و دیگر نهادهای مقابله کننده با توزیع و مصرف مواد مخدر در این وضعیت مشغول چه کاری هستند و چرا کشور ما که از لحاظ استانداردهای امنیتی و زندگی به عنوان مثال از کشور پاکستان وضعیت به مراتب بهتری دارد دچار بحرانی با این شدت شده است.

در چنین شرایطی مردم همیشه از مسئولان مرتبط با حوزه مواد مخدر فقط و فقط آمار و ارقامی را می شنوند که حکایت از کشفها و دستگیریهای فراوان در این زمینه می دهد اما چیزی که در بطن و ظاهر جامعه وجود دارد و دیده می شود حکایتی متفاوت با این آمارها دارد.

اعتیاد

واقعیت این است که مصرف مواد مخدر و گرفتارشدن افراد پیر و جوان و نوجوان و زن و مرد کشور در دام اعتیاد مسئله ای عادی و معمولی شده و هیچ ایرانی نیست که در نزدیکی خود با این بحران حاد اجتماعی روبرو نباشد.

سئوالی که در این میان به ذهن هر کسی خطور می کند اضافه بر پرسش جدی درباره چگونگی ورود این هجم بسیار زیاد مواد مخدر به کشور، این است که چرا هیچ کس در پی یافتن دلیل اصلی مصرف این مقدار مواد در کشور نیست و اینکه چرا این تعداد از ایرانیان دلبسته مواد تخدیری شده اند.

پلیس ایران در سال گذشته در حدود یکهزار تن مواد مخدر از قاچاقچیان کشف و ضبط کرده است که بی تردید مستحق قدردانیست، اما با این همه، شواهد حکایت از آن دارد که این کشفیات خلل چندانی در بازار مصرف داخلی ایجاد نکرده و نمی کند، چرا که دسترسی راحت و ارزان، به قدر نیاز روز و ماه و سال مصرف کنندگان به هیچ وجه دچار مشکل نشده است.

در اظهارنظرهایی که همیشه از مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر شنیده شده، حجم بالای تهدید نسبت به کشور و مرز مشترک طولانی با افغانستان به عنوان بزرگترین تولید کننده مواد مخدر جهان از علل اصلی این بحران نام برده شده است.

اما این استدلال نیز چندان درست به نظر نمی رسد. چرا که اگر تنها این عوامل در بحران اعتیاد افراد جامعه دخیل می بود، باید پاکستان با اوضاع امنیتی و اقتصادی به مراتب بدتر از ایران که مرز مشترک بیشتری نیز با افغانستان دارد و جمعیتش هم از ایران بیشتر است در گزارش سازمان ملل رتبه ای بالاتر از ایران می گرفت، اما اینگونه نیست.

پلیس ایران در سال گذشته در حدود یکهزار تن مواد مخدر از قاچاقچیان کشف و ضبط کرده است که بی تردید مستحق قدردانیست

مسئولان باید بپذیرند که تنها با ارائه نطقهای غرا و آمارهای دهان پر کن مسئله اعتیاد کشور حل شدنی نیست که اگر راهش این بود تا به حال می بایست غول مخوف اعتیاد از ترس این نطقها صد بار در شیشه افتاده بود.

به نظر می رسد برای مبارزه و مقابله جدی با مسئله مواد مخدر باید با استفاده از تجربیات دیگر کشورها و به کارگیری نظریات روانشناسان و جامعه شناسان در کنار برنامه های سخت افزاری مانند برخورد و زندان باید ریشه ها و علل این بحران خطرناک و بنیان کن را که در حال نابودی سرمایه های کشور است، پیش از آنکه به مرحله غیر قابل برگشت برسد را شناسایی کرد و از بین برد.

اگر چه همین حالا و با شرایط موجود هم برخی کارشناسان بر این باورند که بحران اعتیاد جامعه ایرانی به وضعیت غیر قابل برگشت رسیده است و در این باره معتقدند؛ مسئولان یا نمی خواهند این موضوع را باور کنند یا از بیان آن واهمه دارند.

تنظیم برای تبیان: سعیدآقازاده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388;ساعت 10:32;  توسط عاشق مهدی;  | 

برگی از تاریخ ؛
روایت آیت الله خزعلی از تذکر به رهبری

خبرگزاری رسا ـ پایگاه اطلاع رسانی پارسینه با انتشار مطلبی با عنوان روایت آیت الله خزعلی از تذکر به رهبری خاطرات آیت الله خزعلی را مرور کرده است.

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، آیت الله شیخ ابوالقاسم خزعلی، عضو پرسابقه مجلس خبرگان رهبری در بخشی از زندگی نامه سیاسی -مذهبی خود، به تذکر-انتقادی اشاره کرده است که وی به عنوان عضو کمیسیون ویژه تحقیق درباره صفات رهبری با آیت الله خامنه ای، در سال 1377 در میان گذاشته است.
متن این خاطره تاریخی را از نظر می گذرانید:
از دیگر کارهای سیاسی من این است که در سه دوره مجلس خبرگان رهبری عضویّت دارم و در کمیسیون تحقیق فعّالیّت می کنم. این کمیسیون درباره ویژگی و صفات رهبر تلاش می کند و شاید این انفع باشد که کسی صدمه نزند و ما باید بیدار باشیم و جهاتی که لازم است حتی به خود رهبر هم تذکر بدهیم و داده‌ایم و ایشان هم پسندیدند. پایه مهم، رهبری است. اگر به این پایه صدمه برسد، آن سه قوّه دیگر، ضعیف خواهد شد. ما باید زیر نظر رهبری کار کنیم. این جنبه را از جهت مثبت و منفی باید مورد اهتمام زیاد قرار داد.

در ملاقات های با ایشان، مطالب را بیان می کنم. ایشان با سعه صدر می پذیرد. حتی یک بار خدمت ایشان عرض کردم: شما فرمودید: من صددرصد، رئیس جمهور(آقای خاتمی) را تأیید می کنم! این مطلب، خیلی دنباله دارد! ما نمی توانیم این را کنترل کنیم. تا ما بخواهیم جایی صحبت کنیم، بلافاصله می گویند: آقا ایشان را صددرصد تأیید کردند. ایشان در پاسخ فرمود: ما در مرحله خاصّی به سر می بریم و من باید جمع و جور کنم که باشند و تأیید بشوند و کار کنند؛ ولی این بدان معنا نیست که شما انتقاد نکنید. شما اگر مطلبی دارید بگویید و انتقاد کنید.

این مطلب را من به مجلس خبرگان منتقل کردم و به دوستان گفتم که عمده، محورِ رهبری است. مسئله رهبری را بگویید. اگر نگویید، خطر پیش می آید و به گردن شما می‌افتد. نکات مثبت و منفی را بگویید. تا به حال ـ بحمداللّه ـ توفیق نصیب شده است.

رحلت حضرت امام(ره) از دو جهت بسیار مهم بود: یکی به سبب رقم خوردن سرنوشت مردم و کشور؛ زیرا گرگ هایی که از دیر زمان دهانشان را باز کرده بودند و منتظر چنین فرصتی بودند، ناامید شدند و تودهنی خوردند. چنان چه این اقدام خبرگان با تأخیر صورت می گرفت، احتمال هر خطری می رفت.

از سوی دیگر، غم و اندوه فقدان خود امام(ره) بود که فشار زیاد بر ما وارد می کرد. وقتی امام(ره) رحلت فرمود، مسئولان کشوری گرد آمدند. آقای هاشمی رفسنجانی گفت: خوب است که ما خبر رحلت حضرت امام(ره) را اعلام نکنیم، تا رهبر را انتخاب کنیم، آن گاه هر دو خبر را با هم اعلام کنیم که مردم دلسرد نشوند.

در اینجا دیدیم نظریّه آیه اللّه خامنه ای مناسب تر و مورد قبول است. ایشان فرمود: شما هر تصمیمی بگیرید بنده موافقم؛ لکن باید ابتدا به رادیوهای بیگانه گوش داد و دید که آیا آن ها از این واقعه خبر دارند یا نه؟ اگر این ها خبر را اعلام کنند و ما کتمان کنیم، آن موقع مردم می گویند: ما خبر را از رادیوهای بیگانه دریافت کردیم و سلب اعتماد خواهد شد. خلاصه این که او ابتکار فکری خوبی به خرج داد و پیش از آن که این خبرِ اندوه بار از طریق رادیوهای خارج به گوش ملت ایران برسد، رادیوهای داخلی، آن را مطرح کردند و این یک مشکلی بود که رفع شد؛ امّا مشکل بعدی انتخاب رهبر بود که آن هم با درایت اعضای خبرگان و با هدایت های خدای متعال و عنایت امام زمان(عج)، این امر هم به نحو احسن انجام شد و دل داغ‌ دار ملت مسلمان ایران و مستضعفان عالم تسکین یافت./د103
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388;ساعت 8:27;  توسط عاشق مهدی;  | 

مادر قاتل الشربيني در گفت‌وگو با بيلد:
تلويزيون باعث نفرت پسرم از اسلام شد!

مادر قاتل مروه الشربيني اظهار داشت: براي مروه که توسط پسر من به قتل رسيد و همچنين فرزندي که در شکم او کشته شد، متأسفم.

 

 به گزارش شيعه آنلاين به نقل از ايسنا، لاريسا دبليو، مادر 55 ساله‌ آلکس دبليو، قاتل مروه الشربيني شهيده مصري، در گفت‌وگو با پايگاه اينترنتي بيلد آلمان بيان داشت: پسر من ديگر نمي‌خواهد زندگي کند.

 وي اظهار داشت: نفرتي که باعث کشته شدن مروه شد، از طريق تلويزيون به پسرم منتقل شده است. مادر قاتل آلماني روسي تبار مروه که از ماه‌ها پيش خود را از ديد عموم پنهان مي‌کند، از صحبت با خارجي‌ها طي ماه‌هاي گذشته خودداري کرده است.

 وي در گفت‌وگو با بيلد ضمن درخواست بخشش گفت: با خانواده‌ مروه ابراز همدردي مي‌کنم و بسيار متاسفم. لاريسا دبليو که از زمان زنداني شدن پسرش تاکنون پنج بار با وي ديدار کرده است، ضمن تشريح جزييات ملاقاتش با آلکس گفت: ما يکديگر را در آغوش مي‌گرفتيم و تنها دست‌هاي يکديگر را مي‌فشرديم.

 وي در پاسخ به اين که چرا فرزندش تاکنون با سکوت در برابر دادگاه روند محاکمه‌اش را دچار اخلال کرده است، گفت: فرزند من دچار استيصال شده است، به ويژه به اين دليل که قرباني اين حادثه باردار بوده است، اين مورد براي وي تکان دهنده است.

 وي نمي‌خواهد ديگر زندگي کند. مادر آلکس به نقل از فرزندش گفت: ‌در بازي‌هاي کامپيوتري مي‌توان همه چيز را به صفر رساند و سپس از ابتدا شروع به کار کرد، اما در زندگي واقعي چنين مسأله‌اي امکان‌پذير نيست.

 علاوه بر اين، به گفته يکي از کارمندان امور جنايي در آلمان، آلکس به هنگام بازداشت فرياد مي‌زده است: لطفا به من شليک کنيد. لاريسا دبليو همچنين اظهار داشت: اگر آن روز در دادگاه حضور داشتم، حتما از به راه افتادن حمام خون جلوگيري مي‌کردم.

 به گفته‌ وي، پسرش از گفتن تاريخ دقيق محاکمه و دادگاهش با مروه خودداري کرده بود. مادر الکس دبليو در پاسخ به اين که آيا اسلام ستيزي و نژادپرستي را علت چنين اقدامي از سوي فرزند خود مي‌دانيد، گفت: حدس مي‌زنم تصوري که آلکس از اسلام داشت و همچنين نفرت وي، به دليل تلويزيون باشد.

لاريسا دبليو همچنين در توصيف تنش لفظي پسرش و مروه که در يک پارک اتفاق افتاد، اظهار داشت: آلکس روي يک تاپ نشسته بود. نوه من روي تاپ ديگري نشسته بود. طي مدت زمان کمي زني را ديدم که محجبه به سمت ما آمد.

وي به طرف آلکس رفت و گفت: برو کنار مي‌خواهم پسرم را تاپ بدهم و الکس گفت: تو يک خارجي هستي و اين کار را در کشورت مي‌تواني انجام بدهي. مروه نيز در پاسخ گفت: تو نيز در کشور خارجي هستي.

مادر الکس افزود: اين که يک خارجي همچون مروه، آلماني بودن پسر من را انکار کرده است، پسرم را به شدت آزار داد. اين مسأله احساس ارزش دروني او را زير سؤال برد.

اين در حالي است که قاضي دادگاه پيشتر از الکس انتقاد کرده بود که وي مروه را با واژه‌هايي چون «يک زن مسلمان، يک تروريست و يک زن ش ه‌ اسلامي» مورد توهين قرار داده است. مادر الکس دبليو همچنين اظهار داشت: به دليل اين که پسرم دوست ندارد در دادگاه حضور ندارم.

به گزارش اين پايگاه اينترنتي، پدر آلکس وقتي که وي دو ساله بود، ناپديد شد و گذشته وي با اتفاقات نژاد پرستي همراه بوده است، به گونه‌اي که وي بارها در مدرسه، با واژه‌هايي چون فاشيسم مورد تهمت و اتهام قرار گرفته است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388;ساعت 14:21;  توسط عاشق مهدی;  | 

 

به نظر شما ایا اینان نشانه کامل یک زن مسلمان هستندکه وقتی به سینمای امریکا می روند حجاب را بخاطر شهرت بر می دارند ووقتی به این ایران برمی گردند روسری اجباری می پوشند بمولا قسم اینان هرگز الگوی زنان پاک ومومن ما نبودند ونیستند پس دختران پاک وباحیای ما باید زیرک وعاقل باشند

گلشیفته فراهانی - میترا حجار ؛ یک بام و دو هوای سینمای ایران

ممنوع التصویر کردن چهره های سینمایی در داخل، می تواند آنها را به سمت سینمای خارج از کشور

 سوق دهد چه آنکه با توجه به توانایی های بازیگران ایرانی، بسیاری از آنها استانداردهای لازم برای حضور در سینمای کشورهای دیگر را نیز دارند.

عصرایران- در حالی که معاون سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرده است که گلشیفته

 فراهانی می تواند به سینمای ایران بازگردد و عدم بازگشت او، مساله ای شخصی است، خبرها حاکی

 

 از آن است که میترا حجار، دیگر بازیگر زن ایرانی، ممنوع التصویر شده است.

اخبار منتشره حاکی از آن است که حجار، در سفر به آمریکا حجاب اسلامی را رعایت نکرده است. او در

 سال 2007 در زمان اکران "زمستان است" در حالی که پوشش ظاهری اش مغایر قوانین جمهوری

 اسلامی ایران بود در جشنواره فیلم لس آنجلس شرکت کرد

اینک در شرایطی که حجار برای بازی در سریال "سرزمین کهن" به کارگردانی کمال تبریزی قرارداد بسته

 است، به او اعلام شده است که به دلیل بی حجابی اش در سفر به خارج، در داخل ممنوع التصویر است و باید قراردادش را لغو کند!

حال با توجه به اینکه گلشیفته فراهانی هم در سفر به آمریکا پوششی نظیر میترا حجار داشت، انتشار

 دو خبر متفاوت، که یکی بر بازگشت گلشیفته فراهانی به سینمای ایران دلالت دارد و دیگری میترا حجار

 را به دلیل مشابه، ممنوع التصویر می داند، نشانه یک بام و دو هوایی است که در بسیاری از شوون و

 مسایل کشور وجود دارد و عرصه سینما هم یکی از آنهاست.

ممنوع التصویر کردن چهره های سینمایی در داخل، می تواند آنها را به سمت سینمای خارج از کشور

 سوق دهد چه آنکه با توجه به توانایی های بازیگران ایرانی، بسیاری از آنها استانداردهای لازم برای

 حضور در سینمای کشورهای دیگر را نیز دارند کما اینکه حجار در زمان اقامتش در آمریکا در سریال

 اسمیت به کارگردانی کریستوفر چالاک و یک فیلم دیگر به کارگردانی گابریل اسکات ایفای نقش کرد.

  نگرانی جامعه ما باید حفظ دین مبین اسلام باشد وحفظ ناموس زنان شیعه باشد باید نگران فقر مردم

 باشیم نگرانی ما گلشیفته خانم ومیترا خانم نیستند خیالتون راحت

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388;ساعت 13:52;  توسط عاشق مهدی;  | 

سخنرانی مهم و منتشرنشده سید حمید روحانی مورخ انقلاب و یار امام(ره)
جرقه تمام مصیبت‌هایی که بر سر کشور آمد از نامه سرگشاده هاشمی زده شد

چندی پیش حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید حمید روحانی طی سخنرانی مهمی در شهرستان خمین به ریشه‌های حوادث انتخابات و پس از آن پرداخت.

به گزارش رجانیوز، به دلیل اهمیت این سخنرانی که در مردادماه سال جاری ایراد شده اما انعکاس رسانه‌ای چندانی نداشته است، متن کامل سخنان این مورخ انقلاب اسلامی و از یاران نزدیک امام راحل را منتشر می‌کند:

به عنوان مقدمه بايد عرض كنم: وقتي كه به تاريخ نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم كه اصولا همه پيامبران الهي، همه مردان خدا براي توحيد كلمه و گسترش عدالت مبعوث شده‌اند؛ بزرگ‌ترين هدف پيامبران خدا اين بود كه انسان‌ها را از خودپرستي، طاغوت‌پرستي، بت‌پرستي برهانند و به خداپرستي سوق بدهند. بي‌ترديد تا روزي كه انسان‌ها از خودپرستي رهايي نيافته‌اند [و] به معناي واقعي كلمه خداپرست نشده‌اند جامعه توحيدي و جامعه‌اي كه در آن عدالت حاكم باشد به‌وجود نمي‌آيد. ما آن روز مي‌توانيم اميد داشته باشيم كه عدالت در جامعه حاكم بشود، انسان‌ها همه عدالت‌خواه شوند، به عدل و قسط و داد اهتمام بورزند، به حق ديگران تجاوز نكنند، ظلم و ستم در جامعه برچيده شود كه در جامعه خداپرستي حاكم باشد، انسان‌ها از خودپرستي رهيده باشند، خودخواهي‌ها، خودبيني‌ها، طاغوت‌پرستي‌ها و صفات رذيله طاغوتي از انسان‌ها زدوده شود؛ اين امكان ندارد مگر اينكه انسان‌ها به معناي واقعي كلمه خدا را بشناسند و خدايي بشوند و تمام تلاش انبيا و اولياي خدا همين بوده كه انسان‌ها را به خدا متوجه كنند «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط»؛ تمام تلاش‌ها [براي] اين است كه انسان‌ها به قسط و عدل بسيج بشوند [و به سوي آن] كشيده بشوند و اين امكان ندارد مگر اينكه خداپرست بشوند؛ وقتي كه انسان به خداپرستي كاملا عنايت پيدا كرد [و] از شرك و خودپرستي رهايي پيدا كرد آن وقت است كه مي‌تواند در انتظار منجي عالم باشد. وقتي كه باب مسائل انتظار را مورد بررسي قرار مي‌دهيم مي‌بينيم كه ما دو نوع انتظار داريم؛

1. انتظار سازنده
2. انتظار مخرب و ويران‌كننده

اگر انسان به معناي واقعي كلمه خدايي شد، از خود رهيد [و] از نفسانيات دوري گزيد انتظار او مي‌تواند انتظاري سازنده‌ باشد. اگر دچار نفسانيات شد دچار پليدي‌ها و آلودگي‌ها شد آن وقت است كه مي‌بينيم انتظار او انتظاري فلج‌كننده است، انتظار درستي نيست. يك تفاوت اجمالي بين انتظار سازنده و انتظار مخرب وجود دارد كه بايد آن را به طور مختصر خدمتتان عرض كنم؛ انتظار سازنده اين است كه انسان‌ها به معناي واقعي كلمه در انتظار ظهور هستند، در انتظار منجي هستند در اين راه گام برمي‌دارند، در اين راه تلاش مي‌كنند؛ چگونه؟ شما ببينيد وقتي مهمان محترمي داريد دو كار مي‌كنيد: يكي اينكه خودتان را آرايش مي‌كنيد و لباس نظيف مي‌پوشيد، يكي اينكه زندگي را نظافت مي‌بخشيد. در بعد معنوي كساني كه در انتظار آن حضرت هستند و انتظار آنها انتظاري سازنده است اقداماتي انجام مي‌دهند؛

اولين ويژگي انتظار سازنده خودسازي است؛ انساني كه در انتظار ظهور حضرت است در گام نخست تلاش مي‌كند خودش را اصلاح كند، خودش را از پليدي‌ها نجات ببخشد؛ بغض و حسد و كينه و عداوت و خودخواهي و خودبيني در او نباشد، خودساخته باشد، مهذب باشد.

دومين ويژگي انتظار سازنده، محيط‌سازي است؛ انساني كه در انتظار ظهور است بعد از خودسازي بلافاصله به سراغ محيط‌سازي مي‌رود؛ سر در لاك خودش فرو نمي‌برد و نمي‌گويد حالا كه من سرگرم خودسازي هستم كاري به كار دنيا ندارم. سعي مي‌كند كه بلافاصله بعد از خودسازي جامعه را اصلاح كند و محيط اطراف خودش را مهذب سازد. انساني كه در انتظار ظهور است و انتظار او يك انتظار سازنده است تلاش مي‌كند زمينه ظهور را فراهم كند؛ وقتي كه قرار است يك مهمان عزيزي وارد بشود شما راه را درست مي‌كنيد، جاده را اصلاح مي‌كنيد، محيط را آماده مي‌كنيد، امنيت را حفظ مي‌كنيد. در جهت انتظار سازنده بايد زمينه فراهم بشود؛ محيطي، پايگاهي، كانوني به‌وجود بيايد كه از آن كانون و از آن پايگاه بتوان در جهت پيشبرد مسئله ظهور استفاده كرد اما اگر در كشوري جامعه به آلودگي كشيده شده، طاغوت حاكم است، ظلم و ستم حاكم است، در آن محيط و در آن جامعه انتظار به آن معنا نيست لااقل زمينه براي ظهور فراهم نشده است.

سومين گامي كه در انتظار سازنده بايد برداشته شود اين است كه با دشمنان ظهور و فرج حضرت مقابله ‌شود؛ كساني كه در انتظار ظهور هستند تلاش مي‌كنند كه با طاغوت‌ها، با شياطين، با عناصر از خدا بي‌خبري كه درست در مقابل راه عدالت حركت مي‌كنند، جنايتكارند، ظلم‌پيشه هستند، ستمگرند مقابله شود. انساني كه در انتظار ظهور است با طاغوت، با زورمداران، با جهانخواران مبارزه آشتي‌ناپذير دارد. در مقابل آنها كوتاه نمي‌آيد و با ستمگران، با انحصارطلبان، با خودپرستان مقابله مي‌كند؛ اين از علائم انتظار سازنده است. از ديگر ويژگي‌هاي انتظار سازنده مقاومت است، انساني كه در انتظار ظهور است از حركت و خروش و خيزش و مقابله و مبارزه هيچ‌گاه خسته نمي‌شود تمام تلاشش اين است كه مبارزه را ادامه بدهد مقاومت داشته باشد، ثابت‌قدم باشد، چنين فردي هيچ وقت از مبارزه خسته نمي‌شود، هيچ‌وقت نااميد نمي‌شود، يأس و نااميدي در حركت و در قاموس او مفهوم ندارد؛ اين معناي انتظار سازنده است. از ديگر ويژگي‌هاي انتظار سازنده اين است كه انسان در راه اتحاد و انسجام جامعه حركت ‌كند، تلاش كند جامعه اسلامي را به اتحاد و انسجام بكشاند، وحدت را در جامعه حاكم كند، توده‌هاي مستضعف را با هم آشنا سازد و اينها را با هم همراه كند. اما انتظار مخرب؛ عمل كسي است كه فقط با زبان مي‌خواهد بگويد «عجل علي ظهورك»، اولين ويژگي كسي كه به طور كلي از راه انتظار دور است و جز لفظ چيزي به همراه ندارد اين است كه عافيت‌طلب است. سستي و بي‌حالي و دوري‌گزيني از خطر، ضرر، خشم و قهر از ويژگي‌هاي او است. سعي مي‌كند خودش را از همه بلاها، مشكلات، مصائب دور نگهدارد كه كوچك‌ترين ضررو زياني به شخصيت، مال، جان و اموال و اولاد او وارد نشود؛ اين انتظار مخرب است.

دومين ويژگي انتظار مخرب اين است كه طرف سازشكار است، تسليم‌طلب است، دنبال اين است كه با زورمداران و جهانخوران به نحوي كنار بيايد، در مقابل قدرتمندان هميشه تسليم است، هميشه حالت ذلت‌پذيري دارد؛ «مرگ بر امريكا نگوييد، پرچم امريكا را آتش نزنيد، با سياست امريكا مخالفت نكنيد، با عرف بين‌المللي مخالفت نكنيد، اينها براي ايران هزينه دارد» انگار دلش براي ايران و هزينه ايران سوخته. اصل قضيه چيست؟ اصل قضيه اين است كه در مقابل قدرتمندان ضعيف است، تسليم است، كوچك‌ترين تهديدي از سوي دشمن لرزه به اندام او مي‌اندازد، اين شخص در انتظار ظهور نيست، از انتظار دور است، اسير نفس است، اسير شيطان است و نمي‌تواند در مقابل قدرتمندان استقامت كند چرا؟ براي اينكه آن ويژگي‌اي كه اول عرض كردم؛ خدايي شدن، فقط خدا را ديدن و خود را نديدن در او نيست. وقتي انسان اسير نفس باشد و براي او مسئله خويش و خود و خودخواهي و خودبيني وجود داشته باشد و در مقابل دشمن ضعيف باشد اين‌گونه است. آنچه كه مي‌تواند انسان را در مقابل قدرت‌ها مقتدر سازد، مقاوم سازد ارتباط قلبي با خدا است «الا بذكر الله تطمئن القلوب» انساني كه قلبش با خدا است، با خدا ارتباط دارد، با خدا پيوند دارد، قلم او، قدم او، حركت او، سخن او خدايي است از هيچ‌چيز نمي‌ترسد، از هيچ قدرتي پروا ندارد، هيچ كسي را اصلا قدرت نمي‌بيند اينها را در مقابل قدرت الهي ناچيز مي‌بيند. انساني كه دچار خودخواهي و خودبيني است نمي‌تواند يك منتظر واقعي باشد، ممكن نيست انتظار او انتظار حقيقي باشد يكي از ويژگي‌هاي كساني كه انتظارشان واقعي نيست و ظاهري و زباني است اين است كه گاهي با دشمن هم‌صدا مي‌شوند. سخنانشان، موضع‌گيري‌هايشان، حرف‌هايشان حرف‌هاي دشمن است وقتي شما راديوهاي بيگانه را گوش مي‌دهيد، وقتي كه سخنان استكبار جهاني و دشمنان اسلام و اين ملت و اين كشور را گوش مي‌دهيد مي‌بينيد اين همان حرف‌هايي است كه در ايران عده‌اي آنها را تكرار مي‌كنند يا همان چيزي را كه اينها مي‌گويند خارجي‌ها تكرار مي‌كنند؛ با هم هم‌صدا هستند، همراه هستند، يك‌جور سخن مي‌گويند.

در جريان انتخابات امسال چيزي كه بسيار براي ملت ما دردناك بود اين بود كه مي‌ديديم موضع بسياري از كساني كه در اين كشور نان انقلاب را خوردند اعتبارشان، حيثيتشان، شخصيتشان، آبرويشان به بركت امام و انقلاب بوده با موضع شيطان بزرگ با موضع رژيم صهيونيستي همسان بود، هم‌صدا بودند، همراه بودند اين فاجعه است اينها راهشان از راه خدا جداست از راه امام زمان جداست اينها نمي‌توانند منتظران واقعي باشند اينها كساني هستند كه اسير قدرتند، اسير نفسند وقتي انسان اسير نفس شد طبيعي است كه در مقابل قدرتمندان و زورمداران اين‌گونه خواهد بود.

يكي از بزرگ‌ترين ويژگي‌‌هاي امام خمینی (سلام الله علیه) اين بود كه از منتظران واقعي بود. چرا؟ براي اينكه در گام نخست از خودرسته بود يكپارچه خدايي بود، خدا را مي‌ديد، جز به خدا نمي‌انديشيد، هيچ‌گاه «خود» برايش مطرح نبود، منيت نداشت، سخنش، قلمش، قدمش يكپارچه براي خدا بود و چون يكپارچه خدايي بود، غير خدا اصلا براي او اهميتي نداشت. اينكه مي‌گفت: «امريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند» براي همين بود كه امريكا را قدرت نمي‌ديد جز خدا كسي براي او قدرت نبود ديگران ناچيز بودند براي اينكه امام در گام نخست خودش را اصلاح كرد؛ از منيت و از كيش شخصيت نجات پيدا كرد و بلافاصله به محيط‌سازي پرداخت. دوري‌گزيني امام از منيت و كيش شخصيت‌ تا آنجا بود كه اگر در محفل و مجلسي از او ستايش مي‌شد امام به شدت ناراحت مي‌شد به شدت عصباني مي‌شد. بارها عرض كردم وقتي آيت‌الله عظمي بروجردي(اعلي‌الله مقامه) از دار دنيا رحلت كردند از روز رحلت تا چهلمين روز درگذشت ايشان در مساجد مختلف قم مجلس ترحيم برگزار مي‌شد؛ علما، مراجع، بزرگان، حضور پيدا مي‌كردند اما امام در اين مراسم حضور پيدا نمي‌كرد. اينكه امام در مراسم ختم آقاي بروجردي حضور پيدا نكردند باعث حرف و حديث شد. جمعي مي‌گفتند: «بين ايشان و آقاي بروجردي اختلاف نظر بود و به همين دليل ايشان در اين‌گونه مراسم حضور پيدا نمي‌كنند» چند نفر از اساتيد خدمت امام رفتند و عرض كردند: «خوب است كه شما در مراسم بزرگداشت آقاي بروجردي شركت داشته باشيد اين عدم شركت شما باعث حرف و حديث شده» امام فرموده بودند: «اتفاقا من خيلي مايل بودم كه در اين مراسم حضور پيدا كنم اما يك بار كه وارد يكي از اين مجالس شدم برخوردي با من شد كه براي من ناخوشايند بود لذا تصميم گرفتم كه ديگر در اين‌گونه مراسم حضور پيدا نكنم» برخورد ناخوشايند چه بود؟ برخورد ناخوشايند اين بود كه وقتي امام وارد مجلس مي‌شود قاري قرآن مي‌گويد: «براي سلامتي آيت‌الله خميني صلوات ختم كنيد.»

اين شعار براي امام به عنوان يك برخورد ناخوشايند تلقي مي‌شود و لذا تصميم مي‌گيرد كه ديگر در اين مراسم حضور پيدا نكند كه بعد آن اساتيد گفتند: «ما قول مي‌دهيم وقتي شما وارد مجلس مي‌شويد كسي شعار ندهد» و بعد از آن امام در بعضي از آن مراسم شركت مي‌كرد. ببينيد تا اين حد امام از خودرسته بود، از خود دوري جسته بود اين انسان از خودرسته مي‌تواند عدالتخواه باشد اگر دم از عدالت مي‌زند واقعي است، حقيقي است، جنبه شعار ندارد، جنبه ظاهري ندارد، به معناي واقعي كلمه مي‌خواهد عدالت را در جامعه حاكم كند. خاطره‌اي براي شما بگويم:

تابستان بود؛ امام در نجف در حياط منزلشان نشسته بود و مطالعه مي‌كرد. شخصي به نام مشدي حسين، خدا رحمتش كند، در بيت امام كار مي‌كرد و مأمور خريد بود از بيرون آمد گوشت خريده بود داشت آنجا گوشت را مي‌شست امام كه مشغول مطالعه بود چشمش به اين گوشت افتاد سؤال كرد: «مشدي حسين! اين قصاب به همه مشتريانش اين‌گونه گوشت مي‌دهد؛ گوشت لخم كم‌استخوان بي‌چربي؟» مشدي حسين كه پيرمرد ساده‌اي بود گفت: «نه حاج آقا! اين قصاب از علاقه‌مندان شماست، مقلد شماست، مريد شماست روي علاقه‌اي كه به شما دارد اين گوشت را مي‌دهد.» امام فرمود: «مشدي حسين! از فردا ديگر حق نداري از اين قصاب براي من گوشت بگيري. وقتي كه اين قصاب گوشت لخم كم‌استخوان بي‌چربي را به من مي‌دهد پيه و چربي و استخوانش را به ديگري مي‌دهد و حق ديگري ضايع مي‌شود اين اجحاف در حق ديگري است.» اين قصاب نامش حاج محمود بود، پيرمردي بود خدا رحمتش كند، من يك‌بار رفتم از او گوشت بگيرم گفت: «من نمي‌دانم چه كار كرده‌ام كه سيد خميني رابطه‌اش را، معامله‌اش را با من قطع كرده ديگر مشدي حسين نمي‌آيد از ما گوشت بگيرد» و چشمهايش پر از اشك شد تعجب كردم رفتم تحقيق كردم معلوم شد قضيه اين است. خب حساب كنيد امروز من و شما وقتي به ميوه‌فروشي مي‌رويم اگر فروشنده به ما اجازه ندهد كه ميوه را سوا كنيم اصلا با او قطع رابطه مي‌كنيم، قطع معامله مي‌كنيم پس ما هنوز عدالتخواه نشده‌ايم، هنوز به مرحله‌اي نرسيده‌ايم كه واقعا خواستار عدالت باشيم، همه از عدالت دم مي‌زنيم همه مي‌گوييم كه چرا در كشور ما ظلم است، اجحاف است، تجاوز است، عدالت نيست اما اين تنها در زبان است عدالت را براي خود مي‌خواهيم همه چيز را براي خودمان مي‌خواهيم سعي مي‌كنيم در صف نانوايي يا ديگر بتوانيم چند قدمي جلوتر برويم ديگران را پشت سر بگذاريم و حق ديگران را ناديده بگيريم، در رانندگي سعي مي‌كنيم كه سبقت بيجا بگيريم، از چراغ قرمز رد بشويم اينها نشانه اين است كه هنوز به آن مرحله نرسيده‌ايم كه عدالتخواه باشيم؛ امام به اين مرحله رسيده بود؛ خود را نمي‌ديد، كيش شخصيت را در خودش از بين برده بود، مي‌بينيد كه دنبال اين بود كه عدالت را اجرا كند بلافاصله بعد از خودسازي به محيط‌سازي پرداخت؛ در چه زماني؟ در همان دوران رضاخان. در همان زماني كه رضاخان در اين كشور روضه را ممنوع كرده بود، تبليغ و وعظ را ممنوع كرده بود، در مساجد را بسته بود امام عصر روزهاي پنجشنبه‌ در مدرسه فيضيه مجلس وعظ داشت، درس اخلاق داشت. شخصيت‌هايي مانند شهيد مطهري، شهيد مدني و شهيد صدوقي در مكتب اخلاق امام تربيت شدند. امام بلافاصله بعد از خودسازي به محيط‌سازي پرداختند.

يكي از ويژگي‌هاي امام اين بود كه به مردم عشق مي‌ورزيد؛ به مردمش علاقه داشت، دوست داشت به مردمش خدمت بكند. وقتي كه بعد از پيروزي انقلاب كساني به حضور امام مي‌آمدند و از كارهاي عمران و آبادي، شهرسازي، خيابان‌بندي، پل‌سازي و سدسازي صحبت مي‌كردند امام لذت مي‌برد، خوشحال مي‌شد. امام به افكار مردم احترام مي‌گذاشت؛ كم نيستند كساني كه دم از مردم مي‌زنند، سياستمداراني كه تا وقتي به قدرت نرسيده‌اند از خلق سخن مي‌گويند، از مردم حرف مي‌زنند، دم از مردم مي‌زنند اما وقتي به قدرت مي‌رسند ديگر مردم فراموش مي‌شوند وقتي كه امام به قدرت رسيد بر قلب‌ها حكومت مي‌كرد يك ايران بود و يك امام؛ هرچه امام مي‌گفت مردم با دل و جان مي‌پذيرفتند ولي هرگز حاضر نشد نظر خودش را بر مردم تحميل كند؛ وقتي كه بني‌صدر براي كانديداي رياست جمهوري شدن خدمت امام رفت، امام به او گفت: «صلاحيت نداري!» الان در فرانسه خاطرات بني‌صدر منتشر شده خوشبختانه خودش در خاطراتش نوشته: «وقتي من رفتم به امام عرض كردم كه مي‌خواهم براي رياست جمهوري كانديد بشوم امام فرمود: شما صلاحيت نداري براي اينكه اولا به اصل ولايت فقيه اعتقاد نداري ثانيا نسبت به روحانيت ذهنيت منفي داري سوم اينكه به طور كلي روحيه انقلابي نداري.» (ظاهرا سومين نكته اين بود) در عين حال بني‌صدر آمد كانديد شد مردم هم از او استقبال كردند و به او روي آوردند. امام حتي اگر به صورت غيرمستقيم به گوش مردم مي‌رساند كه نسبت به بني‌صدر ذهنيت منفي دارد محال بود مردم به بني‌صدر رأي بدهند ولي امام اجازه داد مردم بيايند نظر خودشان را بگويند، خودشان انتخاب كنند، روي پاي خودشان بايستند، متكي به شخص ديگري نباشند درعين حال هم اگر اشتباه كردند بالاخره تجربه مي‌آموزند امام نظر مردم را تنفيذ كرد؛ در روز تنفيذ رأي، امام جمله‌اي گفت كه اهل نظر دريافتند كه امام نسبت به بني‌صدر ذهنيت دارد. فرمودند: «آقاي بني‌صدر بداند كه حب الدنيا راس كل خطيئه» امام تا اين حد نسبت به نظر مردم احترام گذاشت؛ درست است كه با رياست جمهوري بني‌صدر ضرر زيادي ديديم فاجعه بزرگي براي كشور به‌وجود آمد اما در عين حال امام احساس مي‌كرد اگر مردم متكي به فرد باشند، حكومت فردي در جامعه حاكم بشود با رفتن فرد همه‌چيز مي‌رود. مردم بايد روي پاي خودشان بايستند. و با انديشه و تجربه خويش كشور را پيش ببرند، از اين‌رو هيچ‌گاه نظر خود را بر مردم و مسئولين تحميل نمي‌كرد. بلكه در برابر نظر اكثريت كوتاه مي‌آمد وقتي مي‌خواستند آقاي شيخ حسينعلي منتظري را به عنوان قائم‌مقام تعيين كنند امام فرمودند: «اين كار را نكنيد!» شايد علتش را نفرمودند فقط گفتند: «اين كار را نكنيد! صلاح نيست.» مجلس خبرگان برخلاف نظر امام، آقاي منتظري را به عنوان قائم‌مقام تعيين كرد مي‌بينيم امام بعد از آن نه كوچك‌ترين اعتراضي كردند و نه انتقادي كردند، به نظر خبرگان احترام گذاشتند و تاروزي كه آقاي منتظري به طور كلي در مقابل نظام، امام و انقلاب نايستاده بود او را تحمل كردند. در موارد بسياري امام نظر ديگري داشتند ولي به نظر مردم و به نظر مسئولان احترام مي‌گذاشتند. از ديگر ويژگي‌هاي حضرت امام اين بود كه به اصل ولايت فقيه اهتمام ويژه‌اي داشتند. خيلي‌ها از من سؤال مي‌كنند: «چرا امام تا سال 1342 نهضتشان را آغاز نكردند و به مبارزه برنخاستند؟» علت‌العللش اين بود كه كه امام پيرو ولايت فقيه بود؛ تا وقتي كه آيت‌الله عظمي بروجردي(اعلي‌الله مقامه) زعامت جهان تشيع را بر عهده داشتند امام به خودشان اجازه ندادند كه برخلاف نظر و رأي ايشان حركتي بكنند و سخني بگويند و كاري صورت بدهند البته به محضر ايشان مي‌رفتند، اعتراض مي‌كردند، پيشنهاد مي‌دادند، انتقاد مي‌كردند اما وقتي از محضر ايشان بيرون مي‌آمدند كوچك‌ترين سخني برخلاف رأي و نظر ايشان نمي‌گفتند چون پيرو اصل ولايت فقيه بودند؛ اين كسي است كه منتظر ظهور حضرت است. كه با همه قدرت خود، محيط و زمينه را براي ظهور حضرت آماده كرد.

اما ما در جريان اين انتخابات كساني را ديديم كه اگر از دستشان برمي‌آمد، اگر قدرت داشتند حاضر بودند ايران به يك ويرانه جغدنشين بدل شود ولي خودشان به قدرت برسند، حاضر بودند اين كشور را به خاك و خون بكشند تا به قدرت برسند. ديديم چگونه رأي و نظر مقام معظم رهبري را ناديده گرفتند، ديديم كه به اسم قانون چگونه قانون را زير پا گذاشتند، ديديم چگونه به نام مبارزه با دروغ‌گويي به اين ملت دروغ گفتند. طبيعي است كه اينها نمي‌توانند انسان‌هايي باشند كه در جهت ظهور حضرت قدمي بردارند و كمكي بكنند. خودشان اسير نفس هستند چگونه مي‌توانند به اين كشور خدمت بكنند؟ به اسم اينكه ‌مي‌خواهند با قانون‌شكني، با قانون‌گريزي مبارزه كنند كانديد شدند اما خودشان قانون‌شكني كردند. هنوز رأي‌گيري تمام نشده بود، هنوز مردم پاي صندوق‌هاي رأي بودند كه اينها آمدند اعلام كردند: «خبرنگارها! بياييد! من رئيس جمهور شدم.» اين دهن‌كجي به مردم بود، اين پشت كردن به قانون بود، اين زير پا گذاشتن قانون بود. در كشوري كه مردم پاي صندوق‌هاي رأي آمدند و 40 ميليون رأي دادند، با اينكه نمايندگان آنها پاي اكثر صندوق‌ها حضور داشتند نتوانستند كوچك‌ترين سندي ارائه بدهند كه در اين انتخابات تقلب شده است ولي آمدند با حيثيت اين نظام، با حيثيت انقلاب، با حيثيت امام، با حيثيت اسلام بازي كردند و در بوق و كرنا دميدند كه در اين انتخابات تقلب شده است! و آب به آسياب دشمن ريختند. وزارت كشور به اينها اجازه تظاهرات نداد برخلاف قانون مردم را به خيابان‌ها كشاندند و به تظاهرات دست زدند؛ اين كار كساني بود كه به اصطلاح ادعاي قانون‌مداري داشتند! از آن طرف كساني كه به قدرت رسيدند دچار غرور شدند، اي كاش اينها از تاريخ عبرت مي‌گرفتند! اي كاش اينها مي‌آمدند مي‌ديدند كه آن كساني كه به خاطر قوم و خويش‌پرستي، خودپرستي و غرور راهشان را از امام و انقلاب جدا كردند به چه سرنوشتي دچار شدند و سرنوشت شیخ حسينعلي منتظري را مطالعه مي‌كردند؛ سرنوشت كسي را كه روزي مرد شماره 2 خوانده مي‌شد مورد مطالعه قرار مي‌دادند و مي‌ديدند كه اين شخص وقتي كه راهش را از مردم جدا كرد و خودخواهي و غرور او را به آن جايي كشاند كه خواب امپراتوري مي‌ديد و فكر مي‌كرد بايد رهبر معظم انقلاب در دست او باشد، آلت دست او باشد نظر او را اجرا كند. وقتي ديد كه مقام معظم رهبري در مقابل نفسانيات تسليم نمي‌شود و نمي‌خواهد تسليم شود ديديد كه راه خودش را جدا كرد شيوه‌ ديگري در پيش گرفت، ساز ديگري زد اما چوبش را خورد. ديديد همان كسي كه در كشور مرد شماره 2 خوانده مي‌شد در انتخابات مجلس پنجم يا ششم نفر سي‌ و دوم، سي و سوم قرار گرفت، ديديد كه در انتخابات رياست جمهوري دوره نهم با سر و مغز زمين خورد. اي كاش اينهايي كه امروز دارند دچار غرور مي‌شوند و به خودپرستي و قوم و خويش‌پرستي روي مي‌آورند و به نظر رهبري توجه نمي‌كنند بدانند كه سرنوشت شومي در انتظار آنها است! اين ملت بيدار است. اين ملت آگاه است؛ ميدان را براي همه‌ كساني كه ادعا دارند باز مي‌كند و مي‌گويد: «بفرماييد!» ولي وقتي آمدند ماهيت خودشان را بروز دادند آن وقت است كه مي‌بينيم مردم به آنها پشت مي‌كنند و دست رد به سينه آنها مي‌زنند. خيلي‌ها فكر مي‌كنند دوم خرداد جريان ديگري بود؛ نه! دوم خرداد با سوم خرداد و 15 خرداد و 22 خرداد هيچ فرقي نمي‌كرد آنهايي كه در جريان دوم خرداد رأي آوردند با شعار «فرزند فاضل امام» با شعار «درود بر سه سيد فاطمي؛ خميني، خامنه‌اي، خاتمي» با اين‌گونه شعارها جلو آمدند مردم فكر كردند اينها كساني هستند كه پيرو خط امام هستند، دارند راه امام را دنبال مي‌كنند، بنابراين به آنها رأي دادند اما وقتي كه معلوم شد راه اينها راه ديگري است، شعار اينها شعار امام نيست، شعار انقلاب نيست و اينها آرمان‌هاي انقلاب را زير پا مي‌گذارند؛ سخن از «تشنج‌زدايي» مي‌كنند! مي‌گويند، «مرگ بر امريكا نگوييد» مردم به اينها پشت كردند و به دنبال آن ديديم كه آنها نه در انتخابات شهرداري رأي آورند نه در انتخابات مجلس رأي آوردند نه در جريان رياست جمهوري نظام اسلامي رأي آوردند همين 13 ميليون رأيي كه اين‌دفعه يكي از كانديداها آورد براي اين بود كه مردم فكر مي‌كردند اين شخصي كه 8 سال نخست‌وزير دوران امام بوده لابد به خط امام و خط رهبري وفادار است اگر يك روز ديگري او به صحنه بيايد مسلما يكصدم آن رأي را هم نخواهد داشت و آنهايي كه امروز دچار غرور شده‌اند و حركاتي از آنها سر مي‌زند كه نشان مي‌دهد غرور آنها را به گونه‌اي فراگرفته كه فكر مي‌كنند مي‌توانند نظر رهبري را ناديده بگيرند بايد بدانند كه به سرنوشت شوم كساني مبتلا مي‌شود كه قبل از آنها بودند.

من در پايان نكته‌اي را به شما عزيزان يادآوري كنم و بعد هم براي پاسخ به سؤالات آماده هستم و تقاضايي كه دارم اين است كه برادري سؤالات را بخواند و من جواب بدهم اما نكته‌اي كه در پايان بايد عرض كنم اين است كه عزيزان من! استكبار جهاني و در رأس آن شيطان بزرگ از آن روزي كه انقلاب به پيروزي رسيد تا به امروز توطئه‌هاي مختلفي را در جهت در هم شكستن انقلاب درپيش گرفت؛ تحريم اقتصادي، جنگ تحميلي، ترورهاي داخلي، جوسازي‌ها، باندبازي‌ها، جناح‌بندي‌ها اين مسائل را به صورت مبسوط و مفصل دنبال كرد اما نتيجه‌اي نگرفت آمدند ارزيابي كردند كه ببينند مشكل اساسي چيست؛ به اين نتيجه رسيدند كه بزرگ‌ترين سدي كه در مقابل توطئه اينها ايستاده مقام معظم رهبري است امروز تمام قدرتشان را به‌كار گرفتند، بودجه اختصاص دادند، نيروهاي ضدانقلاب را در داخل و خارج بسيج كردند و هدفشان در هم شكستن اصل ولايت فقيه و مسئله رهبري است من فقط به عنوان اشاره چند نمونه از سخنان و برنامه‌هايشان را براي در هم شكستن اصل ولايت فقيه و دور داشتن مردم از رهبري و تضعيف رهبري خدمتتان عرض كنم: «ادوارد واشرلي» مسئول سابق شبكه جاسوسي سيا، در ميزگردي اعلام كرد: «اگر نظام ولايت فقيه در ايران از هم بپاشد آنگاه مي‌توان گفت جمهوري اسلامي ايران تغيير ماهيت داده است» راديو رژيم صهيونيستي اعلام كرد: «يك اصل در قانون اساسي ايران هست كه در اين سال‌ها بسيار دردساز بوده و آن اصل ولايت فقيه است» «هينري پرگت» از مسئولان سابق سازمان سيا در امور ايران، كه در وزارت امور خارجه امريكا كار مي‌كند، در اين خصوص گفت: «اگر تجديد نظرطلبان در ايران بتوانند از حريم ولايت و رهبري عبور كنند و از آن طريق ولايت فقيه را در كشتي ترديد سوار كنند در آن روز بار سنگيني از دوش امريكا برداشته خواهد شد» اينها تمام قدرتشان را به‌كار گرفته‌اند كه مسئله رهبري را زير سؤال ببرند؛ هدفشان مقام معظم رهبري است. امروز تكيه‌گاه مقام معظم رهبري در اين دنياي وانفسا بعد از خدا فقط به شما ملت است مي‌بينيم كه دست‌هاي مرموز، عناصر خودخواه، انحصارطلب و قدرت‌طلب با تمام قوا سعي مي‌كنند كه به اين نداي شيطان بزرگ لبيك بگويند و مقام معظم رهبري را تضعيف كنند. امروز بزرگ‌ترين وظيفه‌ ملت اين است كه در مقابل اين توطئه‌ها بايستند و با همه‌ قدرت پشتيبان ولي‌فقيه باشند تا اين استقلالي كه امروز ايران دارد، اين آزادي‌اي كه ايران دارد، اين قدرتي كه ايران دارد حفظ شود و اين انقلاب انشاءالله به انقلاب حضرت مهدي(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) پيوند بخورد. امام عزيز ما انقلاب اسلامي ايران را به‌وجود آوردند تا پايگاه و كانوني براي ظهور آن حضرت باشد و وظيفه‌ ماست كه انشاءالله اين انقلاب، اين كانون و اين پايگاه را به بهترين نحو حفظ كنيم و انشاءالله انقلاب را به انقلاب حضرت مهدي(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) متصل كنيم. من بار ديگر از شما عزيزان؛ خواهران و برادران كه در اين هواي گرم تحمل كرديد و به عرايض من گوش داديد تشكر مي‌كنم و از سروران روحاني به سهم خودم عذر مي‌خواهم و آماده‌ پاسخگويي به سؤالات هستم.

مجري برنامه: بسم الله الرحمن الرحيم. اكثريت سؤالات در رابطه با سخنراني آقاي رفسنجاني هستند سؤال فرموده‌اند: ديدگاه شما نسبت به آقاي هاشمي رفسنجاني به چه صورتي است؟

آقاي روحاني: اين آيه‌ شريفه هميشه جلوي چشم من قرار دارد: «احسب ‌الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون» آيا مردم فكر مي‌كنند همين كه گفتند ما ايمان آورديم رها مي‌شوند و مورد آزمايش قرار نمي‌گيرند؟ همه‌ انسان‌ها در معرض آزمايش خدا هستند من در نجف كه در خدمت امام بودم مي‌ديدم امام در پايان غالب نامه‌هايي كه براي اشخاص و افراد مختلف مي‌نوشتند توجه داشتند كه اين جمله را بنويسند: «از جنابعالي براي حسن عاقبت خودم التماس دعاي خير دارم» عاقبت به خيري مسئله‌ بسيار مهمي است همه‌ ما در معرض خطر هستيم به تعبير حضرت علي(عليه‌السلام): «والله لتغربلن غربله» همه ما را در اين ديگ جوشان طبيعت انداخته‌اند و دارند زير ورو مي‌كنند تا جهنمي‌ها به درستي شناخته شوند؛ آقاي هاشمي رفسنجاني سابقه‌ ممتدي در مبارزه داشتند از آن روزي كه امام نهضت را آغاز كردند ايشان سر در راه امام گذاشتند مبارزه كردند، زندان رفتند، شكنجه ديدند، زجر كشيدند اما چيزي كه باعث لغزش ايشان شد غروري است كه ايشان را گرفت؛ شما اگر كتاب خاطرات ايشان را مطالعه كنيد مي‌بينيد كه ايشان مطالب را به گونه‌اي ذكر مي‌كند كه انگار ايشان به نحوي امام را هدايت مي‌كرده!! راهنمايي مي‌كرده!! رهنمود مي‌داده!! و امام در خيلي موارد مجري نظرات ايشان بوده است!! و در مواردي كه امام به نظريات ايشان توجه نمي‌كرده اشتباه پيش مي‌آمده است! من اگر بخواهم وارد نكات نادرستي كه در خاطرات ايشان مطرح شده بشوم بحث خيلي طولاني مي‌شود اما براي شناخت ايشان خوب است كه افراد خاطرات ايشان را مطالعه كنند در جاي‌جاي خاطرات، ايشان مطالب را به گونه‌اي ذكر مي‌كند كه انگار ايشان بوده كه داشته نهضت اسلامي و اين انقلاب را پيش مي‌برده و راهنمايي مي‌كرده است! در صورتي كه وقتي ما نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم بزرگ‌ترين اشتباهي كه ايشان كرد، كه جبران‌ناپذير بود، در جريان سازمان منافقين بود؛ ايشان با همه قدرت به حمايت از سازمان منافقين برخاست، از آنها حمايت كرد و آنها را تقويت كرد، بهترين جوانان مسلمان را تشويق كرد كه به سازمان بپيوندند و در مقابل نظر امام ايستاد. من يادم است كه در سال 1354 آقاي هاشمي رفسنجاني را در لبنان ديدم هم ايشان با لباس شخصي بود هم من با لباس عربي؛ با چفيه و دشداشه و عينك دودي بودم؛ لبنان محيطي جاسوسي بود جاسوس‌هاي شاه در آنجا قوي بودند اگر با لباس روحاني مي‌رفتم در خطر بودم هر وقت به لبنان مي‌رفتم تا كتابي چاپ كنم يا در آنجا كاري داشتم با لباس مبدل مي‌رفتم. ايشان من را نشناخت، من ايشان را شناختم و بعد از 10 سال كه همديگر را نديده بوديم با هم خوش و بش و حال و احوال كرديم بعد ايشان گفتند: «من [به] نجف رفته بودم خدمت امام رسيدم به امام عرض كردم: من پارسال هم به قصد آمدن به نجف از ايران بيرون آمدم ولي نتوانستم ويزاي عراقي بگيرم و امسال موفق شدم ويزاي عراقي گرفتم و براي ملاقات شما آمدم پارسال به يك قصد آمدم امسال به قصد ديگري آمدم، پارسال ...» يعني در سال 1353 «آمدم كه از شما در حمايت از سازمان مجاهدين خلق اعلاميه بگيرم و امسال آمدم بگويم ما اشتباه ‌كرده بوديم شما درست مي‌فرموديد» حالا سال 53 سالي بود كه سازمان منافقين تغيير ايدئولوژي داده، ماهيتش را برملا گرديده، بسياري از آنان، كمونيست شده‌اند، بچه‌مسلمان‌ها را كشته‌اند، آن جنايات را كرده‌اند؛ خب اين زندگي سياسي‌ ايشان بوده است با اين اشتباهات آشكار و فاحش خود را در حد امام مي‌نمايانند و داعيه رهبري دارد، ليكن مي‌بينيم امام در نجف غريب بود، تنها بود، راه ارتباط با ايران قطع بود، شاه و صدام بر سر اروندرود با هم اختلاف داشتند، به كلي مرزها را بسته بودند سال‌ها حتي يك ايراني نتوانست به عراق بيايد در چنين شرايطي وقتي كه نمايندگان سازمان منافقين آمدند با امام ملاقات كردند علي‌رغم اينكه از آقاي هاشمي رفسنجاني، آقاي منتظري، آقاي طالقاني [و] از علماي ديگر نامه‌هايي در جهت تأييد خود آورده بودند امام گفت: «من به اين نامه‌ها كار ندارم خودم بايد شما را بشناسم» چند جلسه كه با اينها حرف زد فهميد اينها منحرف هستند و اينها را تأييد نكرد ولي مي‌بينيم كه آقاي هاشمي با تأييد اينها بزرگ‌ترين ظلم را به نسل جوان كرد كه بهترين جوان‌هاي ما با تشويق او به سازمان پيوستند و نفله شدند؛ خب ايشان با اين وضع مي‌آيد در خاطراتش به گونه‌اي خاطره‌بافي مي‌كند كه انگار او بوده كه امام را هدايت و راهنمايي مي‌كرده است! اين روحيه خودخواهي كار دستش داد بعد از امام ايشان فكر مي‌كرد كه يك امپراتوري اسلامي در ايران به رهبري او تشكيل مي‌شود، به ظاهر مقام معظم رهبري، رهبر است ولي مقام معظم رهبري هم حتما بايد نظريات او را اعمال كند و دنباله‌رو نظريات او باشد الان ببينيد وقتي صحبت مي‌كند چه مي‌گويد؛ مي‌گويد: «50 سال است من با مقام معظم رهبري رفيقم» يعني چي؟ امروز او رهبر است شما بايد بگوييد «من پيروم. بر من واجب است كه مطيع ايشان باشم امر ايشان را اطاعت بكنم» ما 50 سال است با هم رفيق هستيم يعني چي؟ خود اين جمله نشان مي‌دهد كه طرف به اصل ولايت فقيه پايبند نيست غرور او را به حدي گرفته كه دارد به گونه‌اي ديگر حركت مي‌كند تمام اين مصيبت‌هايي كه در جريان انتخابات بر سر اين كشور آمد از آن نامه‌ سرگشاده‌اي بود كه ايشان نوشت؛ جرقه را از آنجا زد، آتش نفاق و اختلاف را از آنجا روشن كرد و نسل جوان و مردم را به جان هم انداخت بعد حالا مي‌آيد دلسوزي مي‌كند؟ مي‌آيد مي‌گويد جنگ قدرت نيست؟ مي‌آيد مي‌گويد چرا بايد اختلاف باشد؟ دعوت به وحدت مي‌كند؟ اگر مي‌خواهد دعوت به وحدت بكند اول بايد از آن نامه توبه كند [بايد] بگويد «آن نامه خيانت بود من از آن نامه پشيمان هستم بعد هم بگويد پيرو رهبر هستم اطاعت از رهبري بر من و همه ملت واجب است»؛ «50 سال [است] با هم رفيقيم» يعني چي؟ اين نشان مي‌دهد طرف دارد چه راهي مي‌رود و چه كار مي‌كند تمام اين مشكلات از همان قدرت‌طلبي و خودخواهي منشأ مي‌گيرد [از] قوم و خويش‌پرستي منشأ مي‌گيرد اين آقا‌زاده‌ها او را به روز سياه نشاندند و نفهميد. اي كاش او از سرنوشت آقاي منتظري عبرت مي‌گرفت! ديد آقاي منتظري خودش را قرباني مهدي هاشمي كرد؛ امام، انقلاب، ايمان [و] خدا را به خاطر مهدي هاشمي قرباني كرد متأسفانه ايشان هم همين راه را رفت انگار ايشان هم دارد قرباني مهدي هاشمي خودش مي‌شود در هر صورت مشكل ايشان گسترده‌تر از اين است كه من بتوانم در چند دقيقه‌اي كه در خدمت شما هستم واقعيت‌ها را بيان كنم، بگذريم.

- : خيلي ممنون! حاج آقا اكثر سؤالاتي را كه در رابطه با آقاي رفسنجاني بود جوابگو بودند فقط يك سؤال است؛ حاج آقا! با توجه به مطالبي كه فرموديد و با اينكه معلوم بود آقاي رفسنجاني در نماز جمعه چه مي‌خواهند بگويند چرا باز هم اجازه داده شد كه ايشان خطبه‌هاي نماز جمعه را بخوانند و چرا مقام معظم رهبري با اين شناختي كه از هاشمي رفسنجاني دارند ايشان را از رياست مجمع تشخيص مصلحت عزل نمي‌كنند؟

آقاي روحاني: مقام معظم رهبري چون واقعا راه امام، انبياي خدا و بزرگان اسلام را دنبال مي‌كنند و رحمت‌للعالمين هستند در حقيقت تا آنجايي كه امكان دارد نمي‌خواهند كساني را كه خدمتگزار اسلام بودند، در مبارزه بودند، در سنگر انقلاب بودند از دست بدهند؛ همان روشي كه خود امام در مقابل آقاي منتظري داشتند؛ شما نمي‌دانيد امام چه خون جگري خوردند، چه سال‌هايي تلاش كردند... شما اگر رنجنامه حجت‌الاسلام و‌المسلمين آسيد احمد خميني(رحمت‌الله عليه) را مطالعه كنيد مي‌بينيد كه امام چه كشيدند؛ تا آنجايي كه توانستند سعي كردند آقاي منتظري را هدايت كنند، اصلاح كنند، نگذارند از دست برود من يادم هست كه وقتي آقاي شريعتمداري در مقابل انقلاب به كارشكني‌ها و آن‌گونه مسائل دست زده بود يادم است كه امام خيلي تلاش كردند كه نگذارند آقاي شريعتمداري سقوط كند، بي‌آبرو شود، اعتبارش را از دست بدهد، در [ميان] مردم پرستيژش از بين برود؛ در مورد آقاي منتظري هم همين وضع بود ولي امام به آن نتيجه رسيدند كه راهي جز اينكه او را كنار بزنند نيست. آن روزي كه امام [فرمان] عزل آقاي منتظري را نوشتند سه بار گريه كردند؛ آن امام عظيم‌الشأن قدرتمندي كه وقتي كه خبر شهادت پسرش، حاج آقا مصطفي، به او رسيد خم به ابرو نياورد، در مقابل آن مصيبت بزرگ مقاومت كرد، آه نگفت، اشك در چشمش نيامد ما ديديم كه در جريان آقاي منتظري سه بار گريه كردند؛ براي امام شوخي نبود كه شخصيتي مثل آقاي منتظري با‌ آن سوابق، با آن زحمات، با آن رنج‌هايي كه كشيده به آن روز مبتلا بشود الان مقام معظم رهبري هم همين مشكل را دارند خدا مي‌داند كه با چه خون جگري دارند با اين مسائل مواجه مي‌شوند. تمام تلاششان اين است كه نگذارند اين شخصيت‌ها با آن سوابق مبارزاتي سقوط كنند؛ اين وظيفه اسلامي و رسالت الهي ايشان است پيامبران الهي براي اين مبعوث شدند كه انسان‌ها را از لجنزار نجات بدهند مقام معظم رهبري نمي‌خواهند كاري بكنند كه اين شخص، با آن سوابق، به لجنزاري فرو غلطد كه ديگر راه نجاتي براي او نباشد تمام تلاششان اين است كه حتي‌الامكان ايشان را حفظ كنند و از اين گمراهي و منجلاب نجات بدهند؛ اميدواريم كه چنين باشد.

- : فرموده‌اند كه در قسمت خواهران از سخنان سركار عالي برداشت شده است كه منظور از كساني كه دچار غرور شده‌اند كه در كلام شما آمد آقاي احمدي‌نژاد هم هست. آيا به نظر شما آقاي احمدي‌نژاد نيز مصداق اين نكته هست؟

آقای روحانی: همچنان که عرض کردم متأسفانه از آقای احمدی‌نژاد انتظار نبود که به این مردم خون ‌جگر بدهد [و] دلشان را بشکند [مردمي] که با امیدی به او رأی دادند و تلاش کردند که او را به عنوان کسی که وفادار به اصل ولایت فقيه است، وفادار به آرمان‌های امام است در سر قدرت نگهدارند؛ آقای احمدی‌نژاد دید که جناب آقای مشایی با آن موضع‌گیری‌های مخالف اسلام و انقلاب در [ميان] مردم منفور شد، مردم نسبت به او نظر منفی داشتند، به شدت نسبت به او متنفر بودند، گماشتن او به عنوان معاون اول رئیس جمهور نوعی دهن‌کجی به مردم بود. از او انتظار نمي‌رفت که به جای اینکه به مردم بگوید «دست شما درد نکند» این‌جوری به مردم جفا کند و این شخصی را که مردم از او نفرت دارند به عنوان معاون اول تعیین کند. بعد در 27 تیرماه گذشته مقام معظم رهبری یادداشتی [به او] دادند که: «انتصاب او به این مقام نه به صلاح شما و نه به صلاح دولت است و باعث اختلاف است» این‌قدر به این نامه اعتنا نکرد تا چند شب قبل این نامه از تلويزیون پخش شد. وقتي از تلويزيون پخش شد تازه آمد به جای اینکه از این تأخیر عذرخواهی کند به صورت بسیار زننده‌اي با دو کلمه خطاب به مقام معظم رهبري كه «بله، نظر شما اجرا شد» به اصطلاح پاسخ داد!، اینها واقعا نشان‌دهنده‌ خطر است یعنی او فکر می‌کند مردم اين 24 میلیون رأی را به او دادند؛ مردم وقتی دیدند او پیرو ولی‌فقیه است، وفادار به آرمان‌های امام است، اهداف امام را دنبال می‌کند [و] در مقابل استکبار جهانی ایستاده است به او رأی دادند. اگر این روش ناپسند و قوم و خويش‌پروري [او] ادامه پیدا کند این 4 سال می‌گذرد اما به قول معروف می‌گویند: «زمستان می‌رود و روسیاهی به زغال می‌ماند» آيا آقاي احمدي‌نژاد بعد از اين مرحله ديگر مي‌تواند در مجلس [يا] در مقام [ديگري] كانديد شود؟ يا اينكه به سرنوشت كساني دچار مي‌شود كه قبل از او دچار شدند؟ خوب است كه ايشان از سرنوشت آقاي هاشمي‌رفسنجاني عبرت بگيرد، تادير نشده خودش را اصلاح كند و برگردد؛ اين مردم بيدار هستند، در خط امام هستند، در خط انقلاب هستند [و] به انقلابشان، به ايمانشان، به رهبرشان وفادار هستند. همچنان كه عرض كردم [مردم] همه را در ميدان آزمايش مي‌آورند اگر ديدند اينها واقعا از امتحان سربلند بيرون آمدند مردم در خدمت آنها هستند و نسبت به آنها وفادار مي‌مانند اگر ديدند راه ديگري در پيش گرفتند طبيعتا مردم هم راه ديگري در پيش مي‌گيرند.

- : امام گويا در بيانيه‌اي كه در رابطه با كشتار حجاج و قطعنامه 598 منتشر كردند دلايلي براي قبول قطعنامه داشتند كه در آن بيانيه اعلام كردند [دلايل خود را] در آينده بيان مي‌كنند؛ آيا بيان كردند؟ آن دلايل چه بود؟

آقاي روحاني: اين تعبير را ظاهرا نداشتند كه «بعدا دلايل را ذكر مي‌كنند» [گفتند]: « واقعيت‌ها بعدا روشن خواهد شد». نگفته بودند كه من دلايل را ذكر مي‌كنم فقط به اين مضمون بود كه علت پذيرفتن قطعنامه منوط به مسائلي بود كه بعدا در تاريخ روشن خواهد شد.

- : حاج آقا! فرموده‌اند كه: امام خميني با توجه به اينكه زادگاهشان در خمين بود در زماني كه زنده بودند نسبت به خمين ديد منفي داشتند امام خميني گفته‌اند: «اگر دولت شاه به جاي اينكه من را به تركيه تبعيد كند به خمين تبعيد مي‌كرد شايد من بيشتر زجر مي‌كشيدم» آيا اين واقعيت دارد و نظر امام خميني نسبت به خمين منفي بود يا نه؟

آقاي روحاني: اين هم باز از همان شايعاتي است كه من فكر مي‌كنم براي اينكه مردم مؤمن، متعهد، انقلابي و وفادار خمين را به نحوي دلسرد سازند اين‌گونه شايعات را مي‌بافند امام نسبت به خمين، وطن عزيز خودش، خيلي علاقه داشت. بعد از انقلاب [وقتي] روزنامه‌ها مي‌خواستند در سالگرد شهادت فرزند عزيز ايشان، حاج آقا مصطفي، مطلبي بنويسند امام دستور دادند: «اين كار را نكنيد!» دوست نداشت كه نسبت به فرزندانش از طرف او حرفي زده شود و تأييدي شود [درمورد] خمين [هم] چون [آن را] شهر خودش مي‌دانست، اهالي خمين را عزيزان خودش مي‌دانست، وابسته به خودش مي‌دانست نمي‌خواست از خمين نامي بياورد [يا] از اهالي خمين سخن بگويد كه حاكي از مثلا مسائل ناسيوناليستي و نژادي باشد؛ امام از اين مسائل به شدت دوري مي‌گزيد خود اينكه امام حاضر نشد از خمين نام بياورد و از خميني‌ها سخني بگويد نشان مي‌دهد كه به خميني‌ها علاقه‌مند بود؛ آنها را عزيزان خودش مي‌دانست، وابسته به خودش مي‌دانست به همان نحوي كه از فرزند عزيزش، حاج آقا مصطفي، در تمام دوران بعد از انقلاب [سخني‌ نگفت و] فقط بعد از شهادت ايشان گفت: «از الطاف خفيه الهي بود» [و از آن روز] تا روزي كه چشم از جهان فرو بست هيچ‌گاه حاضر نشد از آن فرزند عزيز، از آن عالم مجتهد يادي بكند و حرفي بزند براي اينكه وابسته به خودش بود. يادم است امام در پاسخ به پيام تسليت ياسر عرفات نوشته بود: «ما مصائبي داريم كه بايد از مسائل شخصي به طور كلي اغماض كنيم و مسائل شخصي را ناديده بگيريم» قهرا مسئله خمين هم همين بود آن ارتباطي كه بين امام و مردم خمين بود اقتضا مي كرد كه امام يادي از آنها نكند [و] اسمي از آنها نياورد كه مسئله خودخواهي، قوم و خويش‌پروري، نژادپرستي و ناسيوناليسم مطرح نباشد.

- : سه سؤال ديگر باقي مانده كه آنها را عرض مي‌كنم اگر امام خميني با بني‌صدر مخالف بوده و از ماهيت او خبر داشت چرا مسئوليت فرماندهي كل قوا را برعهده او گذاشت؟

آقاي روحاني: اين هم احترام به افكار مردم بود وقتي كه آقاي بني‌صدر از طرف مردم به عنوان رئيس‌جمهور انتخاب شد امام هم با احترام به افكار مردم، هم رأي مردم را تنفيذ كرد هم فرماندهي كل قوا را به او داد و در مورد او هم باز امام همان روشي [را] كه در مورد آقاي منتظري داشت دنبال كرد؛ تلاش زيادي كرد كه نگذارد بني‌صدر هم به لجنزار گمراهي سقوط بكند، تلاش كرد او را نجات بدهد او را اصلاح كند، او را به راه بياورد واين روشي است كه از مردان خدا انتظار مي‌رود.

- : و آخرين سؤال هم فرمودند كه اگر جنابعالي جهت عضويت در كابينه دولت دهم دعوت شويد آيا قادر به همكاري با آقاي احمدي‌نژاد هستيد؟

آقاي روحاني: من آماده همكاري با هيچ كس نيستم من در نجف عهد و پيماني با امام بستم كه تاريخ انقلاب را بنويسم و به همين دليل هم از آن روزي كه انقلاب پيروز شد تا لحظه‌اي كه در خدمتتان هستم به اين عهد و پيمان وفادار مانده‌ام و جز نگارش تاريخ و تحقيق در زمينه مسائل تاريخي هيچ مسئوليتي نپذيرفته‌ام و اميدوارم كه در آينده هم از اين امتحان سربلند بيرون بيايم ولي اگر يك چنين مسئوليت و رسالتي نداشتم و مي‌خواستم كار اجرايي بپذيرم مسلما اگر الان در كابينه آقاي احمدي‌نژاد بودم هم استعفا داده بودم و مسلما اگر نبودم هم [چنين مسئوليتي] را از اين به بعد نمي‌پذيرفتم.

- : تشكر مي‌كنم.

- : فرموده‌اند كه: با عرض سلام و تشكر از شما، بعد از انقلاب بر اثر توطئه منافقان افراد خالص و مخلص كشور كه 72 تن بودند به شهادت رسيدند كه از جمله آنها آيت‌الله بهشتي بود حالا براي كشور ما در مقابل [نامفهوم] قانون‌ها و تورم بي‌حد و حساب چه تصميمي گرفته‌اند؟

آقاي روحاني: من مسئوليت اجرايي برعهده ندارم كه از من اين سؤال‌ها [پرسيده] شود اين بايد از مسئولان پرسيده شود البته من فقط نكته‌اي را در خدمت عزيزان عرض كنم؛ تا آنجايي كه من دستي از دور بر آتش دارم و مسائل را دنبال مي‌كنم مسئولان مملكتي ما خائن نيستند درست است هركدام از انسان‌ها خطاهايي دارد، لغزش‌هايي دارد، اشتباهاتي دارد، غرور دارد، نفسانيات دارد و همين باعث مي‌شود كه دچار اين مشكلات بشود، اين باندبازي‌ها و اين جناح‌بندي‌هايي كه وجود دارد به ما واقعا لطمه زده؛ اين چپ، راست، اصولگرا، اصلاح‌طلب، محافظه‌كار، چيزهايي هستند كه از خارج [براي ما] به ارمغان آمده. آن وحدتي كه امام مي‌خواست كه همه در زير پرچم توحيد با هم متحد و همراه باشند متأسفانه آسيب ديده ولي نكته‌اي كه هست اين است كه تمام تلاش مسئولان مملكتي، خدمت است و كوشش مي‌كنند كه بتوانند مشكلات مردم را حل بكنند و كار را پيش ببرند نه نعوذبالله مثل دوران طاغوت و زمان شاه دنبال عيش و نوش و عياشي و ولنگاري در كاخ‌هاي آن‌گونه‌اي هستند نه دنبال پول جمع كردن و در بانك‌هاي خارج انباشتن [هستند]، هيچ‌كدام از اينها يك قران در بانك‌هاي خارجي ندارند، به خارج راهي هم ندارند، و در خارج جايي هم ندارند اما مشكلات زياد است و مشكلات مملكت واقعا كمرشكن هست و تلاش زيادي براي آنها مي‌شود انصافا كار زيادي هم شده اگر فرصت بود من يك آمار و ارقامي از كارهاي عظيمي [را] كه در اين كشور صورت گرفته شده [كه] در سيصد سال گذشته تاكنون سابقه نداشته براي شما بيان مي‌كردم در هر صورت علي‌رغم ضعف‌ها، لغزش‌ها، خطاها، باندبازي‌ها، جناح‌بندي‌ها و مشكلاتي كه هست مسئولان مملكت ما در خدمت مردم هستند و در جهت خدمت به مردم حركت مي‌كنند اميدوارم كه خدا كمكشان كند و دعاي خير شما انشاء‌الله باعث بشود كه مشكلات حل بشوند.

- : از حاج آقاي روحاني تشكر مي‌كنم كه با صراحت كامل به سؤالات ما پاسخگو بودند. خود حاج آقا فرموده بودند: «سؤالات را بدون كوچك‌ترين سانسوري بخوانيد» و ما هم سؤالات را بدون سانسور خوانديم. براي تعجيل در ظهور آقا امام زمان صلوات.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388;ساعت 9:4;  توسط عاشق مهدی;  | 

اختصاصی«جوان آنلاین»
راه اندازی ماهواره سبز با وجوهات شرعی!

دو تن از حامیان میرحسین موسوی بر هزینه وجوهات شرعی برای راه اندازی شبکه ماهواره ای وی تاکید کرده اند.

به گزارش «جوان آنلاین»،شیخ یوسف صانعی و حسینعلی منتظری اخیرا در دیداری که موسوی به آنها داشته از مواضع و اقدامات میرحسین تجلیل کرده و آمادگی خود را برای پرداخت وجوهات شرع مردم جهت راه اندازی شبکه ماهواره ای میرحسین اعلام کرده اند. گفتنی است در ایام اغتشاشات پس از انتخابات وجوهات شرعی نامبردگان افزایش یافته است که در پیگیریهای خبرنگار جوان آنلاین مشخص شد که برخی چهره های مرفه و البته متنفذ که تاکنون ریالی بابت وجوهات شرعی پرداخت نکرده اند با سرازیر کردن وجه نقد بعنوان وجوهات شرعی به دفتر مراجع تقلید فتنه گران سبز به صورت مستقیم در حمایت مالی از جریان اغتشاشگر شرکت می کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388;ساعت 8:59;  توسط عاشق مهدی;  | 

سبز یعنی رنگ نور انبیاء

 

سبز رنگ  خوبی  و  زیبایی  است                      سبـز  رنگ  هستـی و  پیدایی  است

سبز  رنگ  پاک  معصومیت  است                     رنـگ  تقـوا  و   خلـوص  نیت  است

سبز  رنگ  پاکی  سجـاده ها ست                     استجابت  کردن حـق   از  دعـا ست

سبز  را    رنگ  ولایـت   گفته اند                      تا   که  حـق  را  با   صلابت  گفته اند

سبز رنگ رویش و  روییدن  است                      سبز   رنگ  یـاس  را   بوییدن  است

سبز رنگ  گنـبد  است  و   بارگاه                      نی که  رنگ  غفلت  است  و   یا  گناه

لشگر  این   سبز  روحانیت  است                       عشقشان  با  مقتداشان   بیعت  است

سبز رنگ  جمله  دین  انبیاء است                     رنگ ایمان است و  رنگ  اولیاء  است

سبـز   یعنی   رنگ    نور   انبـیاء                       سبـز    یعنی   مشق  عشق    اولیـاء

سبز در زنجیـر  دونان  شد  اسیر                      سخت  در   دام   فریب  افتـاده   گیر

هر کجا  سبـزی  بود  یادش کنیم                      تا   که  از   این  فتـنه  آزادش  کنیم

سبز رنگ شال هر  عیاش  نیست                      رنگ  هر ولگرد  و  هر  اوباش  نیست

سبز  رنگ  دختران  هرزه  نیست                      این  دغل  بازی  و  فتنه  کار کیست؟

سبـز    رنگ   پیـروان    انقـلاب                       نی  که    رنگ   دختـران   بد  حجاب

اینکه می‌گویند سبزی رنگ ماست                   جنبـشی  از  شـورش  اهل  ریا ست

ای  دغل بازان  صد رنگ و   سیاه                       عاقبت   تا   کی   تبــاهی   و  گنـاه

سبز  را  تا کی  به  زنجیرش کشی                      از  بلنـدی  تا   که  بر   زیرش  کشی

سبز تو  از  جلبک  قورباغه  است                      قصد تو  پی  کردن  یک  ناقه  است!

این کلاغان  را به  رنگ سبز چه؟                       دزد  را  با  کنـتور  و   با   قبض  چه؟

ای  تبه کاران  مست  و  پر فریب                        تا به کی در رأی مردم شک  و  ریب؟

ای کلاغان  فتنه ها  را  بس کنید                       دشمنی با   قرقی  و  کرکس   کنـید

سبز  می گوید  که  ای  ارژنگ ها                       بس  کنید  این   فتنه  و   نیـرنگ  را

راه تو  ره نیست  بل کجراهه است                      راه   باطل    آخرش   بیـراهه    است

چون خودت دانی که راهت سبز نیست             رهبری   اهل   فتنه   بهـر  چیست ؟!

سبز   رنگ  روشن  و   آرامی   است                   پرچـم   جمهـوری  اسلامـی   است

سبز رنگ نور پاک فاطمه(س) است                  با  دعایش  فتنه ها  را   خاتمه  است

سبز رنگ جنگل است و بیشه است                  نی که  رنگ  هر  تبر  یا  تیشه  است

آن  که    نظم  جامعه   کرده  تباه                       روی   او    از    تیرگی    باشد    سیاه

مدتی  دریای   ما   طوفانی   است                       عده ای   از   ناکسان    زندانی   است

موج دریا چون که روزی وا نشست                    آن حباب و آن خس و خاشاک هست ؟

ای سیه رویان همه  فرصت طلب                       ای  تبه کاران   زشت   و    رنگ  شب

هر کسی شال  نفاقی  بسته است                       کی ز دام و بند  شیطان رسته  است !

سبز کی رنگ دروغ   است و  ریا                        سبز  کی  رنگ   فریب   است  و  جفا

راه ما  باشد  ره   پیر   خمین (ره)                      هم که این راه حسن هست و حسین (ع)

سبز  گفتا  کی  تو  دانی  من  کیم                       هر چه ام    رنگ    دغـل  بازی    نیم

هم    بگفتا   رنگ    مزدوری   نیم                       رنـگ   خفـاشان   شب  کوری    نیم

آنکه باطل می رود  او  سبز نیست                      پای  در گل  می رود   سر سبز نیست

رهبر از دست  شما  ناراضی  است                      چون همی گوید که این جو سازی است

هم کسی که حجت از سوی خداست                 قلـب  او   رنجـور   از   کار   شماست

این جماعت کارشان یک‌رنگ نیست                قصدشان  جز  فتنه  و  نیرنگ  نیست

روز قدس این  افتخار ملت  است                       دوستی   با   دشمنان   از   ذلت  است

سیزده آبان که  فخر میهن  است                       روز   پیـروزی  ما    بر  دشمـن  است

سبز  آنها   سبز  آمریکایی  است                        کارشان  جنجـالی  و  غوغـایی  است

سبز رنگ مردی و  مردانگی است                      نی که  رنگ  مستی  و  دیوانگی  است

سبز  رنگ   مردمان   ساده  است                      مردم    بی حیلـه   و   افتـاده    است

رنگ  تو  رو   بر  سیاهی   می زند                       کارت   آخـر   بر  تبــاهی   می زنـد

آنکه  دائم   بی دلیل  و   با   سؤال                       رنج     ملـت   را     برد     زیر    سؤال

گر بگویی این دغل ها  کار کیست                      نمره ات را می دهم یک  بیست بیست

                                                                                                 13 آبان 1388

  

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388;ساعت 8:53;  توسط عاشق مهدی;  | 

نامه سرگشاده 4 اتحاديه دانشجويي خطاب به هاشمي:

هاشمي با تبري از اعمال زشت خانواده خود در معرفي آنان به دادگاه پيشقدم شود

4 اتحاديه بزرگ دانشجويي با صدور نامه‌اي سرگشاده خطاب به هاشمي رفسنجاني ضمن يادآوري اقدامات غيرقانوني برخي اعضاي خانواده وي، از هاشمي خواستند تا ضمن تبري از اعمال موهن خانواده خود، در معرفي اين افراد به دادگاه پيش قدم شود.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، متن نامه سرگشاده دفتر تحكيم وحدت، بسيج دانشجويي، اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل و اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان خطاب به هاشمي رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي هاشمي!
حديث ريزش مجاهدين صدر اسلام را پس از رحلت پيامبر بارها خوانده‌ايم و هر بار صد افسوس مي‌خوريم كه چرا افرادي همچون طلحه و زبير اينگونه به دام نفس افتادند و خانه آخرتشان را بيهوده خراب كردند.

بي‌گمان در كنكاش اين انحراف، صدها دليل و سند مي‌توان اقامه كرد اما حكايت روايتي كه مي‌گويد «زبير از ما بود تا زماني كه فرزندش بزرگ شد» اين آيه قرآن را برايمان گوشزد مي‌كند كه در مال و فرزندانتان آزمايش گنجيده است، آزمايشي كه زبير از آن ناموفق بيرون آمد و كار را تا بدانجا پيش برد كه مقابل مولاي زمانش شمشير كشيد.

برادر گرامي، آقاي هاشمي!
بي‌گمان خود حضرتعالي نيز از فعاليت‌هاي خانواده‌تان عليه نظام جمهوري اسلامي حداقل در بازه انتخابات اخير (اگر نخواهيم پرونده‌هاي سابق را ذكر كنيم) آگاه هستيد.

دختر شما فائزه در تجمع غيرقانوني 25 خرداد يكي از عوامل تحريك‌كننده مردم بود كه گويا به شما علت حضورش را خوردن ساندويج گفته بود.

ايشان در تجمع آشوبگران در روز قدس و بسياري ديگر از تجمعات به ظاهر اعتراض‌آميز كه عملا به سر دادن شعار عليه جمهوري اسلامي و ديگر آرمان‌ها تبديل مي‌شد، حضور يافته و نقش موثري در تحريك معترضين داشته است؛ اگرچه وي در يكي از اين تجمعات بازداشت و پس از 24 ساعت رهايي يافت.

آيا تاكنون فايل صوتي افاضات ايشان عليه رهبري و نظام را شنيده‌ايد كه چگونه گستاخانه هتك حيثيت مي‌كنند!؟

همسر گرامي شما، در 22 خرداد بعد از راي دادن چنين فرمودند كه «اگر موسوي راي نياورد تقلب گرديده است و مردم به خيابان‌ها بريزند».

فرزند ديگر شما محسن هاشمي كه مدير عامل مترو مي‌باشد، تلاش خود را براي پيروزي يك كانديداي خاص با استفاده از اموال بيت المال انجام داد به طوري كه Lcd ايستگاه هاي امام خميني (ره) كه به منظور پخش آگاهي در نظر گرفته شده است مدام در حال پخش موسيقي فيلم مستند انتخاباتي مير حسين موسوي و طرفداران او بود.

پسر كوچكتر شما مهدي نيز كه يكي از عوامل اصلي اين اغتشاشات بود با فعاليت‌هاي رسانه‌اي در تخريب اركان نظام، دولت، سپاه و بسيج و همچنين تجهيز اوباش براي بر هم ريختن اوضاع شهرها، پرداخت مبالغ هنگفت براي ستاد يكي از كانديداها و برداشت از بيت‌المال با اهداف سياسي و ... پرونده سياسي را از خود باقي گذاشته است.

و اما در آخرين مورد فرزند برومند ديگري از خانواده شما ياسر، در 13 آبان با لياس مبدل به تحريك اغتشاشات‌كننده‌ها براي آشوب مي‌پرداخت.

آنچه كه در ابتداي نامه خدمتتان عرض شد تاكيد بر اين نكته بود كه هيچ كدام از دوستداران انقلاب از ريزش سران انقلاب خوشحال نمي‌شوند و دوست دارند آنها را همچنان در قامت يك انقلابي ببينند.

لذا بر طبق موارد ياد شده از خانواده جنابعالي، از شما تقاضا داريم از اين اعمال زشت و موهن خانواده‌تان تبري بجوييد و به صراحت اعلام كنيد كه اگر به دليل خطاهاي نابخشودني خانواده‌تان در جفا به ملت، خودتان در معرفي ايشان به دستگاه عدالت پيش قدم مي‌شويد و آنها را به قاضي وا مي‌گذارد تا همه چيز آشكار و شفاف گردد.

آقاي هاشمي بگذاريد تاريخ نام خوشي را از شما در كتاب قطورش بنگارد و اميدواريم هر چه صريح تر اين اقدام انقلابي از طرف شما اتفاق افتد؛ پيش از آنكه دير گردد و تاريخ برخي انقلابيون صدر اسلام تكرار گردد

هاشمي با تبري از اعمال زشت خانواده خود در معرفي آنان به دادگاه پيشقدم شود

4 اتحاديه بزرگ دانشجويي با صدور نامه‌اي سرگشاده خطاب به هاشمي رفسنجاني ضمن يادآوري اقدامات غيرقانوني برخي اعضاي خانواده وي، از هاشمي خواستند تا ضمن تبري از اعمال موهن خانواده خود، در معرفي اين افراد به دادگاه پيش قدم شود.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، متن نامه سرگشاده دفتر تحكيم وحدت، بسيج دانشجويي، اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل و اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان خطاب به هاشمي رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي هاشمي!
حديث ريزش مجاهدين صدر اسلام را پس از رحلت پيامبر بارها خوانده‌ايم و هر بار صد افسوس مي‌خوريم كه چرا افرادي همچون طلحه و زبير اينگونه به دام نفس افتادند و خانه آخرتشان را بيهوده خراب كردند.

بي‌گمان در كنكاش اين انحراف، صدها دليل و سند مي‌توان اقامه كرد اما حكايت روايتي كه مي‌گويد «زبير از ما بود تا زماني كه فرزندش بزرگ شد» اين آيه قرآن را برايمان گوشزد مي‌كند كه در مال و فرزندانتان آزمايش گنجيده است، آزمايشي كه زبير از آن ناموفق بيرون آمد و كار را تا بدانجا پيش برد كه مقابل مولاي زمانش شمشير كشيد.

برادر گرامي، آقاي هاشمي!
بي‌گمان خود حضرتعالي نيز از فعاليت‌هاي خانواده‌تان عليه نظام جمهوري اسلامي حداقل در بازه انتخابات اخير (اگر نخواهيم پرونده‌هاي سابق را ذكر كنيم) آگاه هستيد.

دختر شما فائزه در تجمع غيرقانوني 25 خرداد يكي از عوامل تحريك‌كننده مردم بود كه گويا به شما علت حضورش را خوردن ساندويج گفته بود.

ايشان در تجمع آشوبگران در روز قدس و بسياري ديگر از تجمعات به ظاهر اعتراض‌آميز كه عملا به سر دادن شعار عليه جمهوري اسلامي و ديگر آرمان‌ها تبديل مي‌شد، حضور يافته و نقش موثري در تحريك معترضين داشته است؛ اگرچه وي در يكي از اين تجمعات بازداشت و پس از 24 ساعت رهايي يافت.

آيا تاكنون فايل صوتي افاضات ايشان عليه رهبري و نظام را شنيده‌ايد كه چگونه گستاخانه هتك حيثيت مي‌كنند!؟

همسر گرامي شما، در 22 خرداد بعد از راي دادن چنين فرمودند كه «اگر موسوي راي نياورد تقلب گرديده است و مردم به خيابان‌ها بريزند».

فرزند ديگر شما محسن هاشمي كه مدير عامل مترو مي‌باشد، تلاش خود را براي پيروزي يك كانديداي خاص با استفاده از اموال بيت المال انجام داد به طوري كه Lcd ايستگاه هاي امام خميني (ره) كه به منظور پخش آگاهي در نظر گرفته شده است مدام در حال پخش موسيقي فيلم مستند انتخاباتي مير حسين موسوي و طرفداران او بود.

پسر كوچكتر شما مهدي نيز كه يكي از عوامل اصلي اين اغتشاشات بود با فعاليت‌هاي رسانه‌اي در تخريب اركان نظام، دولت، سپاه و بسيج و همچنين تجهيز اوباش براي بر هم ريختن اوضاع شهرها، پرداخت مبالغ هنگفت براي ستاد يكي از كانديداها و برداشت از بيت‌المال با اهداف سياسي و ... پرونده سياسي را از خود باقي گذاشته است.

و اما در آخرين مورد فرزند برومند ديگري از خانواده شما ياسر، در 13 آبان با لياس مبدل به تحريك اغتشاشات‌كننده‌ها براي آشوب مي‌پرداخت.

آنچه كه در ابتداي نامه خدمتتان عرض شد تاكيد بر اين نكته بود كه هيچ كدام از دوستداران انقلاب از ريزش سران انقلاب خوشحال نمي‌شوند و دوست دارند آنها را همچنان در قامت يك انقلابي ببينند.

لذا بر طبق موارد ياد شده از خانواده جنابعالي، از شما تقاضا داريم از اين اعمال زشت و موهن خانواده‌تان تبري بجوييد و به صراحت اعلام كنيد كه اگر به دليل خطاهاي نابخشودني خانواده‌تان در جفا به ملت، خودتان در معرفي ايشان به دستگاه عدالت پيش قدم مي‌شويد و آنها را به قاضي وا مي‌گذارد تا همه چيز آشكار و شفاف گردد.

آقاي هاشمي بگذاريد تاريخ نام خوشي را از شما در كتاب قطورش بنگارد و اميدواريم هر چه صريح تر اين اقدام انقلابي از طرف شما اتفاق افتد؛ پيش از آنكه دير گردد و تاريخ برخي انقلابيون صدر اسلام تكرار گردد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388;ساعت 8:51;  توسط عاشق مهدی;  | 

چرخش آشکار کاخ سفید در کمتر از 24 ساعت؛

مواضع حضرت آيت الله خامنه اي کاخ سفيد را لرزاند

در پي سخنان مقتدرانه و عزتمدارانه روز گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامي، سران کاخ سفيد با انتشار بيانيه اي از طرف اوباما، عقب نشيني آشکار و علني خود را آغاز کردند. 

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» پس از سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجويان و دانش آموزان كه صبح ديروز 12 آبان 1388 به مناسب سالروز تسخير تاريخي لانه جاسوسي آمريكا در سال 13 آبان 1358، ايراد شد، باراك اوباما بيانيه اي صادر کرد و با چرخشی 180 درجه ای ولی ظاهری، بر فراموشي روابط گذشته ميان ايران و آمريكا و از سرگيري روابط بين دو دولت تاكيد كرد.

اين در حالي كه مقام معظم رهبري در بيانات روز گذشته با اشاره به سخنان خود در اول فروردين در مشهد مقدس مبني بر اينكه اگر دستكش مخملي بر روي پنجه چدني كشيده شده باشد جمهوري اسلامي ايران دست خود را بسوي اين دست دراز نخواهد كرد، افزودند: آمريكايي ها از يك طرف صحبت از مذاكره مي كنند، اما از طرف ديگر، به تهديدهاي خود ادامه مي دهند.

باراک اوباما، رئيس جمهوري آمريکا در بيانيه خود گفته است: ايالات متحده خواستار برقراري روابطي برپايه منافع دو جانبه و احترام متقابل با ايران است.

اوباما در بيانيه خود اعلام كرده است: من به طور آشکار مشخص کرده ام که ايالات متحده قصد دارد گذشته را پشت سر بگذارد و خواستار برقراري رابطه با جمهوري اسلامي بر اساس منافع دو جانبه و احترام متقابل است.

اوباما در ادامه پيام خود افزوده است: ما در امور داخلي ايران دخالت نمي کنيم، ما عمليات تروريستي عليه ايران را محکوم کرده ايم، ما حق ايران براي برخورداري از يک برنامه انرژي هسته اي صلح آميز را به رسميت شناخته ايم، ما اراده خود را براي حرکت در جهت اعتمادسازي به همراه ساير اعضاي جامعه بين المللي نشان داده ايم.

اين بيانيه باراك اوباما در حالي صادر شد كه رهبر معظم انقلاب در سخنان روز گذشته خود در بيان علت مستكبرانه بودن رفتار آمريکا فرمودند: آمريكايي ها مي گويند مذاكره بايد به نتيجه مورد نظر ما برسد، و اگر نرسد، فلان كار را خواهيم كرد، اين همان رابطه گرگ و ميش است كه امام فرمودند، ما اين رابطه را نمي خواهيم.

نکته جالب توجه اینکه، در بیانه منتشر شده از سوی اوباما به طوری ناشیانه و بدون در نظر گرفتن مضمون واقعی بیانات حضرت آیت الله خامنه ای، باز هم بر نیت واقعی ایالات متحده از مذاکره و تاکید شده است: حال وقت آن است که حکومت ايران تصميم بگيرد که مي خواهد بر روي گذشته تمرکز کند يا اين که تصميم هايي را اتخاذ خواهد کرد که درهاي فرصت هاي بزرگ، کاميابي و عدالت را به روي مردمش مي گشايد.

مقامات کاخ سفید در این بیانیه، ناشیانه و در کنار ژست سیاسی جدید که اتخاذ کرده اند، آشکارا اهداف پشت پرده خود را بیان نموده اند که باز هم نشان از بی تدبیری و از طرفی نشانه سردرگمی آنان از سخنان حضرت آیت الله خامنه ای در 12 آبان 1388 دارد.

کارشناسان مسائل سیاسی این موضع گیری عجولانه و بی محتوای کاخ سفید را اولین لرزه های سخنان رهبری ایران می دانند که از موضعی قدرتمند و عزتمدارانه رابطه با آمریکا را به دلیل رفتار مستکبرانه اش رسما منتفی اعلام کرد./انتهای پیام/

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388;ساعت 8:35;  توسط عاشق مهدی;  | 

بی‌شمار بودن! فتنه‌گران در روز 13 آبان

راهپیمایی پرشکوه و ضداستکباری مردم، دانشجویان و دانش‌آموزان تهرانی در مقابل لانه جاسوسی امریکا امروز در حالی با جمعیت صدها هزارنفری و باشکوه‌تر از همه سال‌های قبل برگزار شد که آن‌سوتر و در میدان هفت‌تیر، تعدادی از افراد مخل نظم عمومی که از هفته‌ها قبل وعده داده بودند روز 13 آبان در حمایت از میرحسین موسوی به خیابان خواهند آمد، اقدام به سردادن شعارهای انحرافی و درگیری با مأموران انتظامی کردند.

به گزارش رجانیوز، نکته قابل توجه در تجمع اخلا‌کنندگان در نظم عمومی، پراکندگی آنان و جمعیت به‌مراتب کمتر از آخرین تجمع این جریان در روز قدس بود، به‌طوری که پس از پایان تجمع در مقابل لانه جاسوسی و حرکت مردم تجمع‌کننده به سمت میدان هفت‌تیر، فتنه‌گران مجبور به ترک این محل و حرکت به سمت خیابان ولی‌عصر(عج)شدند.

تجمعات پراکنده قانون‌شکنان که جمعیت آن‌ها کمتر نیز شده بود، با اقتدار نیروهای انتظامی تا حدود ساعت 13 به‌طور کامل از هم پاشیده شد.

تصاویر زیر مربوط به تعدادی از فتنه‌گرانی است که از روزهای قبل در سایت‌های خود با درج بنرها و فراخوان‌هایی با عنوان "بی‌شماریم، 13 آبان می‌آییم" و "شهر را تسخیر می‌کنیم" تلاش داشتند مردم را به حضور در خیابان‌ها تحریک کنند. اگرچه حدود ساعت 12 امروز، در سایت بالاترین سايت جمعي از ضد انقلاب هاي داخلي و خارجي، از کاربران با التماس خواسته می‌شد اگرچه تعدادمان کم است اما خیابان‌ها را خالی نکنید تا بعدازظهر که ادارات تعطیل می‌شود، تعدادمان اضافه می‌شود.

لینک کامل عکسها رو در این سایت ببینید.

http://www.bachehayeghalam.ir/linkdump/012109.php

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388;ساعت 8:32;  توسط عاشق مهدی;  | 

ای کاش همه مردم ایران می دانستندآمریکا دوست ما نیست مردم عراق وافغانستان و کشورهای که پوتین های سربازان امریکایی برخاک این کشورها لگد می زنند ببینید آیا آمریکا مدافع صلح در جهان است؟

پس نوامیس مردم پاکستان وعراق وافغانستان توسط چه کسانی دریده می شود؟

تا کی چشم ها را باید ببندندایرانیان آمریکایی دوست تا کی؟

راستی چرا فلسطینان باید برای پس گرفتن خاک خود۷۰سال یا بیشتر کشته بدهند؟

کمی اندیشه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388;ساعت 8:35;  توسط عاشق مهدی;  | 

رسانه‌ها نگذارند خدمات اسلام به زنان به پای مدرنيسم نوشته شود

گروه اجتماعی: رسانه‌ها به دليل فراگيری می‌توانند با توليد برنامه‌های مختلف به تبيين جايگاه زن در اسلام بپردازند تا خدمات اسلام به پای مدرنيسم نوشته نشود.

«مريم معين‌الاسلام» مدرس حوزه و دانشگاه در گفت‌و‌گو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، به ارائه تعريفی از مدرنيسم پرداخت و گفت: تحولات تكنولوژيكی كه غالباً زمينه پيشرفت را فراهم می‌كند از ابعاد مهم مدرنيسم است و حضور در اين عرصه نمی‌تواند رسالت زن مسلمان را تحت‌الشعاع قرار دهد.

وی افزود: پويايی و فعاليت برای رسيدن به كمال از جمله ويژگی‌های انسان مسلمان است بنابراين با تأمل در انديشه اسلامی به اين نتيجه می‌رسيم كه استفاده از اين امكانات به شرط اينكه منجر به افزايش توانايی افراد اعم از زن و مرد شود مورد سفارش مكرر اسلام است.

اين مدرس دانشگاه قم در ادامه اقتضائات مدرنيته را از جمله مسائل چالش‌برانگيز اسلام با مدرنيسم دانست و تصريح كرد: حضور بی‌ضابطه زن در محيط‌های اجتماعی و سياسی از جمله ملزومات مدرنيسم است كه مورد قبول زن مسلمان قرار نمی‌گيرد زيرا طبق انديشه اسلامی زنان با رعايت احكام اسلامی می‌توانند حضور مؤثری در جامعه داشته باشند.

 مدرس جامعة‌الزهرا:

كم‌كاری زنان و همچنين مسئولان در به دست آوردن اطلاعات واقعی از دين، كج‌سليقگی و كج‌فكری‌ها برخی از دولت‌های مسلمان باعث شده كه چهره دين متحجر و عقب‌افتاده باشد

مؤلف كتاب «تبيين و ترسيم حجاب» با تأكيد بر اين مطلب كه رعايت حجاب می‌تواند بر روند حضور تأثيرگذار زن در جامعه مدرن تسريع ‌بخشد، اظهار كرد: شاهد اين مطلب نيز حضور زن در دنيای به‌اصطلاح مدرن است زيرا تأكيد بر حضور برهنه زن در اجتماع، وی را به ابزار جنسی تبديل كرده لذا تمام استعدادهای بالقوه زنان به اين دليل ناديده گرفته شده است.

مدرس جامعة‌الزهرا در ادامه با استناد به منابع تاريخی اظهار كرد: به‌زعم مورخان، ظهور اسلام زمينه مساعدی را برای فعاليت سياسی و اجتماعی زنان فراهم كرد و حيات اجتماعی را برای آنان به ارمغان آورد زيرا پيش از آن زنان از تمام حقوق انسانی محروم بودند چه برسد به فعاليت اجتماعی.

وی ارائه الگوهای عملی همچون حضرت زهرا(س)، حضرت زينب(س)، همسران پيامبر(ص)، ام سلمه و موارد مشابه را از ديگر مصداق‌های فعاليت اجتماعی و سياسی زن در اسلام عنوان كرد و افزود: در عصر كنونی نيز زنان اجازه حضور در عرصه‌های مختلف را دارند و اين مسأله به تأييد مقام معظم رهبری نيز رسيده است البته اين حضور منوط به رعايت آداب و مؤلفه‌هايی است كه در مدرنيسم ناديده گرفته شده و بی‌توجهی به آن آسيب‌های زيادی را به زنان و جامعه رسانده است.

نويسنده كتاب «زنان و برنامه تربيتی اسلام» در پاسخ به پرسش خبرنگار ايكنا مبنی بر اينكه چرا با اين وجود برخی‌ها حضور فعالانه زنان در اجتماع را محصول مدرنيسم می‌دانند، گفت: اين برداشت‌ها ناشی از فعاليت تبليغی دشمنان است زيرا آنان نيز متوجه اين واقعيت شده‌اند كه ارائه چهره واقعی دين به ويژه جايگاه زنان نقشه‌های آنان را بی‌نتيجه می‌گذارد.

معين‌الاسلام كم‌كاری زنان و همچنين مسئولان در به دست آوردن اطلاعات واقعی از دين، كج‌سليقگی و كج‌فكری‌های برخی از دولت‌های مسلمان را نيز مزيد بر علت دانست و تصريح كرد: برخی از اقدامات نيز باعث شده كه چهره دين متحجر و عقب‌افتاده باشد.

مدير دفتر پژوهش‌های فرهنگی استان قم در پاسخ به اين پرسش ايكنا كه پس به نظر شما مدرنيسم دستاوردی برای زن مسلمان ندارد؟ اظهار كرد: ره‌آورد مدرنيسم را بايد از زنان غربی كه در تعامل با آن هستند جويا شويم زيرا به اذعان بيشتر آنان كه «دايان پاسنو» مسئول مركز مطالعات خانواده آمريكا نيز جزء آنان است مدرنيسم غير از تخريب چهره زن و تباهی خانواده ره‌آورد ديگری ندارد.

 بازنده اصلی مدرنيسم

زنان بازنده اصلی مدرنيسم و الگوی فكری ارائه شده توسط آن هستند و استفاده تبليغی از زنان برای افزايش فروش، دليلی بر اين مدعاست

در اين بخش از گفت‌وگو معين‌الاسلام به بخشی از سخنان اين مقام مسئول در ايالات متحده اشاره كرد كه معتقد است «مكتب فمنيسم به‌منظور احقاق حقوق زنان پايه‌گذاری شد اما همين افكار فقط به افزايش آمار طلاق، خشونت عليه زنان، بی‌بهره ماندن زنان از موهبت‌ها و لذت‌های طبيعی همچون مادرشدن و ... انجاميد.»

به گفته اين استاد دانشگاه ارائه مدل جديد از حضور زنان در عرصه‌های سياسی و اجتماعی و عرضه آن به جامعه جهانی توسط انقلاب اسلامی، مهم‌ترين چالش كنونی مدرنيسم با اسلام است زيرا طبق اين الگو زنان با پای‌بندی به حريم اخلاقی و توجه به نقش مادری و همسری خويش به فعاليت اجتماعی و سياسی می‌پردازند.

به اعتقاد وی كه تاكنون 25 مقاله درباره زن به مجامع بين‌المللی ارسال كرده است، گرايش زنان غربی به اسلام و افزايش آمار روزانه آن مبين اين نكته است كه آنان نتوانسته‌اند در قالب مدرنيسم و قوانين آن به حقوق اوليه خود برسند.

اين عضو فعال در امور بانوان با اشاره به برخی از سخنان مقام معظم رهبری كه تصريح كرده‌اند «ما از جامعه مدرن مطالبات اساسی داريم كه مسأله زنان نيز جزئی از آن است» اظهار كرد: زنان بازنده اصلی مدرنيسم و الگوی فكری ارائه شده توسط آن هستند و استفاده تبليغی از زنان برای افزايش فروش، دليلی بر اين مدعاست.

وی اظهار كرد: در فرهنگ غربی زن به‌عنوان يك ابزار است كه نه تنها توقعاتش لحاظ نشده بلكه ابزار وصول به اهداف سرمايه‌داری است لذا ما به‌عنوان زن مسلمان نمی‌توانيم احكام اسلامی را به دليل رضايت مدرنيسم تغيير دهيم.

اين مدرس حوزه علميه جامعة‌الزهرا در پايان اين گفت‌و‌گو خواستار شناسايی مؤلفه‌های زن مسلمان و معرفی آن به جامعه شد و تصريح كرد: رسانه‌ها به دليل فراگيری می‌توانند با توليد برنامه‌های مختلف به تبيين جايگاه زن در اسلام بپردازند تا خدمات اسلام به پای مدرنيسم نوشته نشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388;ساعت 8:27;  توسط عاشق مهدی;  | 

سالها تاریخ شمسی گشت وگشت

شادمان شد تا شنید این سرگذشت

روز میلاد امام هشتم است

هشت هشت جمعه هشتادوهشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388;ساعت 14:26;  توسط عاشق مهدی;  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388;ساعت 14:24;  توسط عاشق مهدی;  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388;ساعت 14:22;  توسط عاشق مهدی;  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388;ساعت 14:21;  توسط عاشق مهدی;  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388;ساعت 14:17;  توسط عاشق مهدی;  |